یادداشت ها1 مرداد 1387 ساعت 11:02 قبل از ظهر | |
با همه چیز در آمیز و با هیچ آمیخته نشو.
در انزوا پاك ماندن نه سخت است و نه با ارزش!
|
10 اردیبهشت 1387 ساعت 10:46 قبل از ظهر | |
هنوز فرصت هست...فرشته می گوید گفتند:چهل شب خانه ات را آب و جارو کن شب چهلمین خضر(ع)خواهد آمد.چهل سال خانه ام را رفتم و روبیدم و خضر(ع) نیامد زیرا فراموش کرده بودم حیاط خلوت دلم را جارو کنم گفتند:چله نشینی کن. چهل شب خودت باش و خدا و خلوت شب.چهلمین بر بام آسمان خواهی رفت ومن چهل سال از چله ی بزرگ زمستان تا چله ی کوچک تابستان را به چله نشستم اما هرگز بلندی را بوی نبردم زیرا از یاد برده بودم که خودم را به چهل ستون دنیا زنجیر کرده ام گفتند:دلت پرنیان بهشتی است. خدا عشق را در آن پیچیده است.پرنیان دلت را وا کن تا بوی بهشت در زمین پراکنده شود . چنین کردم بوی نفرت عالم را گرفت و تازه دانستم بی آنکه باخبر باشم شیطان از دلم چهل تکه ای برای خودش دوخته است به اینجا که می رسم نا امید می شوم.آنقدر که می خواهم همه سرازیری جهنم را یکریز بدوم اما فرشته ای دستم را می گیردومی گوید:هنوز فرصت هست به آسمان نگاه کن.خدا چلچراغی آز آسمان آویخته است که هر چراغش دلی است.دلت را روشن کن تا چلچراغ خدارا بیفروزی.فرشته شمعی به من می دهدو میرود راستی امشب به آسمان نگاه کن.ببین چقدر دل در چلچراغ خدا روشن است نوشته شده توسط : محمد رضا ایوانی |








