| عنوان مطلب | تاریخ ایجاد | |
|---|---|---|
|
1
|
23 اسفند 1387 ساعت 00:25
|
|
|
2
|
18 اسفند 1387 ساعت 00:37
|
|
|
3
|
17 اسفند 1387 ساعت 12:59
|
|
|
4
|
17 اسفند 1387 ساعت 01:18
|
|
|
5
|
16 اسفند 1387 ساعت 17:23
|
|
|
6
|
16 اسفند 1387 ساعت 12:04
|
|
|
7
|
9 اسفند 1387 ساعت 00:03
|
|
|
8
|
8 اسفند 1387 ساعت 23:50
|
|
|
9
|
3 مهر 1386 ساعت 20:33
|
به سمت شوش در حر کت هستیم.آسمان ابری و دشت با سبزی خود که نشان از بهار زود رس دارد خودنمایی می کند.چه زیبا و چشم گیر است این دشت.
جو حاکم بر این سفر تفاوتهای زیادی با سفر های گذشته ی من به این سرزمین دارد.با ین وجود به مقصود خود خواهم رسید.به امید .......

شوش دانیال.دومین ایستگاه ما بود.با اینکه دو مرتبه بیشتر به اینجا نیامده بودم اما برای من یاد آور خاطره های زیادی بود،برای من که چند ساعتی بیشتر اینجا نبودم و این بار هم کوتاتر از دفعات قبل.به این فکر می کردم که این شهر برای زرمندگان چه خاطره هایی را زنده می کند و چه روز هایی را در این شهر گذراندند.کرخه،دانیال نبی همه و همه ی آن خاطره است برای آنها.خاطره هایی که خیلی دوست دارم آنها را بشنوم.کاش کسی بود که برایم نقل کند.
نماز ظهر را به جماعت در این جا خواندیم و به سمت استگاه بعد حرکت می کنیم.