| علایق: | فكر كردن/خوردن/ عصبانی كردن دیگران/بعد باز فكر كردن/ نقاشی كردن/فیلم دیدن/ مجسمه سازی/دوباره باز فكر كردن و نقشه كشیدن واسه بیشتر عصبانی كردن و حرص ادما رو خصو صا بعضیا رو در اوردن ....و.... |
اطلاعات ارتباط| آدرس: | خانه من جاییست که ز دیوار و در بی روحش دل هر شاپرکی میگیرد |
اطلاعات حرفه| رشته : | computer soft ware |
اطلاعات شخصی| من در يک جمله ! : | مرا دیوانه می شمارند چراكه روزهایم را به دینارهایشان نمی فروشم |
| مهمترين چيزها: | ''من ریاست جهنم به دربانی بهشت ترجیح میدم... دیگه این که از روی بهار میایم از دره دره استخوان ... من عینک میزنم بازم هیچی رو نمی بینم.. اینجا همه چیز سیاه سفیده اکثر وقتا شطرنجی هم میشه... پیپ میکشم البته عکسش رو...وقتی همه حرفهام رو بزنم میرم ...راستی تا حا لا با چشای از حدقه در اومده به ایینه نگاه کردی و یه غریبه وخشت زده رو توش دیدی... من تجربه اش رو دارم... سانتاماریای من به گل نشسته هوا خوب است ..اما چشم انداز یخ بسته... اینجا نرگس میکارند ولی فقط کاکتوس می چینن... من میخندم شاید فقط سالی یک بار... با تو اغاز میشوم راه های جنوب فرانسه را تا به هیچ جا برسم... یک پرتغال به افتخار شاعران پرتغالی چند روز قبل خوردم... حالا هم یک قهوه به افتخار برزیل مینوشم چون تشنه ام..دلیلم منطقیه..؟ نه ؟؟؟ پرچم من پیراهن توست ... یاد سرزمین من بی باد ... بی درختم من ..بودن یا نبودن مساله کوفتی اینه .. من از افریقای جنوبی سیاه پوش ترم ..... از هر چی میدونم بی خبرم ...خلاصه میخوام یه چیزی برات تعریف کنم که مو رو بدنت سیخ بشه اونم اینه که شهامتم رو چند روز قبل در دومین ثانیه اولین دقیقه دو دستی گرفتم و خفه کردم... همین. |
| رنگ مو: | قهوه اي |
| وضعيت ظاهري: | افتضاح ! |
| فرد مورد نظر آشنایی: | که چی بشه...؟؟؟ نمیدونم خودمم راستش...اصلا یکی که از امین آباد فرار کرده باشه ..چطوره؟ ولی جدی کسی که با شهامت باشه .. اگه میخواد ضربه هم بزنه مردونه بزنه .. نه یواشکی و بی هوا یه خنجر تو دستاش قایم کنه و با زبونش هی قربون صدقت بره .هر وقت هم که حواست نبود یا دیگه واسش جدید نبودی و دلش تنوع میخواست ضربه اش و بزنه بعدم دفرار...ولی عمرا که همچین کسی باشه و گیر بیاد... (بی عشق و محبت نتوان زیست ولیکن یک دل دو محبت نپذیرد قلبی که به یک لحظه دو صد عشق پذیرد بگذار که این قلب غریبانه بمیرد) |
| فرد ايده آل زندگي: | زندگی ایده آل , شخص ایده آل ...اصلا که چی ... ... مسخره است خدایی .... |
| موارد غیر قابل تحمل: | از 5 تا بیشتره فکر کنم... 1- ملچ ملوچ کردن موقع غذا خوردن 2- صدا دادن یا به عبارتی شکستن انگشتای دست 3- باد کردن ادامس 4- تف کردن روی زمین 5- کفشهای کثیف 6- ادمای حرف مفت زن که توهم اینو دارن که خیلی حالیشونه و کلی هم ادعا دارن 7- تازه به دوران رسیده ها دقت کردی کاراشون چه تابلو و خنده داره.تازه فکر میکنن الان اخرشن 8- کلمات و درست ادا نکردن 9- داد زدن و دری وری گفتن وقتی داری کم میاری10- ادمای خیلی منظم و با برنامه 11- بچه ننه های لوس که اگه یه روز تنها باشن بلد نیستن تنهایی بدون ددی و مامی دماغشون و بالا بکشن و ....البته بازم هست ولی دیگه حوصله type کردن ندارم. |
| مهارتهاي شخصي: | میزی برای کار .. کاری برای تخت.. تختی برای خواب.. خوابی برای جان.. جانی برای مرگ .. مرگی برای یاد .. یادی برای سنگ.. این بود زندگی و حالا ملالی نیست...جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور ....که مردم به آن شادمانی بی سبب گویند...خلاصه این كه این روز ها هر روز مهارت زنده مانی را تمرین می كنم ..... |







