پیام های کوتاه
یاد اون روز های هیت هم بخیر اقا محسن عکسی از اون روزها هم داری بزار
5 ماه پیش
   
Happy birth day dear
1 سال پیش
   
ساقه شكستن رسم طوفان است . تو - نسیم باش و نوازش كن !
1 سال پیش
   
بگذار در غم خود بمیرم بگذار تا ...........
__
  عنوان مطلب طبقه بندی تاریخ ایجاد
1
سفر
23 اسفند 1387 ساعت 00:25
2
سفر
18 اسفند 1387 ساعت 00:37
3
سفر
17 اسفند 1387 ساعت 12:59
4
سفر
17 اسفند 1387 ساعت 01:18
5
سفر
16 اسفند 1387 ساعت 17:23
6
سفر
16 اسفند 1387 ساعت 12:04
7
سفر
9 اسفند 1387 ساعت 00:03
8
سفر
8 اسفند 1387 ساعت 23:50
9
دانشجویی
3 مهر 1386 ساعت 20:33
هجرت به میکده 5
17 اسفند 87 - 12:59

طبقه بندی: سفر

با دنیای از حرف به اینجا آمدم.اما نمی توانم حتی کلمه ای را به زبان جاری کنم.دیوانه وار از این سو به آن سو می روم شاید توفیقی حاصل شود اما نه ....به بچه ها نگاه می کنم آنها هم همین طور در حال قدم زدن هستند و در دشت پراکنده ،آنها هم به دنبال گم شده خودشان می گردند.گم شده ای که خود هم نمی دانند چرا در اینجا به دنبالش آمده اند.با دنیایی از امید در جستجو هستند و از اینجا به آنجا می روند شاید ........

نمی دانم که اینجا حضور دارید یا نه اما می دانم که صدایم را می شنوید.از راه دوری به زیارت آمدم به امید آنکه گمشده خود را در اینجا بیابم.به امید آنکه زمانی که از اینجا باز می گردم بو شما از من به مشام برسد به امید آنکه پایانی چون شما داشته باشم.در روزگاری سخت به سر می برم روزگاری پر از بدی و فراموشی و من نیز در این دنیا غرق شده ام.نمی دانم راه نجاتم از این باتلاق که هر لحظه بیشتر در آن فرو می روم چیست اما می دانم که جایی آمده ام که من را می تواند برای تمام عمر از این باتلاق نجات دهد.باتلاق فراموشی و گناه و ......می دانم که مرا دست خالی از اینجا بر نمی گردانید اما باز هم شما را به پهلوی شکسته مادر قسم مید هم که در ادامه ی مسیر دستانم را رها نکنید.

بارانی زیبا در حال باریدن است که آن را به فال نیک می گیرم و نشانه ای از قبولی دعایم می دانم.دعای سلامتی امام زمان(عج)را زمزمه می کنم.

پای صحبت های راوی می نشینم و توضیحی راجیه عملیات.عیسی را نگاه می کنم که برای اولین بار پا به این سرزمین گذاشته پای برهنه ساکت و آرام فقط نگاه می کند و قدرت تکلم ندارد.

بار ها و بار ها گفتم و باز هم می گویم که سلامم را به مادر برسانید اما نپرسید که چرا،می دانم که شما نیز می دانید.تمام زندگی من از اوست و سرمایه محبت زهراست دین من   .....  اما این بار عاجزانه از شما می خواهم که سلامم را برسانید و بگویی که به شش ماه اش محسن قسم که دیگر

99
__