| عنوان خاطره | طبقه بندی | تاریخ ایجاد | |
|---|---|---|---|
|
1
|
سایر
|
20 مرداد 1387 ساعت 13:16
|
|
|
2
|
سایر
|
17 تیر 1387 ساعت 10:15
|
|
|
3
|
غم انگیز
|
15 تیر 1387 ساعت 13:51
|
|
|
4
|
دانشجویی
|
10 تیر 1387 ساعت 11:14
|
|
|
5
|
طنز
|
9 تیر 1387 ساعت 07:35
|
|
|
6
|
غم انگیز
|
4 تیر 1387 ساعت 19:40
|
هیچ چیز قشنگی نبود و من حسادت کردم 4 تیر 87 - 19:40 |
طبقه بندی: غم انگیز چند وقت پیش از طرف شرکت یه سمینار دعوت شدم،سخنران خیلی آدم خوش صحبتیه واقعاً وقتی صحبت می کنه فقط گوش می کنی.تو سمینارهایی که دعوت می شه موضع هر چی که باشه یه چند دقیقه رو در مورد خودشناسی می گه و ریلکسیشن کار می کنه.یادمه تو آخرین سمینار گفت چشماتون رو ببندین و به یک سال قبل فکر کنید و همه خاطرات خوبی رو که تو ذهنتون دارین تجسم کنید و ازشون لذت ببرین.منم مثل بقیه این کار رو کردم ولی هر چه فکر کردم خاطره خوبی توی ذهنم نبود یعنی اصلاً خاطره خوبی وجود نداشت که منو خوشحال کنه.چشمامو زودتر از بقیه باز کردم یه نگاهی انداختم به همه کسایی که تو سمینار بودن وقتی آرامش رو توی چهرشون دیدم و لبخندی رو که روی لب بعضی یاشون بود حسودیم شد و با خودم گفتم چرا؟اما جواب رو می دونستم فقط کاری از من بر نمی یاد |








