| علایق: | به هم ریختن اتاق مرتب شده ام در سه سوت ( نمی تونم روی میز مرتب کار کنم ، نظم ذهنم قفل می کنه ...) بحث کردن زیاد با داداش هنرمندم سر همه چی مخصوصا موسیقی، مخصوصا تار ... وقت گذرانی با دوستان سنت شکنم ... مخصوصا یکی شون بیشتر از همه ... هر چند به اندازه اصفهان تا اینجا از من دوراست. کل کل با اون یکی داداشم سر خدا و اخلاقیات برم بازار فرش ، قالیچه ها رو تماشا کنم ... مخصوصا قالیچه های عشایری رو ... کارکردن توی بازار فرش ... تماشای کویر ... فکر کردن به کویر ... باران ... کوه ... دریا ... کویر از همه بیشتر ... خانه های قدیمی با حیاطهای بزرگ و درختهای بلند با سقفهای شیروونی با در و پنجره های چوبی ... همدان، نائین، مسجد جامع اصفهان گِل گرفتن دهن آدمهایی که بیش از اندازه حرف مفت می زنند با حداکثر یک جمله ... ور زدن زیاد با امیرحسین پشت تلفن ... روزی چند ساعت !!! |
| ورزش: | کوهنوردی ( البته به این شرط که یا با محمد برویم که بتوانیم در مورد موسیقی حرف بزنیم تا نفسمون بند بیاد ... یا با مهدی و سمیه که به همه چی از ازل تا ابد بخندیم ... یا با امین که سر اخلافیات و خدا توی سروکله هم بزنیم یا با فرشید- ی که دیگه آخرشه !!! ) مطلقا با آدمهای غرغرو کوه نرید که دیوونه کننده اند. |
| فعاليتها: | ملای همه کاره همه کاراش نیمه کاره ... یاد گرفتن، نوشتن، خوندن، ترجمه کردن و کلا هر چی که به کارم و فرش ربط داشته باشه ... ول گشتن توی عالمهای مگو ... خراب کردن پلهای پشت سرم ... نقاشی ... مدام دنبال کار ثابت نگشتن ! کار زیاد پول کم ... مشاوره مجانی به همه کس که گاهی تبدیل می شود به خرحمالی ... همدلی کردن با همه کس ( اصولا این مورد زورکی است ... ) |
| کتاب: | کتاب زیاد میخونم ... منطق الطیر، مولانا، کمش کرده بودم دوباره زیاد شده، هر چی کتاب توی کتاب خونه پدرم، کتابخونه های مشهد و کتابخونه دانشکده هنر بوده ... |
| موسيقي: | همیشه کارهای استاد ناظری ( کلا موسیقی زیاد گوش می کنم ... کم که بشود موسیقی خونم کم می شود بیمار می شوم! ) |
| برنامه تلويزيون: | تلویزیون ؟ چی هست ؟ كو وقت واسه این چیزا ؟ |
| فيلمها: | آخرین باری که فیلم دیدم و هنوز حس خوبش بامن مونده وقتی بود که با محمد سینما پارادیزو رو تماشا کردیم . یعنی تابستون 84 ... چه عمر آدمی زود می گذره ...دیگر هم هیچ چی فیلم خوب ندیدم. آبی بیکران هم فیلم قشنگی بود . دوستش دارم . کمتر اسم فیلمها توی ذهنم می مونه ... بیشتر خودشون و قصه شون و ... یک دوره ای من و محمد ... آی فیلم می دیدیم ... |
اطلاعات ارتباط| ايميل 1 : | moodi.arezoo [at] gmail [dot] com |
اطلاعات حرفه| دانشگاه : | سیستان و بلوچستان |
| دبيرستان : | پروین اعتصامی |
| رشته : | کارشناسی فرش |
| سال فارغ التحصيلي : | 84 |
| در مورد کار من : | دوستش دارم ... البته اگر هزار و یک مهارت به درد نخوری که کسب کردم اجازه بدهند بهش برسم و بتوانم برایش وقت بگذارم ... |
| مهارتها : | كاغذ ها رو خوب خط خطی می كنم . توی بافته های عشایری خراسان یک متخصصم , یا حداقل فکر می کنم که خیلی بلدم . در زمینه فرش هر چیزی که بپرسید سوالتون رو بی جواب نمی گذارم . |
| علايق کاري : | خط خطی كردن : نوشتن و طرح زدن ... گل کشیدن ! توی بازار فرش ول گشتن ... بازار بازار بازار البته فقط از نوع فرشش ... |
اطلاعات شخصی| من در يک جمله ! : | دوستش ندارم . مونده تا تعالی |
| رنگ مو: | قهوه اي |
| رنگ چشم: | قهوه اي |
| مشخصه اصلي: | مدعي ! |
| فرد ايده آل زندگي: | داد و بیداد از این روزگار ماهو دادن به شبهای تار ... |
| موارد غیر قابل تحمل: | مذهب و دین آدمهای خیلی مثبت خیلی مقدس خیلی خوب ... منظم بودن مرتب کردن میز کارم زنگ ساعت فلانی و فلانی و فلانی + خانواده هاشون ... پوشیدن کفش پاشنه بلند، آرایش کردن، اداهای زنانه باقالی پلو با محسن ... |
| مهارتهاي شخصي: | همون که قبلش گفتم . خط خطی انواع کاغذ . رنگمالی انواع باز هم کاغذ . کتاب خوندنم هم خوبه ... !!!! می تونم کل کتابهای یک کتابخونه رو دو روزه بخونم . عشق ورزیدن، مهربونی، عاشقی کردن به شیوه خودم ... زن بودن، لذت از زندگی، مخالف خونی ... |







