یادداشت ها24 خرداد 1386 ساعت 02:52 قبل از ظهر | |
دوست كسی است كه همه كارهای تو برایش مهم باشد
دوست كسی است كه در خوشی ها و ناخوشی ها به او رو كنی
دوست كسی است كه همه كرده های تو را بفهمد
دوست كسی است كه حقیقت را درباره خودت به تو بگوید
دوست كسی است كه بداند در هر حال چه بر سر تو می آید
دوست كسی است كه با تو رقابت نكند
دوست كسی است كه وقتی همه چیزبرای تو خوب است از ته دل خوشحال شود
دوست كسی است كه وقتی اوضاع خوب نیست بكوشد تو را شاد كند
دوست كسی است كه امتداد تو باشد و بدون او كامل نباشی |
1 خرداد 1386 ساعت 01:40 قبل از ظهر | |
اگر
اگر از این دیوارهای آهنین
فقط یک روزنه دیده میشد
به اندازهء نوری کوچک
اگر میدانستم که حتی یک نفر
در این لحظه به فکر من است
و اگر میدانست چه میکشم
بی درنگ به سویم میشتافت
اگر فقط یک گوش بود که حرفهایم را می شنفت
یک عقل بود که مرا می فهمید
یک قلب بود که دردم را حس میکرد
اگر شعرهایم را
شاعری بلند میخواند و لذت میبرد
رهگذری می شنفت و به اوج آرامش می رسید
فیلسوفی نگاه می کرد و به فکر فرو میرفت
عاشقی به معشوقش میداد
و هر دو از عشق لبریز میشدند
شاید در این ظلمتِ شب
که دل تنگتر از کوچه های غربت است
تنها نبودم
|
1 خرداد 1386 ساعت 01:40 قبل از ظهر | |
نشانی
چه سوال عجیبی!
"نشانهء قلبم؟!"
دستم را می برم به چانه ام
و میگویم:
"نور نگاهم را که دنبال کردی
و به مهر لبخندم که رسیدی
دریچهء احساساتم را می بوسی
و از پوست خاموشم عبور میکنی
با شیرین زبانی وارد رگهایم می شوی
همراه جریان خونم می روی
و می روی
و می روی
آنگاه
به مزرعهء احساساتم
-قلبم-
می رسی!
نقشهء زخمهایم را می توانی مرور کنی
و بیاموزی:
بدون چتر نجات پریدن
لذتبار
و نیز دردناک است.
اکنون تو به مقصد رسیده ای
پس در کوچه های شلوغ عاطفه ام
می دوی.
ناگاه
بر میخوری به اثر انگشتانت
که بر دیواره های قلبم
خط انداخته...
و حال؟
حال... هیچ!
می توانی با اطمینانی خاطر
نشانهء قلب دیگری را
فتح کنی
|
16 دی 1385 ساعت 23:47 بعد از ظهر | |
سلام خانومی.امیدوارم كه خوب باشی.
مواظب خودت باش. |
25 آذر 1385 ساعت 04:14 قبل از ظهر | |
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
نمی شد آقای رادمهر رو add نکنین
من اینجا هم نباید از دست این راحت باشم
پیروز باشید
خدانگهدار
|
25 آبان 1384 ساعت 15:23 بعد از ظهر | |
نکنه یادت رفته باشه،یه روزو روزگاری بود
واسه شبای بی کسیت عاشق بی قراری بود
نکنه که وقتی نبودم دل به کسی باخته باشی
دلی که بهت هدیه دادم نکنه دورانداخته باشی
نفس نفس میزنم،من ازتودم می زنم
نگونگورسم روزگاره،من همه روبهم می زنم
من همونم که شعراشوفقط به توهدیه می داد
همون که ساخت اهنگ برات باریتم بارون رقص باد
ادما حالا قهری با ما،ناز می کنی یه اسمون
یه روزبازتنهامی شی می گی هاکان واسم بخون
حامد هاکان |










