| علایق: | خدا، دل نوشته هام |
| ورزش: | تنیس چمن |
| فعاليتها: | مهم نیست |
| کتاب: | وضعیت آخر |
| موسيقي: | شیدایی |
| برنامه تلويزيون: | مگه دیدن داره؟ |
| فيلمها: | غرور و تعصب |
| غذا: | سیب زمینی |
اطلاعات ارتباط| ايميل 1 : | hafez_006 [at] yahoo [dot] com |
| پیام رسان یاهو: | hafez_006@yahoo.com |
| تلفن 1 : | 0915 اما؟؟ |
| تلفن2 : | 243 ولی |
| آدرس: | نزدیک دانشگاه |
اطلاعات حرفه| دانشگاه : | س وب |
| دبيرستان : | نمونه |
| رشته : | ... |
| سال فارغ التحصيلي : | 82 |
| نام محل کار : | همه می شناسین |
| عنوان شغلي : | کارمند |
| مهارتها : | دل نوشته |
اطلاعات شخصی| من در يک جمله ! : | من فاصله زیادی با خدا ندارم |
| مهمترين چيزها: | یك بار خدا در خواب چشمهایم را بوسید، من دست دور گردنش انداختم تا لبهایش را ببوسم، نگاهی به من كرد و گفت: عشقبازی موقوف! من پیشانی خدا را بوسیدم، خدا لبخندی زد و گفت: زیارت قبول ... |
| رنگ مو: | مشکي |
| رنگ چشم: | مشکي |
| وضعيت بدني: | معمولي |
| مشخصه اصلي: | مهربان ، لبخند دائمي |
| فرد مورد نظر آشنایی: | مخاطب عاشقانه های من، شاید، فرشته ایست كه روی شانه چپم نشسته، و بی وقفه خطاهای روز و شبم را در دفتر خاطراتش می نویسد،… |
| فرد ايده آل زندگي: | اینها را نمی نویسم كه تو عاشقم باشی، می نویسم كه حواست باشد به آسمان بالای سرت، و خدایی كه سالهاست آنجا، میان ابرها زندگی می كند |
| مهارتهاي شخصي: | خدایم چند روز پیش در خانه دلم را زد، تق تق تق! من خودم را به خواب زدم، او دوباره در زد، تق تق تق! من خودم را به پریشانی زدم، خدایم دوباره در زد، تق تق تق! من خودم را به بیهوشی زدم، خدایم دوباره در زد، تق تق تق! من خودم را به مستی زدم، خدایم دوباره در زد، تق تق تق! من خودم را به عاشقی زدم، خدایم روی در نوشت: ما آمدیم، شما عاشق بودید، خدایم این بار لبخند زد ... |







