تبلیغات


__
یادداشت ها
11 اسفند 1386 ساعت 11:25 قبل از ظهر
عمری ست که تو را در خواب می بینم/میبینم که تنهای تنها از ترانه می آیی تا به روی چشمانم قدم بگذاری/ یاد ان قصه های نا گفته می افتم و یاد آن لحظه هایی که بی تو می مردم/ تو که نباشی کوچه های دلم بوی اقاقی ندارد/ در بیداری به کنارم بیا و نگذار به آخر خط برسم.....
29 دی 1386 ساعت 04:25 قبل از ظهر
عشق مجالی است میان کربلا و دمشق…. مثال شهید به آئینه ماند که چون می شکند به هزار آینه مبدل شود. خون شهید، آئینه تمام نمای رسالت خون است. و تو مپندار که شهادت و رسالت خون با ریخته شدن در پای معبود به انجام خواهد رسید. راز خون را جز شهدا در نمی یابند. راز خون را در حدیث راه عشق باید جستجو کردن. آغاز آن کربلاست. و امتداد آن تا دمشق ... رسالت خون با کربلا آغاز می شود. آن هنگام که هر قطره خون، تمامی حیات خود را به پای معبود تقدیم می کند، آئینه وجود شکسته می شود و رسالت جوشیدن، رسالت ریخته شدن در پای معبود به انجام می رسد. اما... این آغاز راه عشق است و آغاز راز خون... راه عشق را امتداد تا دمشق است. راز خون در این جاست که باید تا دمشق هر شکسته ی این آئینه را ستاره ای کرد بر سقف این گنبد گردون که همیشه و همه وقت، راه عشق را به جویندگان بنماید. راز خون آنگاه آشکار خواهد شد که خون به فریاد بدل شود. کربلا هنگامه ریختن است و دمشق موسم فریاد. و در این ریختن و فریاد شدن است که راز خون تفسیر می شود... حدیث راه عشق را تو مپندار که تنها باید در کربلا جستجو کرد. عشق مجالی است میان کربلا و دمشق. در کربلا خون می جوشد، ریخته می شود، بر نیزه می رود، و در دمشق فریاد می شود... و اینست تفسیر آن آیت که فرمود: انی اعلم ما لا تعلمون... تو ملک چه می دانی که راز خون چیست؟ تاسوعا و عاشورای حسینی، زمانی است که خون، رسالت جوشیدن و ریخته شدن را به انجام می رساند. و راه عشق با ریخته شدن خون آغاز می شود... تسلیت این مصیبت به شما و تمامی دوستداران و ارادتمندان اهل البیت علیهم السلام التماس دعای خیر... شب چراغ
27 دی 1386 ساعت 03:39 قبل از ظهر
الفجر ... و لیال عشر ... به نام خدا ... و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه كان منصورا (سوره اسراء آیه 33) سلام بر تو ای اباعبدالله، و سلام بر جانهای پاكی كه در طواف شمع وجود تو فانی شدند. از من بر تو سلام و درود تا آنگاه كه مرا نفسی می رسد و پس از آن تا آن زمان كه این روز و شب از پی هم روان هستند. و خداوند نخواهد كه این سلام، آخرین وعده گاه دیدار ما باشد.... سلام بر حسین، و سلام بر فرزندان حسین،‌ و سلام بر اصحاب حسین و سلام بر خاندان حسین.... و الیل اذا یغشی ... قسم به شب آنگاه که دامان خود می گسترد ... آنگاه که شب دامان خود را می گسترد، خورشید را بگو که هنگامه دمیدن است. شبهای تار امت رسول خدا، پس از شهادت امیرمومنان سلام الله علیه و تحمیل صلح ناخواسته به فرزند برومندش امام حسن مجتبی علیه السلام بر امت اسلام دامن گسترد. غفلت مسلمین و کوتاهی نخبگان و حیله کافران، سایه شبی به بلندای 20 سال بر امت اسلام گسترده کرد. و آنگاه که با مرگ معاویه، این شب تیره به پایان خود رسید، خورشید را عزم دمیدن بود. و النهار اذا تجلی ... و قسم به صبح آنگاه دمیدن آغاز کند... دمیدن خورشید را دیده ای؟ آنگاه که اول بار، شعاعی از نور را بر پهنه آسمان راون می سازد. بیداران و هشیاران عالم را اذان بیداری سر می دهد که قامت عشق ساز کنند و دلها را همراه قافله نور رهسپار کنند. اذان عشق، ندای حسین است "اما من مغیث یغیثنا لوجه الله" ... " اما من ذاب یذب عن حرم رسول الله" ... که تا ابد عالم و آدم را به سوی خویش خوانده است. و پس آنگاه، دامان شب را دیده ای که به سرخی خون می نشیند؟ چیرگی بر هر شبی، خون می خواهد و سزوارترین بر نثار خون، خورشید حقیقت است که با اولین پرتوهای نور، می دمد، اذان عشق سر می دهد و دلهای هشیاران و بیداران عالم را به خویش می خواند. و آنگاه دامان سیاه شب را به خون می نشاند... یا حسین... اولین نگارنده این معنا، خداوند متعال است آنگاه که فرمود: "... و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا فلا یسرف فی القتل انه كان منصورا (سوره اسراء آیه 33) (این آیه مستقیما اشاره به شهادت سیدالشهدا و انتقام خون توسط حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیهم دارد. لقب منصور که القاب حضرت بقیة الله سلام الله علیه است از این آیه شریف برداشته شده است.) و آنگاه که خنجر کین بر گلوی حسین نشست، ملک و ملکوت به ناله در آمد که: این به خون خضاب کرده، حسین است، فرزند برگزیده تو و پسر دخت نبی... و خداوند متعال زخم دل ملکوتیان را به مرهم وجود منتقم این خون به ناحق ریخته تسکین داد... آن زمان که کاروان اسرای کربلا، از میان پیکرهای مطهر و غرق به خون شهدا عبور داده می شد، اندوهی سخت قلب دخت امیر مومنان و قافله سالار این کاروان را در خود فشرد. امام زمانش، زین العابدین او را مژده داد که این سرزمین، به برکت این خون به ناحق ریخته، روزگاری صحن و سرایی بی مثال خواهد و هر پناه جوی حقیقتی، تا دمیدن صبح صادق و فرج آل محمد علیهم السلام از این بارگاه ملکوتی، راه آسمان را خواهد جست. تا آنزمان که خورشید حقیقت به تمامی طلوع کند و ذره ذره این سیاهی ها و سیاهکاران را در پرتو انوار خویش محو سازد... " جاءالحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا" و آنگاه که هنگامه دمیدن صبح صادق فرا رسید، و خورشید حقیقت به تمامی بر اهل زمین رخ نماید، و هنگامه ظهور قائم آل محمد علیهم السلام فرا رسد، زمان پیوند دوباره این دو نور مبارک است... مگر ندیده ای که آفتاب، آن هنگام که با تمام جلال و شکوه خویش طلوع می کند، تمامی آسمان را ردی از خون شفق در خود گرفته است؟ این خون حسین است که همه خونها را به جوش می آورد و زمینه ساز ظهور خواهد بود. اینگونه است که بر لبان مبارک یاران خورشید در هنگامه ظهور این کلام خواهد روئید.... " یا لثارات الحسین" مهر تابان وجود بقیة الله از مشرق به خون آغشته حسین، طلوع خواهد نمود. روز به تمامی، تجلی خود را نمایان می سازد تا آنگاه که لایق جاری شدن قسم خداوند متعال خواهد شد... والنهار اذا تجلی ... خورشید وجود آخرین ذخیره آل محمد علهیم السلام بر تمامی عالم و آدم تابیدن خواهد گرفت. حق به تمامی خود را آشکار خواهد ساخت و دیگر نشانی از باطل نخواهی یافت... و پس آنگاه، اول امامی که از آل محمد رجعت خواهد نمود، سیدالشهداست و هم اوست که وظیفه غسل و کفن پیکر فرزند برومندش حضرت بقیه الله الاعظم سلام الله علیهما را به انجام خواهد رساند و بر او اقامه نماز خواهد کرد. حقیقت این عالم ، عرصه ای است میان این دو طلوع. از طلوع خون رنگ حسین، اذان خون و قامت عشق، صلای بیداران و هشیاران که آنان را به خویش می خواند، تا طلوع دیگر بار خورشید وجود منتقم خون حسین. حقیقت، با فجر خون رنگ حسین آغاز می شود و منزل به منزل می رود تا به تجلی خورشید قائم آل محمد رسد... والفجر و لیال عشر... ایام عزای سید الشهدا سلام الله علیه بر شما تشنه کامان زلال معرفت محمدی تسلیت باد. التماس دعای خیر .... شب چراغ
23 دی 1386 ساعت 00:44 قبل از ظهر
تولد شما آقای ابطحی عزیز مبارک انشاله که این همه درس می خوانید کم نیاورید و روز به روز بیشتر معمولات کسب کنید و همیشه سلامت باشید و شاد و وبلاگ شما هم همینه پر پست باشد
22 دی 1386 ساعت 13:16 بعد از ظهر
سید عزیز تولدتون را تبریک و ایام سوگواری سالار شهیدان را تسلیت می گویم
18 دی 1386 ساعت 15:36 بعد از ظهر
تولدن مبارك دوماد بعد از این ... چاه مكن بهر كسی :دی
__