تبلیغات


__
یادداشت ها
4 مرداد 1387 ساعت 20:19 بعد از ظهر
احساس بی کسی می کرد, اما نگران نبود, ازجا برخاست, جسدش را که برکف اتاق افتاده بود، ندید, ناپیدایی اش رادرآیینه ندید, به میز نزدیک شد, شعر ناتمامش را خواند, و برآخرین برگ دفتر نوشت, هنوز هم زیبایی، زندگی...(-_-)
4 مرداد 1387 ساعت 15:53 بعد از ظهر
Your whole life is ahead of you. It is your life, your chance to be who and what you want to be
4 مرداد 1387 ساعت 11:13 قبل از ظهر
سلام مطلب اطاعت از شیزان رو خوندم و نطر خودم رو نوشتم. بخاطر همه چی ممنونم. بخاطر همه چی یا علی
4 مرداد 1387 ساعت 08:55 قبل از ظهر
سلام گفته بودم یادم می مونه. تولدت مبارك. چهارم مرداد 1367 روزیه كه خداوند یكی از فرشته های آسمونیشو فرستاد زمین تا به آدمهایی مثل من كمك كنه. انشاالله عمری با عزت داشته باشی. خوشبخت بشی و به آرزوهای خوبت برسی. به آرزوی های بدت هم نرسی. انشاالله همیشه دلت مملو از آرامش باشه و شادی. امیدوارم هیچ وقت از لحاظ انسانی تنزل نكنی و مثل حالا ، همیشه سیر صعودی خودت رو به طرف معشوق ازلی در پیش بگیری. التماس دعا یا علی
3 مرداد 1387 ساعت 13:29 بعد از ظهر
جوجو
31 تیر 1387 ساعت 01:37 قبل از ظهر
سلام تولدت یادمه ههههاااااااا اما الان نه ... به موقع اش میخوام تبریك بگم. البته اگه تا روز تولدت عمرم باقی باشه یا علی
__