20 اردیبهشت 1387 ساعت 11:39 قبل از ظهر | |
زاده شده در ۵۹۰-۵۸۰ پیش از میلاد در ماد یا پارس ( ایران کنونی )
مرگ ۵۲۹ پیش از میلاد در آسیا
کوروش بزرگ ؛ پیرزومندی که امپراتوری هخامنشی ؛ که در پارس و خاورنزدیک از دریای اژه تا به سوی شرق و رود ایندوس متمرکز بود را بنیان نهاد . از او یادشده است در کتاب ؛ زندگینامه کورش نخستین ؛ که به توسط گزنفون ؛ سرباز و نویسنده یونانی ؛ نگارش یافته است . در کوروش نامه او پادشاهی ارمانی و باگذشت است که از سوی مردمانش در امپراتوری پارس ؛ پدر ؛ خوانده می شد . در تورات نیز همچون یک رهایی بخش است برای یهودیانی که در بابل اسیر بودند .
زندگی نامه و داستان زندگی :
کوروش میان سالهای ۵۹۰-۵۸۰ پیش از میلاد در ماد و یا شاید در پارس ؛ استان فارس امروزی ایران ؛ زاده شد . معنی و مفهوم نام او امروزه مورد گفتگو است ؛ زیرا مشخص نشده که ایا ان نامی شخصی بوده است و یا عنوانی شاهانه که به او داده شده بود . غیر مهم نیست که پس از امپراتوری هخامنشی این نام در منابع مرتبط با ایران پدیدار نگشت ؛ این موضوع می تواند بدان اشاره کند که نام کورورش معنایی ویژه و استثنایی داشته است .
بیشتر دانشمندان ؛ با این وجود ؛ بر این باورند که کوروش بزرگ دست کم دومین پادشاه با همین نام در پارس بوده است . یک نوشته به خط میخی اکدی - یک زبان میان رودانی ( عراق کنونی ) در روزگار پیش از مسیحیت - تصریح می کند که او بود :
« پسر کمبوجیه ؛ شاه بزرگ ؛ شاه انشان ؛ نوه کوروش ؛ شاه بزرگ ؛ شاه انشان ؛ نواده چیش پش ؛ شاه بزرگ ؛ شاه انشان ؛ از خاندانی که همواره پادشاهی می کردند »
در این مورد ؛ ان نوشته روشن می کند که کوروش از سلسله ای دراز از امرای فرمانروا برخاسته است .
مهمترین منبع برای شناخت زندگانی او ؛ کتاب تاریخنگار یونانی ؛ هرودوت ؛ است . زندگینامه ای ارمانگرایانه که می توان ترجیحا ان را یک رساله تاریخی پنداشت نیز به وسیله ؛ گزنفون ؛ برای تعالی اندیشه یونانی در مورد فرمانروای ایده ال نگاشته شده است . به هر ترتیب ؛ ان ؛ احترام بسیار زیادی را نشان می دهد که برای کوروش نه تنها مردمانش ؛ پارسیان ؛ بلکه یونانیان و دیگران قائل می شدند . هرودوت بیان داشته که پارسیان کورورش را پدر خطاب می کردند ؛ این در حالی است که پادشاهان اتی هخامنشی بدین اندازه مورد ستایش نبودند . داستان دوران کودکی کوروش همان سان که هرودوت شرح داده در کتاب گزنفون نیز تکرار شده است . شاید ؛ زندگینامه کوروش خوانده می شد در ان هنگام که اشکارا به عنوان یک الگو و باور قومی ؛ تقریبا با ویژگی یک ابرانسان بنیانگذار سلسله ؛ مورد تقلید قرار می گرفت . انچه روشن است ؛ باورهایی مشابه در مورد بانیان سلسله های دیگر نیز در سرتاسر تاریخ ایران وجود دارد . گزارش زندگی استیاگ ؛ پادشاه مادها و پارسها می رساند که دختر او با فرمانروای دست نشانده اش در پارس ؛ شاهزاده ای که کمبوجیه نام داشت ؛ ازدواج کرده بود . درپی این ازدواج کوروش به دنیا امد . استیاگ در خواب دیده بود که کودکی رشد خواهد کرد و او را سرنگون خواهد ساخت . بنابراین دستور داد کورورش به قتل رسانده شود . با این وجود ؛ رییس مشاورانش درعوض بچه را به یک چوپان سپرد تا بپروراند . هنگامیکه کوروش ده ساله شد به سبب ویژگیهای برجسته اش نزد استیاگ شناخته شد . با وجود کابوس بد او متقاعد شد اجازه دهد کوروش زنده بماند . کوروش هنگامیکه به بزرگسالی رسید در پارس بر علیه فرمانروا و پدربزرگ مادریش شورید ؛ استیاگ به سوی شورشی پیشروی کرد ؛ اما ارتش او را تنها گذاشت و تسلیم کورورش شد در ۵۵۰ پیش از میلاد .
پس از به ارث بردن امپراتوری ماد ؛ کوروش ؛ پیش از گستراندن قلمروی خویش به سوی غرب ؛ قدرت خود را بر روی قبایل ایرانی فلات ایران برقرار داشت . کرزوس ؛ پادشاه لیدی در اسیای صغیر ( اناتولی ) هنگامیکه از سقوط استیاگ اگاه شد قلمروی خویش را به سوی ماد گسترش داد و کوروش به عنوان وارث پادشاهی ماد به سوی لیدی پیشروی نمود . سارد ؛ پایتخت لیدی ؛ در ۵۴۷ یا ۵۴۶ پیش از میلاد فتح شد. کرزوس نیز یا کشته شد و یا انکه با خودسوزی خودش را کشت ؛ هرچند براساس گزارش منابع دیگر او اسیر کوروش شد و کوروش با او مدارا و محبت پیشه ساخت . ایونی های ساکن سرزمین های یونانی کناره دریای اژه ؛ که تابع پادشاه لیدی بودند این سان به کوروش گرایش یافتند و بیشترشان صلح جویانه تسلیم شدند . شورشهای چندگانه دیگرسرزمینهای یونانی نیز با دشواری فرونشانده شد . گام بعدی کوروش پیشروی به سوی بابل بود ؛ جاییکه نارضایتی مردم از ؛ پادشاه نبونید ؛ دستاویز لازم برای تاختن بدان سرزمین های پست و کم ارتفاع را فراهم اورد . فتح بابل ؛ دگربار برای مدتی کاهنان مردوک ؛ خدای ملی ناحیه بزرگ بابل ؛ که به وسیله نبونید ازرده شده بودند را احیا کرد . در اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد بود که این بزرگترین شهر دنیای کهن به توسط پارسها تصرف گشت .
در تورات ( به عنوان نمونه عزرا ؛۱ :۴-۱ ) کوروش به سبب ازاد ساختن اسیران یهودی بابل و اجازه بازگشت شان به سرزمین ابا و اجدادی نیک نام است . کوروش ؛ همچنین ؛ با بابلیان و دیگران نیز سازگاری نشان داد و مدارا کرد . او از مردمان بومی به وسیله پشتیبانی از سنتهای بومی و حتی قربانی کردن برای خدایان محلی دلجویی نمود . فتح بابل نه تنها میان رودان را به دست کوروش سپرد بلکه سوریه و فلسطین که هرکدامشان پیشتر به وسیله بابلیان تسخیر شده بودند را نیز به او داد . فرمانروای کیلیکیه در اسیای صغیر هنگامیکه کوروش رو به سوی کرزوس داشت با او هم پیمان گشت ؛ به همین سبب کیلیکیه یک موقعیت ویژه در امپراتوری کوروش یافت . بدین سان او به وسیله دیپلوماسی و سپاهیانش بزرگترین امپراتوری شناخته شده تا ان روزگار را بنیان نهاد .
به نظر کوروش رسید که چند پایتخت داشته باشد . یکی از انها شهر اکباتان ؛ همدان امروزی ؛ پایتخت پیشین مادها ؛ بود و ان دیگری پایتختی نو برای امپراتوری بود ؛ پاسارگاد در پارس ؛ گفته شده است که کوروش در انجا در نبرد با استیاگ پیروز شد . ویرانه های کنونی ؛ ستایش بازدیدکننده را برمی انگیزد. کورورش همچنین بابل را به عنوان پایتختی زمستانی قرار داد .
کوروش ؛ ضرورت نبود شوونیسم پارسی را بی درنگ از مردمان شکست خورده آموخت . او نه تنها از مادها دلجویی کرد ؛ بلکه ؛ انها را با پارسها در گونه ای از پادشاهی دوگانه پارسی و مادی یکسان برشمرد . کوروش سنن پادشاهی را از مادها وام گرفت . یک مادی گویا بسان یک ؛ وزیر ارشد ؛ مشاور پادشاه هخامنشی شده بود . بعدها در نقش برجسته های پرسپولیس ؛ یک پایتخت پادشاهی هخامنشی از زمان داریوش ؛ فردی مادی اغلب به همراه پادشاه بزرگ نشان داده شد . ایلامیان ؛ دیگراهالی بومی پارس ؛ نیز در بسیاری رکارها معلمان پارسیان بودند . به عنوان نمونه : پارسیان جامه ایلامی پوشیدند و موضوعات ایلامی نیز به توسط خود انان بر روی نقش برجسته های سنگی پرسپولیس برده شد . در انجا به نظر می رسد نواوری اندکی در حکومت و مقررات صورت گرفته باشد ؛ اما به بیانی دقیق تر باید گفت اشتیاقی وافر برای به عاریت گرفتن ؛ ترکیب کردن یا یک توانایی سازگار کردن بود که در امپراتوری هخامنشی به توسط کوروش به کار گرفته شد ؛ که بی گمان او رهبری هوشمند و نابغه نه تنها در ایجاد یک امپراتوری بزرگ بلکه در سازمان بخشیدن به فرهنگ و تمدن هخامنشی بود .
اشنایی ما با زندگانی کوروش اندک است . او دو پسر داشت ؛ یکی از ان دو ؛ کمبوجیه ؛ جانشین او شد . ان دیگری ؛ بردیا(سمردیس یونانیان ) ؛ گویی به توسط کمبوجیه پس از انکه شاه شد به صورت مخفیانه کشته شد . کوروش دست کم یک دختر نیز داشت به نام ؛ اتوسا ؛ که ( با برادرش کمبوجیه ازدواج کرد ) ؛ ممکن است دو دختر دیگر نیز داشت باشد اما انچه روشن است انان نقشی در تاریخ بازی نکردند .
کوروش همچنین ؛ هنگامی که بر استیاگ پیروز شد ؛ متصرفات مادی ایران شرقی را نیز به ارث برد ؛ اما او به تقریب با جنگاوری پادشاهیش را در ان نواحی برقرار و یکپارچه کرده بود . پس از فتح بابل ؛ او دوباره به سوی شرق رفت ؛ هرودوت مبارزه های او بر علیه چادرنشینانی که در شرق دریای کاسپین (مازندران) زندگی می کردند را شرح داده است . براساس گزارش تاریخنگار یونانی ؛ او در وهله نخست در نبرد با فرمانروای بیابانگردانی که ماساژت نامیده می شدند و یک زن بود پیروز شد و پسر او را نیز اسیر ساخت . پسر دستگیر شده در اسارت خودکشی نمود ؛ مادر او سوگند خورد که انتقام گیرد و کوروش را شکست دهد و به قتل رساند . داستان هرودوت شاید جعل و یا از نظر اصالت مورد تردید باشد ؛ اما فتوحات کوروش در اسیای میانه به احتمال زیاد داری اعتبار و ارزش است ؛ زیرا شهری در دورترین نقطه سغد که یونانیان ان را شهر کوروش می نامیدند گستردگی نهایی فتوحات خاوری او را نمایان می سازد .
میراث کوروش :
ان نشانی بر شایستگی بنیانگذار امپراتوری هخامنشی است که بعد مرگش گسترده تر هم شد و بیش از دو سده ماندگاری یافت . اما کوروش تنها یک فاتح و سرپرست بزرگ نبود ؛ او عظمتی خیره کننده مشابه انچه رومولوس در روم و موسی در میان بنی اسراییل به جای نهادند در یاد و خاطر مردمان پارسی به جای نهاد . داستان قهرمانانه نبردهای او در دیگر نقاط دنیای کهن ؛ در بسیاری از داستانهای مشروح قهرمانان و فاتحان ؛ مورد تقلید قرار گرفت . طرز زندگی کودکی کورورش که به یک شبان سپرده شد تا پرورانده شود یاداور داستان موسی و سبد بوریایی در مصر است . برانداختن پدربزرگ خودکامه اش نیز در دیگر اسطوره ها و افسانه های تاریخی بازگو شد . مورد تردید نیست که حماسه کوروش نخست از میان پارسها برامد و انگاه به توسط یونانیان شناخته شد . احساس و گرایشهای محترمانه و شگفت امیز او در میان پارسیان به یونانیان انتقال یافت ؛ و اینکه گرنفون کوروش را به عنوان الگوی فرمانروایی برای بیان اموزه هایش به یونانیان هم میهنش برگزید یک حادثه نبود .
خلاصه انکه ؛ تصویر کوروش در درازنای تاریخ بسان یک ابرمرد که یک امپراتوری را بنیان نهاد به جا مانده است . او نمونه ویژگیهای برتری شد که از یک فرمانروا در تاریخ باستانی انتظار می رفت ؛ و او سیمایی از یک فاتح که مدارا گر ؛ بخشنده و درعین حال شجاع و بی پروا بود هویدا ساخت . شخصیتش همانگونه که به وسیله یونانیان دیده شد بر انها و همچنین اسکندر نیز تاثیر نهاد . در سال ۱۹۷۱ ایران دو هزار و پانصدمین سالروز بنیان پادشاهی به وسیله کوروش را جشن گرفت .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
« تاریخ منبعی است که انسان نه تنها از ان معرفت و شناخت حاصل می کند بلکه حیات خود را نیز از ان به دست می اورد . » ـ « کارل یاسپرس »
|
20 اردیبهشت 1387 ساعت 11:34 قبل از ظهر | |
تاریخ اولیه و میانه و امپراطوری هخامنشیان (حدود 3200 پیش از میلاد تا حدود 330 پیش از میلاد)
کوروش کبیر پایه گذار امپراطوری پارسی و اولین منشور حقوق بشر بود.
ایران از زمان های پیش از تاریخ محل سکونت انسان ها بوده و کشفیات اخیر می تواند نوری را بیفشاند و مشخص کند که فرهنگ باستانی ایران شبیه چه بوده. یعنی قرن ها پیش از آن که اولین تمدن ها در حوالی بین النهرین سربرآورند.
امپراطوری هخامنشیان (حدود 648 تا 330 پیش از میلاد) در بزرگ ترین اندازه اش.
کوروش کبیر استوانه کوروش را به وجود آورد که به نظر می رسد اولین بیانیه حقوق بشر جهان باشد. او اولین پادشاهی بود که پسوند نامش کلمه" بزرگ" است. وی همچنین اولین شاه ایران است که دقیقاً "شاه ایران" نامیده شد. کوروش در همه مناطقی که بر آن مسلط شد و جزو امپراطوری پارس کرد, برده داری را ممنوع کرد. عقاید مهم و اساسی کوروش بعداً بر حقوق بشر تأثیرات بزرگی به جا گذاشت. قواعد حکومت داری کوروش با گزینش "عشق" به جای "ترس", بنیان قانون اساسی ایالات متحده امریکا را تحت تأثیر قرار داد.
بعد از مرگ کوروش, پسرش کمبوجیه برای هفت سال (522- 531 قبل از میلاد) حکومت کرد و کار پدرش را در کشورگشایی ادامه داد و دستاوردهای درخشانی در مصر به دست آورد. با مرگ کمبوجیه نزاع بر سر قدرت درگرفت و کسی که ارتباط نازکی با خط شاهنشاهی داشت یعنی "داریوش" ادعای پادشاهی کرد (وی در486 -522 قبل از میلاد حکومت کرد). او شاید بزرگ ترین حاکم ایران باستان باشد.
اولین پایتخت داریوش شوش بود. وی ساختن تخت جمشید را شروع کرد. داریوش کانالی بین نیل و دریای سرخ ساخت که طلیعه ای برای کانال سوئز کنونی ست. او سیستم جاده ای فراگیر و گسترده ای را به وجود آورد و بهبود بخشید. در طول سلطنت او است که به اولین جاده سلطنتی اشاره شده (روی نقشه نشان داده شده). این جاده یک بزرگراه بزرگ بوده است که در همه مسیر شوش تا ساردیس گسترده شده بود و در آن ایستگاه های پستی که پیک ها می توانستند به طور مرتب در آنها توقف کنند, وجود داشت.
در زمان داریوش اصلاحات اساسی شکل گرفت. سکه به شکل های "دریک" ((daric (سکه طلا) و "شکل"( (shekel (سکه نقره) برای اولین بار به جهان معرفی شد و بازده آن نظر اجرایی افزایش یافت. زبان پارسی قدیم در سنگ نبشته ها یا کتیبه های سلطنتی ظاهر شد که به صورت یک نسخه مناسب از خط میخی نوشته می شد.
خرابه های قدیمی و 2500 ساله پرسپولیس (پارسی قدیم: پارسا, فارسی جدید: تخت جمشید).
زیر نظر کوروش کبیر و داریوش بزرگ, امپراطوری پارسی در نهایت به بزرگ ترین و قدرتمندترین امپراطوری از نظر حکومتی و اجرایی در طول تاریخ بشر تا این لحظه تبدیل شد. بزرگ ترین کار انجام شده در آن زمان خود امپراطوری بود. امپراطوری پارس اولین ابرقدرت جهانی را عرضه کرد در حالی که براساس مدل تحمل و احترام به دیگر فرهنگ ها و مذاهب بنا شده بود.
اسکندر مقدونی که در "ارداویرافنامه" زرتشتیان به عنوان "اسکندر ملعون" (به خاطر نبرد با امپراطوری پارس و ویران کردن شهرها, شامل پرسپولیس, پایتخت), شناخته می شود, در حدود 333 پیش از میلاد با ایران جنگ کرد. اما تنها مدت کوتاهی حکومت جانشینان او دوام آورد و دو امپراطوری ایرانی بسیار بزرگ تر و یکپارچه تر شده که هویت مشترک ایرانی و آسیای مرکزی پیش از اسلام را شکل دادند, یعنی به ترتیب خاندان پارتی ها (250 پیش از میلاد تا 226 بعد از میلاد) و ساسانیان (650-226 بعد از میلاد) جای آنها را گرفتند. آخرین خاندان های ساسانیان همچنین امپراتوری روم را در اوج قدرتش در چند نبرد شکست دادند
|
20 اردیبهشت 1387 ساعت 11:22 قبل از ظهر | |
آریوبرزن
نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده اند،به نظر می آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا غرب استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لیبانی نوشتهاند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان میدهد و اسکندر می تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می کشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بیپروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.
چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.
بر پایه یادداشتهای روزانه كالیستنس مورخ رسمی اسكندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه كوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده ها هزار نفری اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شكست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.
مورخ دربار اسكندر نوشته است كه اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (كردستان كنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز كه در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار كرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.
نبرد سپاه آریوبرزن شگفت آور بود. آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را به خاک افكند و با اینكه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقه ی سپاه دشمن را بشكافد. او می خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع كند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسكندر كه در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریو برزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند.
مقایسه ی آریوبرزن با همتای یونانی
نبرد آریوبرزن درست ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس یکم در برابر ارتش خشایارشا در جنگ ترموپیل رخ داد كه آن هم در ماه اوت بود و از این نظر این دو واقعه ی تاریخی بسیار همانند یکدیگرند. اما تفاوت میان مقاومت لئونیداس و ایستادگی آریوبرزن در این است؛ كه یونانیان در ترموپیل، در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک كرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از آریوبرزن جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.
با نگاهی به درآمدهای گردشگری کشور یونان دیده می شود که بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونیداس برای یونان هر ساله میلیون ها دلار درآمد گردشگری به همراه دارد. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به كشورهایشان می برند که: "ای رهگذر، به مردم لاكونی اسپارت بگو كه ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت كرده باشیم."( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد). ولی در سالروز ایستادگی سردار ایرانی آریوبرزن که در ۱۲ اوت برابر با ۲۱ مرداد از میهنش دفاع کرد، برنامه ویژه ای اجرا نمی شود و جای تاسف است که هیچ اقدامی برای بزرگداشت وی انجام نمی شود.
|
3 اردیبهشت 1387 ساعت 11:59 قبل از ظهر | |
Without Love -- dayz are
"Sadday,
moanday,
tearsday,
wasteday,
thirstday,
frightday,
shatterday... so be in Luv everyday...
Wish u a Happy Valentine's Day
mili |
11 اسفند 1386 ساعت 18:47 بعد از ظهر | |
نکته های لطیف
سازندهترین كلمه گذشت است ... آن را تمرین كن
پرمعنیترین كلمه ما است ... آن را به كار ببر
عمیقترین كلمه عشق است ... به آن ارج بنه.
بی رحمترین كلمه تنفر است ... از بین ببرش.
سركشترین كلمه حسد است ... با آن بازی نكن.
خودخواهانهترین كلمه من است... از آن حذر كن.
ناپایدارترین كلمه خشم است... آن را فرو ببر.
بازدارنده ترین كلمه ترس است ... با آن مقابله كن.
با نشاطترین كلمه کار است ... به آن بپرداز.
پوچ ترین كلمه طمع است ... آن را بكش
سازنده ترین كلمه صبز است... برای داشتنش دعا كن.
روشن ترین كلمه امید است... به آن امیدوار باش.
ضعیف ترین كلمه حسرت است ... آن را نخور.
تواناترین كلمه دانش است .... آن را فراگیر
محكم ترین كلمه پشتکار است ... آن را داشته باش.
سمی ترین كلمه شانس است ... به امید ان نباش.
لطیف ترین كلمه لبخند است ... آن را حفظ كن.
ضروری ترین كلمه تفاهم است ... آن را ایجاد كن.
سالمترین كلمه سلامتی است ... به آن اهمیت بده.
اصلی ترین كلمه اعتماد است .... به آن اعتماد كن.
دوستانه ترین كلمه رفاقت است.... از آن سوء استفاده نكن.
زیباترین كلمه راستی است ... با آن رو راست باش.
زشت ترین كلمه دورویی است ... یك رنگ باش.
ویرانگر ترین كلمه تمسخر است ... دوست داری با تو چنین شود؟
موقررترین كلمه احترام است .... برایش ارزش قایل شود.
آرامترین كلمه آرامش است ... به آن برس.
عاقلانه ترین كلمه احتیاط است ... حواست رو جمع كن.
دست و پاگیر ترین كلمه محدودیت است .... اجازه نده مانع پیشرفت بشود.
سخت ترین كلمه غیر ممکن است .... وجود ندارد.
مخرب ترین كلمه شتابزدگی است ... مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاریك ترین كلمه نادانی است ... آن را با نور علم روشن كن.
كشنده ترین كلمه اظطراب است ... ان را نادیده بگیر.
صبور ترین كلمه انتظار است .... منتظرش بمان.
بی ارزش تری كلمه بخشش است ... سعی خود را بكن.
قشنگ ترین كلمه خوشرویی است ... راز زیبایی در آن نهفته است.
تمیزترین كلمه پاکیزگی است ... اصلا سخت نگیر.
رساترین كلمه وفاداری است .... سر عهدت بمان.
تنها ترین كلمه گوشه گیری است ... بدان كه جمع همیشه بهتر از فرد بودن است.
محرك ترین كلمه هدفمندی است ... زندگی بدون هدف؛ روی آن است.
و هدفمند ترین كلمه موفقیت است.... پس پیش به سوی آن
|
9 اسفند 1386 ساعت 18:38 بعد از ظهر | |
سلام
دخترم افروز خانم
میخواستم تولدت رو تبریک بگم ولی متاسفانه به دلیل اشکال در کلوب میسر نشد
بدینوسیله ضمن پوزش از تاخیر تولدت رو هم تبریک میگم
امید وارم همیشه خوش و خرم در کنار خانواده ات زندگی کنی |






