15 اردیبهشت 1387 ساعت 22:58 بعد از ظهر | |
مسئول زندگى **********
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
دیروز کسی که مانع پیشرفت شما در زندگیتان می شد درگذشت ، شما برای شرکت در مراسم دفن این عزیز ساعت 10 فردا در سالن اجتماعات دعوت می شوید .
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است. این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!» کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد. آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود: «تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید. زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید. مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
|
15 اردیبهشت 1387 ساعت 20:02 بعد از ظهر | |
جواب بده هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار...!!! جواب سلام را با علیک بده ، جواب تشکر را با تواضع ، جواب کینه را با گذشت ، جواب بی مهری را با محبت ، جواب ترس را با جرأت ، جواب دروغ را با راستی ، جواب دشمنی را با دوستی ، جواب زشتی را به زیبایی ، جواب توهم را به روشنی ، جواب خشم را با صبوری ، جواب سرد را به گرمی ، جواب نامردی را با مردانگی ، جواب همدلی را با رازداری، جواب پشتکار را با تشویق ، جواب اعتماد را بی ریا ، جواب بی تفاوتی را با التفات، جواب یکرنگی را با اطمینان، جواب مسؤلیت را با وجدان ، جواب حسادت را با اغماض، جواب خواهش را بی غرور، جواب دورنگی رابا خلوص، جواب بی ادب را با سکوت ، جواب نگاه مهربان را با لبخند ، جواب لبخند را با خنده ، جواب دل مرده را با امید ، جواب منتظر رابا نوید ، جواب گناه را با بخشش، و جواب عشق چیست جز عشق ؟ همیشه جوابه های ، هوی نیست . جواب خوبی را با خوبی بده . جواب بدی را هم با خوبی بده . هیچ وقت جواب سر بالا نده . هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار. مطمئن باش هر جوابی که بدهی "یه روزی، یه جوری، یه جایی"به تو باز می گردد!! |
11 آذر 1386 ساعت 03:08 قبل از ظهر | |
: :::´*.
(´´•.¸(´´•.¸ ¸.•´´) ¸.•´´)
« only for you»
(¸.•´´(¸.•´´ ´´•.¸)´´ •.¸)
¸.•´
( ´•.¸
´•.¸ )
¸.•)´
(.•´
´*.
*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ ***** NO seu
________xxxxxxxxx______xxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
____________xxxxxxxxxxxxxxxxx
_______________xxxxxxxxxxxx
_________________xxxxxxxxx
__________________xxxxx
___________________xxxx
___________________xxx
__________________xx
_________________x
_______________سلام
امیدوارم هویشه لبهات ودلت شاد باشه |
13 شهریور 1386 ساعت 20:01 بعد از ظهر | |
ma ze yaran chashme yari dashtim
khod ghalat bod anche mipendashim |
12 شهریور 1386 ساعت 02:23 قبل از ظهر | |
اجب رسمیه رسم زمونه
قصه ی برگ و باد خزون
میرن ادما از اونا فقط
خاطره هاشون بجا میمونه |
25 تیر 1386 ساعت 02:49 قبل از ظهر | |
شما با نانسی مخالفین اخه یه نفر تو كلوب هست به اسم محسن محبی با نانسی مخالف و همش داره به من و نانسی توهین می كنهه |
- 1
- 2











