| علایق: | کمک کردن به دوست-شوخی با مامانم-خواب-فرستادن شعر برای دوستام-ثانیه و گاهی دقیقه-سیگار(ولی نمیکشم)-داد زدن-ورزش-خندیدن-گوش دادن به موزیک اونم با صدای بالا-غذا دادن به پرنده هام-نشستن پا ماهواره و تخمه بخورمو فیلم ببینم-sms |
| ورزش: | بدن سازی - دویدن - مینی فوتبال-موتو سواری(هوندا کراس تو پیست) |
| فعاليتها: | از صبح ساعت 7 میرم سر کار تا شب ساعت 7 یا 7:30...شب هم باشگاه -فرصت بشه مطالعه ... |
| کتاب: | دكتر شریعتی-علمی مرتبط با رشته تحصیلیم |
| موسيقي: | استاد شجریان-فریدون فروغی-فرهاد-محسن چاوشی-یگانه-فریدون-حبیب-ابیeminem-back st boys-ricky martin-santana-Mariah Carey-king- Michael & janet Jackson-sting-anstacia-celen dion-nancy ajram-amro diyab-عربی(نجوا کرم-عمرو دیاب-نانسی عجرم-ام کلثوم-عبدالحلیم حافظ-دیانا حداد-نوال)-- ****** RAP****** |
| برنامه تلويزيون: | باز هم همان ویترین? وهمان نگاه معصوم? باز هم لحظاتی سکوت? وذهنی پر از سوال? دو قدم اینور ویترین? دو قدم اونور ویترین? این پاوان پا می کند? اما هنوز ذهنش درگیر است? کودک از خود می پرسد? چرا؟ چرا نمی توانم مثل بقیه ? از خانه تماشا کنم؟ به دنبال لبخند غم انگیزی? با خود می گوید: خوب واضح است.... من که خانه ندارم?!!!!! دسته فال را از کیفش بیرون می اورد? و به طول خیابان پناه می برد?.................... |
| فيلمها: | فیلمهایی که نیکل کیدمن بازی کنه...تخیلی...ترسناک... |
| غذا: | ماکارونی..مرغ...ماهی...کوبیده...فیله...جوجه...تن ماهی ولوبیا |
اطلاعات حرفه| در مورد کار من : | من مهندسی کامپیوتر خوندم....تو یه شرکت برنامه نویسی و پشتیبانی نرم افزاری انجام میدم-البته این از صبح تا عصر ساعت 5...بعد از اونم میرم یه شرکت خصوصی اونجا هم مشغولم... |
اطلاعات شخصی| من در يک جمله ! : | در دل خسته ام چه می گذرد؟
این چه شوریست در سر من؟
باز از جان من چه می خواهند
برگهای سپید دفتر من؟
من به ویرانه های دل ، چون بوم،
روزگاریست های و هوی دارم
ناله دردناک و سوز گداز،
بر سر گور آرزو دارم
بس کنم این سیاه کاری، بس!
گر چه دل نال می کند : بس نیست!
برگ های سپید دفتر من
از شما رو سیاه تر کس نیست! |
| مهمترين چيزها: | به شعر خیلی اهمیت میدم....به دوستام خیلی اهمیت میدم...به طرز فکر دیگران احترام شدیدی میزارم.....زیاد از خودم حرف نمیزنم ......میتونم دوست خوبی باشم...اگر در لیست دوستان من باشید معمولا شعری به انتخاب خودم میفرستم.....خیلی رک هستم و راحت حرف میزنم.... §§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§§ آموخته ام که ؛ وقتی با کسی روبرو می شویم ؛ انتظار " لبخندی " از سوی ما دارد . آموخته ام که ؛ لبخند ارزانترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید . آموخته ام که ؛ باد با چراغ خاموش کاری ندارد . آموخته ام که ؛ به چیزی که دل ندارد ، نباید دل بست . آموخته ام که ؛ خوشبختی جستن آن است نه پیدا کردن آن @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@ این نظر یكی از بهترین دوستانمه...من نظرشو قبول دارم: پسر مغرور و خودخواه خودشیفته که فکر میکنه عالم و آدم بهش بدهکارن ، همه میخوان باهاش باشن ! اما چرا این توهم بهت دست داد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!! مگه چی داری که انقدر به خودت و شرایطت مینازی ؟ ******************************************** مرغ سحر ناله سر كن داغ مرا تازه تر كن ز اه شر بار این قفس را بر شكن و زیر و زبر كن بلبل پر بسته ز كنج قفس درا نغمه ازادی نوع بشر سرا وز نفسی عرصه این خاك توده را پر شرر كن ظلم ظالم جور صیاد اشیانم داده بر باد ای خدا ای فلك ای طبیعت شام تاریك ما را سحر كن نو بهار است گل به بار است ابر چشمم ژاله بار است این قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فكن در قفس ای اه اتشین دست طبیعت گل عمر مرا مچین جانب عاشق نگه ای تازه گل ازین بیشتر كن مرغ بیدل شرح هجران مختصر كن.... |
| رنگ مو: | قهوه اي |
| رنگ چشم: | قهوه اي |
| وضعيت بدني: | ورزشي |
| وضعيت ظاهري: | متوسط |
| مشخصه اصلي: | مدعي ! ، مهربان ، قدرت ، باهوش ، لبخند دائمي ، گپ زن ، ثروت ، موي بلند ، رقص خوب ! |
| فرد مورد نظر آشنایی: | ...! |
| فرد ايده آل زندگي: | یاری اندر كس نمی بینیم یاران را چه شد!! دوستی كی آخر آمد دوستداران را چه شد!! آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی كجاست؟ خون چكید از شاخ گل ابر بهاران را چه شد!! كس نمی گوید كه یاری داشت حق دوستی حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد!! لعلی از كان محبت برنیامد سالهاست تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد شهر یاران بود و خاك مهربانان این دیار مهربانی كی سر آمد شهر یاران را چه شد صد هزاران گل شكفت و بانگ مرغی برنخاست عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد گوی توفیق و كرامت در میان افكنده اند كس به میدان درنمی آید سواران را چه شد زهره سازی خوش نمی سازد مگر عودش بسوخت كس ندارد ذوق مستی می گساران را چه شد خسته... اسرار الهی كس نمی داند خموش از كه می پرسی كه دور روزگاران را چه شد... |
| موارد غیر قابل تحمل: | لطفا اینقدر نپرسین چرا خستم و چرا گمنام ...پول ... تنهایی ... زمان ....آیینه....اتوبوس...اتاق خوابم.....بیسکویت.....صدای بوق ماشین(بیشتر عصر)..... موبایل ....احساس خستگی ....لباس شستن و غذا درست کردن...پایین بودن سرعت نت....بهم ریختن موهام....به مطالب پروفایلم توهین بشه ...و اینكه منو با عنوان های برادر...داداشی و ازین قبیل در نت و كلوب خطاب كنند!!!!اخیرا ازین جمله ای که معمولا تو پروفایل خانومها هست:(من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی، ولی با خفت و خواری پی شبنم نمیگردم)!!! |
| مهارتهاي شخصي: | ادعایی ندارم ولی به دلیل درگیری های زیاد تو زندگی تجربه خوبی كسب كردم...با ادب بودن...نوشتن....انتخاب شعر...بحث كردن...صبر.......احترام متقابل.....حرف نزدن با کسی به مدت زیاد...پشتکار زیاد...مفید بودن برای دوستانم...كل كل(ولی خیلی كم با كسی كل بندازم!) ******************************************* خوش امدی...بازم بیا خوشحال میشم....دوسته من.... |







