| کلوب آی دی | corneliya ، سن کلوبی : 2 سال و 8 ماه و 18 روز |
| درباره من | باید بهت می گفتم.حقت بود که بدونی چرا. اما نمی شد بگم.نمی دونستم چطوری باید توضیح بدم که دلم میگیره اگه یه نفر هر وقت که دلش خواست بتونه دستم رو بگیره.و نمی تونم فکر کنم که مجبور باشم همیشه هوای یه نفرو داشته باشم.و وقتی دلم می خواد تنها باشم،دلم می خواد در رو روی همه ی دنیا ببندم و باخودم باشم، مجبور باشم بپرسم شام خوردی؟ دلم نمی خواد جسم من، حق کسی باشه وقت من، حق کسی باشه، عشق من، حق کسی باشه. دلم می خواد، وقتی که با همه ی وجودم می خوام،چیزی رو به کسی بدم، اونا رو بهش بدم.یه قرار همیشگی منو میترسونه.و فراریم می ده. این مساله خیلی پیچیده تر از این حرفاست. ازم نپرس که دوست دارم یا نه. چون جوابش اونطوری که برای من معنی می ده، برای تو معنی نمیده. معنیش فرق می کنه. من نمی تونم باهات دوست باشم. چون همه ی مدت می دونم که تو میخوای من برای همیشه مال تو باشم. این اذیتم میکنه. با هیچکس دیگه ای هم نمی خوام دوست باشم. اونقدر قوی نیستم که یکی دیگه رو هر لحظه دنبال خودم بکشونم. بیش تر از این هم صبر نکن. من به زمان خیلی خیلی خیلی زیادی احتیاج دارم تا خودمو بفهمم! *هیچ بارانی جای پای تورا از قلبم نخواهد شست* |
| وضعیت | زن27 ساله متاهل متولد 19/مرداد/1364 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، یزد |
| سيگار | ميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با همسر |
| تحصيلات | فوق ديپلم |
| شغل | کارمند |
| اطلاعات اضافي | دلتنگ ترین لحظه های من نبودن توست و این روزها این ابهام توهم زا تمام فکرم را پر کرده ... توهم رفتنت...ندیدنت ...نشنیدن صدایت... در سکوت این شبهای بی پنجره ، به تو می اندیشم و باز هم مثل همیشه به احساس مبهمی که از من داری می اندیشم. حس غریبی شیشه ی احساسم را تلنگر می زند که پرنده رفتنی ست و من به یاد تو دلم ترک بر میدارد که تک پرنده ی دل من ماندن را تا کی تاب می آورد؟؟؟ چون دوستت دارم اگر هم بروی خودت را به خاطر و پروازت را به خاطره هایم می سپارم .تا ابد . مگر هر کس چند بار از ته دل می تواند کسی را دوست بدارد؟ فقط یک بار . پس بدان انتخاب یک باره ی من تو بودی ، هستی و خواهی بود. مهم نیست چقدر با هم فاصله داریم .مهم قلب من است که در هر تپش خود نام تو را در وجودم به جریان در می آورد و این زیباترین حسی ست که تا حالا تجربه نکرده بودم و هر اتفاق زیبا یک بار رخ میدهد و اکنون اتفاق زیبای زندگی من تویی .یادم نرفته که بین ما سالها فاصله جا خوش کرده است .اگر دلش خوش است به ماندن بگذار بماند چون میان قلب پاک تو و این حس دوست داشتن فاصله معنا ندارد. |
| دین | اسلام |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| قد | 160-165 |
| وزن | 60-65 |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، خشک ، دوستانه ، بد اخلاق ، گوشه گير ، شلوغ |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت |
| تاریخ عضویت | 5 خرداد 1388 ساعت 18:47 |