15 اسفند 1385 ساعت 09:06 قبل از ظهر | |
سلام گلم مرسی از اینکه من را با این سایت آشنا کردی دوست دارم اندازه یه دنیا |
15 اسفند 1385 ساعت 02:10 قبل از ظهر | |
به مناسبت 14 اسفند ماه روز خاموشی ستاره پرفروغ شرق پیشوای بزرگ دکتر محمد مصدق، کوروش یا امیرکبیر زمانه ما
و با یاد زنده یاد مهندس نظام الدین موحد تنها خبرنگار ایرانی حاضر در دادگاه ملی شدن صنعت نفت در لاهه که چند روز پیش به سرای ابدی شتافت .
چکامه (شعر ) ای از شادروان مهدی اخوان ثالث (م.امید ) در کتاب "از این اوستا" که در بالای آن یادآور شده است :
به روان پاک محمد مصدق:
نوحه
نعش این شهید عزیز
روی دست ما مانده ست
روی دست ما ، دل ما
چون نگاه ، ناباوری به جا مانده ست
این پیمبر ، این سالار
این سپاه را سردار
با پیامهایش پک
با نجابتش قدسی سرودها برای ما خوانده ست
ما باین جهاد جاودان مقدس آمدیم
او فریاد
می زد
هیچ شک نباید داشت
روز خوبتر فرداست
و
با ماست
اما
کنون
دیری ست
نعش این شهید عزیز
روی دست ما چو حسرت دل ما
برجاست
و
روزی این چنین بتر با ماست
امروز
ما شکسته ما خسته
ای شما به جای ما پیروز
این شکست و پیروزی به کامتان خوش باد
هر چه می خندید
هر چه می زنید ، می بندید
هر چه می برید ، می بارید
خوش به کامتان اما
نعش این عزیز ما را هم به خاک بسپارید
راهشان پر رهرو
و
روانشان به سپنتامینو باد
پاینده ایران
|
14 اسفند 1385 ساعت 08:33 قبل از ظهر | |
طالع روزانه
*آبان امروز :: فردی را دوست داری بدون اینكه او تو را دوست داشته باشد. آرزو می كنی ای كاش او هم همین احساس را داشت. رفتارش را با تو عوض میكرد این آرزویی قشنگ است اما همه درها را به روی تو نبسته اند
14/12/85 |
8 اسفند 1385 ساعت 19:39 بعد از ظهر | |
با عرب کار نداریم
با شهر عرب،بحر عرب کار نداریم
با سال قمر،ماه رجب کار نداریم
ما گردش سال از خط خورشید گرفیتیم
با ظلمت و تاریکی شب کار نداریم
شیر شتر و روی عرب چند توان دید
با چهره منهوس عرب کار نداریم
بستیم حساب و طلب عالم بالا
جز زاهد مکار طلب کار نداریم
ای زاهد نیرنگ و ریا رو سر خود گیر
در پیش تو جز رنج و تعب کار نداریم
هر شهرت کاذب همه مفت دگران باد
چون شیخ به عنوان و لقب کار نداریم
هر چند که ما در پی گمگشته خوشیم
با بصره و بغداد و حلب کار نداریم
در دایره بی سببی نقطه عطفیم
با علت و اسباب سبب کار نداریم
ما را سر اندیشه سودای زمین نیست
بر روی زمین جز دو وجب کار نداریم
ما طالب صلحیم و طردار حقیقت
با جنگ فلسطین جلب کار نداریم
ما طبق سند ریشه در این خاک دواندیم
با آدم بی اصل و نسب کار نداریم
هر جا نبود شعر و ادب رو ننماییم
با مجلس عاری ز ادب کار نداریم
تاج سرما سایه ارباب ریا نیست
با هیچ به جز پرتو رب کار نداریم
سر در پی آن شادی دیرینه خویشم
جز چیدن اسباب طرب کار نداریم
تا بوسه چند از لب پیمانه نگیریم
جز بوسه بران غنچه لب کار نداریم
بسیار لغات عربی ورد زبان هاست
با این همه ما جز به اعنب کار نداریم
تا تلخی سکر آور می در دهن ماست
با مزه شیرین رطب کار ندارینم
گفتنی تو عجب شمس که درباره اعراب
با این همه کشتار عجب کار نداریم
شمس خلخالی
|
6 اسفند 1385 ساعت 06:13 قبل از ظهر | |
ای سرزمین من
هر جا که میروم مهر تو در غبار سپید ستاره ها
در بیکران سرخ افقهای دوردست
یا بر ستیغ شامخ آن قله های دور
می خواندم به خویش
با عشقت ای بلند
در بزم دلگشا و فروزان لاله ها
یا در نگاه مست غزالان تیز پا
در جان سبز و دلکش هر بیشه بلوط
با بوسه های باد به لبهای خشک لوط
از خویش میروم
کم کم بهار میرسد و دشتهای سبز
در موج گرم و سرخ شقایق شناورند
آه ای بهشت روشن پندارهای من
بر دیلمان و تالش و آن هگمتان پیر
بر قله سهند و بر آذرفشان او
بر سیستان و زابل و زال نژاده اش
بر آن خلیج ماندنی و جاودان پارس
بر دودمان کوروش دادآفرین قسم
هر جا که میروم
گویی هنوز هم آواز سم اسب سواران تیز تک
در کوره راه های خاطره
تکرار می شوند
در هر طلوع روشن خورشید خاوران
بینم که بهر راه سرفرازی این خاک زرنشان
بنشسته بر سمند سبکتاز افتخار
یعقوب قهرمان
آن دم که دیدگان من از لابلای ابر
تا سربلند قله البرز میدود
آن دیو پا به بند مرا میدهد نوید
از بس کنام شرزه پلنگان جنگجوست
آرد مرا بیاد از آرش دلیر
آن گرد شیرزاد کو جان کمانه کرد
پی خصم بد نهاد
ای خانه امید من
ای خاک پر گهر
هرگز گمان مدار
که در قلب کوچکم تنها نشان ز شوکت این یادگارهاست
تا دل درون سینه به مهر تو میتپد
ای بس امید تازه به فصل بهار هاست
بنوشته بر جبین زمان
با غرور و عشق
تا جاودان به تارک تو
افتخارهاست
"بانو هما ارژنگی"
|
28 بهمن 1385 ساعت 08:45 قبل از ظهر | |
salam anahita joon mamnoon az payame tabriket omidwaram hamishe movafagh va payandeh bashi.. |










