| کلوب آی دی | anitaariya ، سن کلوبی : 5 سال و 5 ماه و 26 روز |
| درباره من | که من پروین فروغ شهر ایرانم نه پوراندخت - نه آذر دخت - نه آتوسا - نه پانته آ بلکه آرتمیس سپهسالار ایران در نبرد پارس و یونانم مرا گر در مقام همسری بینی نه یک همخواب و همبستر که یک همراه و یک یار وفادارم نه یک برده - مکن اینگونه پندارم که جوشد خون آزادی به شریانم بدون زن کجا میداشت تاریخ تو ؟ آرش با کمانش ؟ کاوه آهنگر با گرز و سندانش ؟ بدون زن کجا میداشتی آن شاعر طوسی ؟ نگهبان زبان پارسی ؟ استاد فردوسی ؟ مرا گر در مقام مادری بینی “مگو با من که هست فرشی از بهشت زیر پایم " نگاهم کن که زیر پای من دنیا به جریان است ز نور عشق من رخشنده کیهان است که با دستان من گردون بجریان است که جای پای من بر چهره سرخ و سپید و سبز ایران است برو ای مرد دگر مبر آسان به لب نامم که من آزاده زن - فرزند ایرانم |
| وضعیت | زن35 ساله مجرد متولد 4/اردیبهشت/1356 |
| جنسيت | زن |
| محل سکونت | Iran ، فارس ، شیراز |
| سيگار | نميکشم |
| علت عضويت | شرکت در بحث هاي کلوبها و امکانات ديگر |
| زندگي با | با والدين |
| تحصيلات | ليسانس |
| شغل | decorator. |
| اطلاعات اضافي | من که رفتم بنویسیددمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبود خانه در خاک وخدا داشت،تماشایی بود بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود بنویسید که با ماه ،کبوتر می چید از لب زاغچه ها بوسهء باور می چید بنویسید که با چلچله ها الفت داشت اهل دل بود وَ با فاصله ها نسبت داشت دلش از زمزمهء نور عطش می بارید ریشه در ماه ، ولی روی زمین می جوشید بنویسید زبان داشت ولی لال نشد بنویسید که پوسید ولی کال نشد پُرِ طوفان غزل بود ولی سیل نداشت بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت پنجه بر پنجرهء روشن فردا می زد وسعت حوصله اش طعنه به دریا می زد بنویسید به قانونِ عطش ، آب نداد و کسی کودک احساسش را تاب نداد سرد و سرما زده از سمت کویر آمده بود کودکی بود که در هیاتِ پیر آمده بود تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت گاه با فلسفهء عشق کمی مسئله داشت |
| گرايش سياسي | هيچکدام ! |
| اخلاق و برخورد | شوخ ، جدي ، دوستانه ، شلوغ ، تيزهوش |
| مد و ظاهر | متغيير ، راحت ، مد روز ، مدرن |
| تاریخ عضویت | 8 شهریور 1385 ساعت 05:31 |
| علایق | عرفان.هنر.طبیعت.رقص.مسافرت دور دنیا |
| ورزش | پاتیناژ .کوهنوردی. شنا. رالی.تیر اندازی .شمشیر بازی |
| فعاليتها | هنری.ورزشی. |
| کتاب | روانشناسی. ماوراالطبیعه.رمان. |
| موسيقي | هر نوع موسیقی در زمان خودش.rock.pop.traditional |
| فيلمها | بر باد رفته.ارتفاع پست سگ کشی.seven.kleopatraori |
| غذا | ماکارونی hotdog.چیپس وپنیر |
| دانشگاه | honar&memari |
| دبيرستان | dr.hesabi |
| رشته | sanaye dasty |
| سال فارغ التحصيلي | ..... |
| نام محل کار | khane |
| عنوان شغلي | painter |
| در مورد کار من | naghashi alami dare ke to ro az khake zamin joda mikone va be 2onyai mibare ke arezosho dariii |
| رنگ مو | قهوه اي |
| رنگ چشم | قهوه اي |
| وضعيت بدني | معمولي |
| وضعيت ظاهري | زيبا |
| مشخصه اصلي | مهربان ، لبخند دائمي ، پر سرو صدا ، پر هيجان ، ، کم محل |
| فرد مورد نظر آشنایی | ghasde ashenaii ba kasio kharej az net nadaram |
| فرد ايده آل زندگي | ziba,jadar,motmaen,:p |
| موارد غیر قابل تحمل | barkhord ba adamai ke faghat noke damagheshono mibinan |