| علایق: | علایق؟آها یادم اومد آخه یادم رفت یعنی چی ببین من علایق دارم به چیشم الان میگم یکی به لپ تاپم که از وقتی که یادمه نشوندنم پای اون که مثلا نفهمم که چه خبره قبلنا به کامپیوتر علاقه داشتم ام الا به این دارم اما مهم اینه که دارم به گوشیمم علاقه دارم یه ماهی هست که گرفتمش اما بازم عایق دارم مثلا به اینکه زنگ خونه ی مردمو بزنم و در برم آها به عمو پورنگ هم علاقه داشتم فکر میکردم که باهاش میتونم ازدواج کنم اما بعد که به مامان بابام نگاه کردم دیدم نه نمیشه |
| ورزش: | اسکیت-شطرنج-شن |
| فعاليتها: | زنگ خونه ی مردمو بزنمو در برم-زنگ بزنم به خونه ی مردم بگم از شما میس کال داشتم |
| کتاب: | بابم برام هری پاترو گرفت اما نخوندم اما میدونم که خیلی مسخرس یه بار هم یکی از کتابایی که بابام داررو برداشتم بعد دیدم که خیلی وحشتناکه اونوقت فهمیدم که ماامنم جرا نتونس بابامو تحمل کنه |
| موسيقي: | تکنو خیلی گوش میدادم اما وقتی که پیش مامان بزرگمم نمیشه آخه بیچاره اعصابش خورد میشه اما موسیقی آهنگ گربه آوازخانرو خیلی دوست داشتم هر کی داره بهم بگه |
| برنامه تلويزيون: | عمو پورنگ- |
| فيلمها: | هری پاتر-الو الو من جوجوام-سیندرلا-- جک و لوبیای سحرامیز |
| غذا: | عادت کردم که وقتی دارم میرم خونه یه ساندویچ یا یه پیتزا بگیرم |
اطلاعات ارتباط| پیام رسان یاهو: | ببین این یکی یعنی دیگه فامیل شدیا اما نه زوده که بهت بگم |
| پيام رسان msn: | این یکیو واقعا نمیدونم یعنی چی |
| آدرس: | ببین من گفتم که در به درم آدرس کیو بهت بگم؟مامانم؟ببام؟مامانبزرگم؟عمم؟داییم؟خالم؟عموم؟آخه کدومو بهت بدم؟ |
| کد پستی: | خدایاااااااااااااااااااا |
اطلاعات حرفه| دانشگاه : | چی؟کجا؟خانم اجازه اینا به من فحش دادن |
| دبيرستان : | من هنوز راهنمایی هستم |
| رشته : | گریههههههههههههههههههههههههههههههههه |
| سال فارغ التحصيلي : | اگه همیجوری پیش برم ااااااااابازم |
| نام محل کار : | من که کار نمیکنم بابام کار میکنه مامانم هم میکنه همین بسمه هیچ و |
| عنوان شغلي : | من که کار نمیکنم بابام کار میکنه مامانم هم میکنه همین بسمه هیچ و |
| در مورد کار من : | باباااااااااااااااااااااااااا بیا ببین از شوکات چیا میپرسن |
| مهارتها : | آها این شد یه سوال درست حسابی من بلدم د ر خونه ی مردمو بزنم فرار کنم سرجلسه ی امتحان تقلب کنم ساندویچ یا پیتزا سفارش بدم مزاحم تلفنی مردم بشم گوشی مامان بابامو دایورت کنم رو ی همدیگه خوندن ساعت عقربه ای خوردن تخمه ژاپنی(البته چون ارتودنسی کردم تو این زمینه یه کم کم مهارت شدم ) |
| علايق کاري : | همون طوری که قبلا هم گفتم بلی بلی کارکه علایق نداره اما فکر کنم که علایق کار داشته باشه من که آخرش نفهمیدم چی گفتم |
اطلاعات شخصی| من در يک جمله ! : | ببین من کیه؟تویی؟نه نگاه کن من منم؟یا من تویی؟خوب درست سوالتو بپرس دیگه یعنی چی من؟آخه من نه منم؟نه تو منی؟آخرشم نفهویدم که من منظورت کیه اگه تویی من که تو رو نمیشناسم اگه منم پس چرا اینجوری پرسیدی |
| مهمترين چيزها: | مهمتر که باشه بعد ترین هم میشه اما چیز بودنشو نمی دونم آخه من جیز زیاد شنیدم اما چیزشو نمیدونم آخه اصلا یعنی چی؟ |
| رنگ مو: | قهوه اي |
| رنگ چشم: | قهوه اي |
| وضعيت بدني: | ورزشي |
| وضعيت ظاهري: | متوسط |
| مشخصه اصلي: | مهربان ، لبخند دائمي ، ثروت ، پر سرو صدا ، پر هيجان ، رقص خوب ! |
| فرد مورد نظر آشنایی: | فرد باشه اگه زوج باشه قبول نیستش-مورد داشته باشه-نظرشو نمیدونم-آشتایی هم خوبه مخصوصا با سوالای امتحان |
| فرد ايده آل زندگي: | عمو پورنگ بود که بعد فکر کردم دیدم نه هنوز خیلی زوده که به ایناش فکر کنم من مامان بابامو دید کلا پشیمون شدم |
| موارد غیر قابل تحمل: | یکی مامان باباهایی که وقتی که از هم جدا میشن نمیگن این شوکای بیچاره چی میشه یکی اینکه ندونی که قراره این هفته کجا باشی از این بابل هم خیلی خوشم نمیاد حیف که به خاطر مامان بزرگم باید اینجا بمونم از این دختر واحد روبروی آپارتمان بابام (ساطمه)هم اصلا خوشم نمیاد آخریشم از آدم فضول که میخواد از این بیشتر بدونه بازم بگم؟ |







