تبلیغات


__
یادداشت ها
1 فروردین 1387 ساعت 23:02 بعد از ظهر
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست - - - خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد ؟ کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی - - - حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد؟ لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست - - - تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد ؟ شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار - - - مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد؟ گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند - - - کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد ؟ صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست - - - عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد ؟ زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت - - - کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد ؟ حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش - - - از که می‌پرسی که" دور روزگاران را چه شد " ؟!!! سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 شاهنشاهی و 1387 خورشیدی بر شما خجسته باد
1 فروردین 1387 ساعت 17:22 بعد از ظهر
درود بر شما سالی خوش توام با سلامتی و موفقیت را برای شما و خانواده محترم آرزومندم. ارادتمند ج. گنجی
29 اسفند 1386 ساعت 21:08 بعد از ظهر
بهار زندگی ات بی خزان ...و دور از آفت دد صفتان :آرزویم همه این است هماره باشی سبز چون بهار ای ابر سر سبز بهاری دوستت دارم بر من بباری یا نباری دوستت دارم ای مانده پشت میله های زندگی خاموش من مثل آواز قناری دوستت دارم ای موج عاشق، خسته ی بی ساحل ِ فردا چون مثل دریا بی قراری دوستت دارم ... نوروزت فرخنده
7 اسفند 1386 ساعت 23:03 بعد از ظهر
درود! زادروزتان خجسته باد !همیشه پاینده و پیروز باشید ، آرزوی بهترینها رو براتون دارم . بر دم دهکده مردی تنها دست او بر دست میگوید با خود : غم این خفته ی چند خواب در چشم ترم میشکند!
6 اسفند 1386 ساعت 18:41 بعد از ظهر
زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد
5 اسفند 1386 ساعت 20:56 بعد از ظهر
به خشنودی اهورا مزدا درود بر شما جناب پریزاد زتد روز شما 8باسفند ماه راشاد باش میگویم امید آنکه در مسیر زندگی و در کار خود کوشا و پایدار باشید بدرود
__