| علایق: | خدا را متعصبانه ! عاشقم. و به همه تجلیاتش در انسانها , در طبیعت و در چیزهایی که دیدنی نیست اما منشاء اثرست و : به همه افراد و نشانه هایی که مرا یاد خدا بیندازند . به همه افراد و نشانه هایی که مرا تعالی بخشند . به همه افراد و نشانه هایی که مرا در برابر عظمت دانشی یا اخلاقی و ....به تواضع وادارد. به همه افراد و نشانه هایی که دیدگاهی کهنه و منحرف شده در من را تازگی و راستی بخشند. |
| ورزش: | شنا , کوهنوردی , سوارکاری ، پیاده روی . |
| فعاليتها: | یافتن راههایی برای : بهتر زیستن،کامل تر دیدن،خالصانه تر عبادت کردن،قدرتمندتر خدمت کردن،کمتر خطاهای گذشته را تکرار کردن،زیباتر صبر کردن،آرامتر درد را حمل کردن!،بی قید و شرط دوست داشتن،... و سعی در به ظهور رساندن گوهر وجودی ... |
| کتاب: | قرآن. و کتابهایی که به من بیاموزد : به خویشتن بیشتر توجه و علاقه ورزم تا به کتاب. و سپس به چیزهای دیگر عالم ، بیش از خودم ... سالها و بسیار کتاب دیگران خوانده ام اما مدتی ست به خواندن نوشته های روی خود و خلقت اطرافم سر فرود آورده ام . |
| موسيقي: | صدای مادر و پدرم ... صوت قرآن. صدای آب و باد و پرندگان. و سکوت... |
| برنامه تلويزيون: | فرصت سرگرمی ندارم ! |
| غذا: | میل ام اشباع شده از توجه به نوع خورش ! با چه دستی درآوردن و با چه دستی خوردن ، دغدغه اکنون ام است ... |
اطلاعات حرفه| رشته : | ریاضی |
| عنوان شغلي : | مهندس کامپیوتر |
| در مورد کار من : | زمانی تدریس در دانشگاه و دبیرستان زمانی طراح حرفه ای وب و گرافیک و در کنارش , کارمند. و همکاری و نوشتن برای مجله ... اکنون : کارها به من مشغول ! |
| مهارتها : | تدریس , مدیریت , نگارش . |
| علايق کاري : | سفر , کار با آب و خاک و چوب ! , کشاورزی , تحقیق و پژوهش . کار برای کسانی که کسی جز خدا ندارند ! کاری که در آن بیش از آن قوت تن باشد نوری به جان تابد |
اطلاعات شخصی| من در يک جمله ! : | جمع اضداد !
|
| مشخصه اصلي: | مهربان ، باهوش ، لبخند دائمي ، پر هيجان |
| فرد مورد نظر آشنایی: | عاشق فهم حقیقت و عارف به حق ها ... و اهل جهاد برای به عینیت رساندن آنها در جهان وجود خود و جهانی به وسعت اطرافش ... |
| فرد ايده آل زندگي: | وظیفه قضاوت ایده آل بودن و شدنش را به خودش می سپارم ! من در مقابل ایده آل شدن خود مسئولم. و یقین دارم هر خیر , جاذب خیر خواهد شد و هر شر نیز جاذب شر و همه آنها به من برخواهد گشت. حتی به ذره ای،حتی به مخفی ترینش ... یک جوانمرد ... |
| موارد غیر قابل تحمل: | من نیز انسانم و گاه ناگزیر،آلوده به صفات غیر قابل تحمل شده ام ! مشغول به طهارت خود شده ام،بی قضاوت بر نقاط تاریک وجود دیگری. پس در مقابلم , خودتان باشید بی نقاب... چون حتی برای طاق کننده ترین صفتتان باز راه تحمل و شاید گریز ! هست ... |




