تبلیغات


__
یادداشت ها
1 فروردین 1387 ساعت 11:53 قبل از ظهر
salam doste grami sal no va tavalodetan mobarak
27 اسفند 1386 ساعت 11:03 قبل از ظهر
خشکله من فکر کردم عکس خودته!
6 اسفند 1386 ساعت 01:39 قبل از ظهر
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم نه طاقت خاموشی، نه میل سخن داریم آوار پریشانی‌ست، رو سوی چه بگریزیم؟ هنگامۀ حیرانی‌ست، خود را به که بسپاریم؟ تشویش هزار «آیا»، وسواس هزار «اما»، کوریم و نمی‌بینیم، ورنه همه بیماریم دوران شکوه باغ از خاطرمان رفته‌ست امروز که صف در صف خشکیده و بی‌باریم دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی را تیغیم و نمی‌بریم، ابریم و نمی‌باریم ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب گفتند که بیدارید؟ گفتیم که بیداریم. من راه تو را بسته، تو راه مرا بسته امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
18 بهمن 1386 ساعت 00:29 قبل از ظهر
هر بامداد اهویی از خواب بر می خیزد می داند از تندترین شیرها باید تندتر بدود و گرنه كشته می شود. هر بامداد شیری از خواب برمی خیزد و می داند باید تندتر از اهو بدود و گرنه از گرسنگی خواهد مرد. فرقی نمی كند كه اهو یا شیر! هر بامداد آماده دویدن باش
9 مهر 1386 ساعت 14:29 بعد از ظهر
OVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE OUILOVYOUIL ****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO OVEYOUIL *********** L *********** OUILOVEY YOUIL *************** *************** YOUIL UILO *********************************** VE EI ************************************* IL V *************************************** O O *************************************** L E *************************************** U YO ************************************* IL YOUI *********************************** EY OVEYO ******************************* LOVEY OVEYOUIL *************************** ILOVEY UILOVEYOU *********************** UILOVEYOU VEYOUILOVEYOU ***************** YOUILOVEYOU YOUILOVEYOUILOV ************* LOVEYOUILOVEY UILOVEYOUILOVEYOU ********* LOVEYOUILOVEYOU LOVEYOUILOVEYOUILOV ***** ILOVEYOUILOVEYOUI EYOUILOVEYOUILOVEYOU *** YOULOVEYOUILOVEYOU VEYOUILOVEYOUILOVEYOU * VEYOUILOVEYOUILOVEY
1 اسفند 1385 ساعت 04:11 قبل از ظهر
coming soon
__