یادداشت ها15 مهر 1387 ساعت 20:24 بعد از ظهر | |
چون آگهی ای دوست ز هر اسراری/چندین چه خوری به بیهده تیماری/چون می نرود به اختیارت کاری/خوش باش در این دمی که هستی باری |
5 مهر 1387 ساعت 21:27 بعد از ظهر | |
آن که می اندیشد / بناچار دم فرو می بندد/ اما آنگاه که زمانه / زخم خورده و معصوم/ به شهادتش طلبد/به هزار زبان سخن خواهد گفت...
** احمد شاملو **
|
16 تیر 1387 ساعت 10:17 قبل از ظهر | |
سلام مهسا جون
مثل این كه شام تولدت و قبل از این كه به دنیا بیای خوردیم
تولدت مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررك عزیزم
به این دنیای نه چندان زیبا خوش اومدی... بازم بیا این طرفا |
16 تیر 1386 ساعت 09:54 قبل از ظهر | |
سلام تولدت مبارك امیدوارم 110000000000000000000000000000000000000000000 سال روزهای خوبی و خوشی وشادی داشته باشی
|
16 تیر 1386 ساعت 08:58 قبل از ظهر | |
سلام گلم
تولدت مبارک همیشه شاد و سلامت باشی |
15 تیر 1386 ساعت 01:28 قبل از ظهر | |
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخك
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولك
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و كوچك
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارك
|











