
در مورد معنی لغوی ذوالقرنین اظهار نظرهایی وجود دارد ، عده ای آنرا صاحب دو شاخ و بعضی نیز به گستردگی حاكمیت
از غرب تا شرق عقیده دارند و شاید نیز به هر دو دلالت داشته باشد ، اما
این شخصیت تا چه پایه و درجه و از چه جایگاهی برخوردار بوده كه تا این
اندازه مورد توجه فرهنگها و ملتها قرار گرفته ، و مؤرخین و دانشمندان و
حتی علمای دینی را بر آن داشته كه در مورد او قضاوتهائی داشته باشند خود
جای بحث دارد .
قرآن كریم در سورة كهف از او به نیكی یاد كرده و ساختن سد آهنین در مقابل متجاوزین را كه هم اكنون آن دیوار در جمهوری آذربایجان قرار دارد و بنام « دمیر قاپی» در بند معروف است و از بحر خزر تا كوههای قفقاز ادامه دارد ، به او نسبت داده است .
حضرت علی علیه السلام در مورد
ذوالقرنین می فرماید : ذوالقرنین بنده ای شایسته از بندگان خداوند بود ،
شب در نظرش روز و سماوی و آسمان در اختیارش بودند . از امام حسن عسگری
علیه السلام وقتی در مورد حضرت مهدی علیه السلام سؤال شد فرمود : مثل صاحب
شما در میان امت ، مثل حضرت خضر (ع) و ذوالقرنین است ، بدین صورت كه مثل
حضرت خضر با اینكه در میان امت می باشد از نظرها غائب می گردد و مثل
ذوالقرنین ظاهر می شود و ملتها و مردمان مظلوم و اسیر را از دست جباران و
ستمگران و حكام ظالم آزاد میگرداند و عدالت را بطور همه جانبه و برای
تمامی افراد بشر به ارمغان می آورد .
پس بنابراین ذوالقرنین كسی بوده
است كه ملتهای اسیر را از بند آزاد نموده و با ظالمین نبرد كرده و حاكمیت
آنها را متلاشی نموده است ، به همین خاطر ذوالقرنین دارای یك شخصیت متعالی
و ارادة آهنین و فكری والا بوده است .
نقاشی دیدار پاپ لئو کبیر و آتیلا كبیر اثر Leoattila-Raphael
در مورد اینكه ذوالقرنین چه كسی می تواند باشد ، اختلاف نظرهایی وجود دارد .
عده
ای كوروش هخامنشی(خاخان منشی=یهودی منش) را ذوالقرنین دانسته اند و اظهار
نظرهایی از قدیم الایام بصورت اغراق آمیز نوده كه بعضی از علما و دانشمندان
فعلی را بشدت تحت اشعاع خود قرار داده و باعث شده نویسندگان و مؤرخین در
این مورد قلم فرسائی بكنند و در موارد دیگر كه بی ارتباط با مورد اول نیست
بنظر میرسد كه از یك احساس بی اساس و غرور و تعصب قومی و ملی ریشه گرفته
است .
و عده ای اسكندر مقدونی را و عده ای نیز آتیلا امپراطور بزرگ هونها را ذوالقرنین معروف می دانند .
در این رابطه با اعتقاد به اینكه اصلیت هر شخص یا فرهنگی در ذات او نهفته است ذكر پاره ای موارد ضروری بنظر میرسد .

مجسمه آتیلا در شهر سویوت تركیه
كسانی كه با احساس
بی اساس كوروش یهودی را ذوالقرنین می دانند و سعی میكنند او را به زور
ذوالقرنین بكنند ، خود می دانند كه ورود آریائیها به فلات ایران در 2900
سال پیش اتفاق افتاده و كوروش در زمانی ظهور میكند كه تمام فلات ایران و
آسیای میانه مملو از تمدنهای درخشان و پیشرفته بوده كه داشتن چنین تمدن
پیشرفته ای غیر ممكن بنظر میرسد ، در آن زمان مگر وجود یك فضای صلح آمیز و
رابطة تنگاتنگ حاكم بر جامع و زندگی آنان .
یافته های باستانشناسی و
ظروف و سایر ابزار كه اغلب از یك سبك واحدی تبعیت میكند ثابت میكند كه
اكثر این تمدنها با هم رابطة تنگاتنگ داشته اند و بطوریكه مؤرخین اذعان
دارند ، هر روز آن تمدنها قبل از هخامنشیان(خاخان منشیان) در پیشرفت و ترقی
بوده اند و تاریخ ، تمامی این موارد ثابت میكند و تمامی مؤرخین یكصدا آنرا
تأیید میكنند .
ظهور كوروش یهودی مقارن است با افول و سقوط این
تمدنها و از بین رفتن آزادی و استقلال و به بند كشیده شدن و اسارت تمامی آن
ملتها با مركزیت هخامنشیان(خاخام منشیان) ، كه كوروش عمده با نیرو و
پشتیبانی قوم یهود به حاكمیت میرسد به همین خاطر است كه تنها قومی كه آزاد
میگردد قوم یهود است و همین قوم فقط از كوروش بعنوان یك آزادمرد نام میبرد .
چرا
كه قرآن خود از قوم یهود در تاریخ به بدی یاد میكند و ملتهای دیگر معاصر
كوروش از كوروش . قرآن در سورة بنی اسرائیل دقیقاً همین تاریخ را ، یعنی
حاكمیت كوروش و یهودیان به بابل را مد نظر قرار داده و بطور واضح و آشكار
هویت یهودیان را معرفی نموده كه هویت كوروش بنا به حكمت مستتر مانده است .
خداوند
به پیغمبرش خطاب به یهودیان چنین می فرماید : سورة بنی اسرائیل یا الاسرا
از آیة 3 : و در كتاب تورات خبر دادیم و چنین مقرر كردیم كه شما بنی
اسرائیل دوبار حتماً در زمین فساد و خونریزی میكنید و تسلط و سركشی سخت
ظالمانه می یابید ( یكبار به قتل اشعیا و مخالفت ارمیا و بار دیگر بقتل
زكریا و یحیی بظلم و بیداد برخیزید ) پس چون وقت انتقام اول فرا رسد ،
بندگان سخت جنگجو و نیرومند خود را ( چون بخت النصر ) بر شما برانگیزم تا
آنجا كه درون خانه های شما را نیز جستجو كنند و این وعدة انتقام خدا حتمی
خواهد بود .آنگاه شما را بروی آنها برگردانیم و بر آنها غلبه دهیم و بمال و
فرزندان مدد بخشیم ، وعدة جنگجویان شما را بسیار گردانیم تا بر لشگر بخت
النصر غلبه كنید ( این همان تاریخ است كه كوروش در رأس قوم یهود قرار
میگیرد ) . بدانید شما بنی اسرائیل و همة اهل عالم كه اگر نیكی و احسان
كردید بخود كردید و اگر بدی و ستم كردید باز بخود كرده اید و آنگاه كه وقت
انتقام ظلم شما ( كه كشتن یحیی و زكریاست یا عزم قتل عیسی ) فرا رسد ( باز
بندگانی قوی و جنگ آور را بر شما مسلط میكنیم ) تا اثر بیچارگی و خوف و
اندوه به رخسار شما ظاهر شود و به مسجد بیت المقدس معبد بزرگ شما مانند بار
اول درآیند و ویران كنند و به هر چه رسند نابود سازند و به هر كس تسلط
یابند به سختی هلاك گردانند . ( ای رسول ما باز هم بنی اسرائیل را بشارت ده
كه ) امید است خدا به شما اگر توبه كرده و صالح شوید باز مهربان گردد و
اگر به عصیان و ستمگری برگردید ما هم بعقوبت و مجازات شما باز میگردیم و
جهنم را زندان كافران قرار داده ایم .
قایناقلار(منابع):
1- نشانه های ظهور او ، شیخ محمد خادمی شیرازی
2- كوروش كبیر ، ابوالكلام آزاد
3- كوروش ، آلبر شاندور
4- جاده زرین سمرقند ، ویلفرید بلانت
5- اسرار فرمانروائی آتیلا ، وس رابرتز
6- قرآن كریم
7- دوازده قرن سكوت ، ناصر پورییرار
از جمله ملتهائی كه از كوروش به بدی یاد میكنند سكاها می باشند....
از
جمله ملتهائی كه از كوروش به بدی یاد میكنند سكاها می باشند كه یكی از
اقوام تركان قدیم بوده و در تحت حاكمیت كوروش قرار نگرفته اند . متن زیر از
رقیه بهزادی در كتاب قومهای كهن آسیای میانه دربرگیرندة نكات و حقایق
تاریخی است ، كه ملكه سكاها بنام تومروس فائیم بعنوان نامه به كوروش
فرستاده است : ای پادشاه ، به تو نصیحت می كنم كه دست از این كار برداری ،
زیرا معلوم نیست كه به نتیجة مطلوب دست یابی ، به فرمانروائی بر قوم خود
خرسند باش و بگذار بر سرزمین خود سلطنت كنم . افسوس كه به سخنم گوش فرا
نخواهی داد ، زیرا آنچه كه كمتر به آن می اندیشی صلح و صفاست … ای خونخوار
سیری ناپذیر كه پسرم را به نیروی افسون بارباده گرفتار كرده ای ، بر خود
مبال ، زیرا كه این آئین مردان نیست و در میدان نبرد انجام نشده . با این
حال هم من بدی ترا نمی خواهم . پندم را بپذیر و او را رها كن و بی آن كه
زیان ببینی از بوم و بر ما دور شو . اگر چنین نكنی به ایزد خورشید سوگند كه
هر اندازه تشنة خون باشی ، از خون سیرت خواهم كرد . تومروس ملكه سكاها یا (
ماساژت ها ) پس از این دو پیام ، تمامی جنگ آوران خویش را گرد آورد ، جنگ
خونینی در گرفت و كوروش شكست خورد و با بخش بزرگی از سپاهیانش در دشت نبرد
به خاك افتاد . آنگاه تومروس سر كوروش را برید ، آنرا در خمرة پرخونی فرو
برد و گفت : آن چه می خواهی بنوش تا سیر شوی .
كوروش در دوران
حاكمیتش اكثراً با پیشنهاد و راهكارهای دیگران و مخصوصاً مادیها و بالاخص
وزیر پادشاه ماد یعنی هارپارگ و سایرین اقدام به كارها می نمود و فقط دستور
از طرف كوروش صادر میگردید كه این ضعف بزرگی می تواند باشد به این دلیل كه
آریاها و هخامنشیان قبل از به قدرت رسیدن دارای فرهنگ ضعیفی بوده اند .
كوروش در موقع شكست آشیاگ پادشاه ماد ، پایتخت آشیاك یعنی اكبتان ( همدان
كنونی ) را اشغال میكند . این موضوع در سالنامه های بابلی نیز تأئید شده
است ، به این شرح : در سال 550 كوروش وارد اكبتان پایتخت سلطنتی شد . او
همة پول و طلا و گنجینه های اكبتان را غارت كرد و آنها را به كشور انزان
انتقال داد . در كتاب كوروش نوشتة اكبر شاندور چنین آورده میشود : كتزیاس
كه ظاهراً باید از وجود كتیبة نبوئید بی اطلاع بوده باشد با این متن موافق
است كه می نویسد : كوروش پس از پیروزی بر آشیاك ، دختر او آمیتیس را كه
خالة خودش میشد به زنی گرفت . همچنین روح كوروش را بعد از حاكمیتش یك غرور
خود بزرگ یعنی فوق العاده ای احاطه كرده بود . حبیب الله شاملوئی در كتاب
تاریخ شاهنشاهی ایران از ماد تا پهلوی می نویسد : كوروش برای سرداران خود
می گفت : باید این امواج آب ها و دریاها را نیز به زنجیر كشید كه در مقابل
ما سركشی و طغیان نكنند . بدین ترتیب طبق گفته های فوق و سایر موارد شخصیت
كوروش با شخصیت ذوالقرنین كاملاً در تضاد قرار میگیرد و به هیچ روی كوروش
را نمی توان ذوالقرنین نامید .
حكومت جبار و ستمگر تاریخ یعنی
هخامنشیان كه كوروش و قوم یهود بانی آن بودند بعد از 300 سال ظلم و تباهی و
فساد توسط اسكندر مقدونی برچیده شده و متلاشی میشود ، در این مدت و با
حاكمیت دیكتاتوری و نژادپرستانة هخامنشیان و در زیر بار سنگین فشارهای آنان
می رفت كه ملتهای قدیم فلات ایران و آسیای میانه در داخل فرهنگ آنان ذوب
شده و محو و نابود شوند ، كه ظهور اسكندر در آن موقع بعنوان فرشتة نجات ،
جان و روح تازه ای به آن ملتهای مظلوم و ستم كشیده می بخشد واسكندر پایتخت
هخامنشیان یعنی تخت جمشید را به آتش میكشد ، همچنین اوستای زرتشت را كه در
روی 12000 هزار پوست نوشته شده بود به داخل آتش انداخته و می سوزاند . بعد
از اربل نوبت سقوط شوش و بابل رسید ؛ تخت جمشید هم سقوط كرد و كاخ خشایارشا
به آتش كشیده شد تا همة آسیائیان بفهمند كه اسكندر انتقام نابودی پرستشگاه
بابل به دست خشایارشا را گرفته است . در كتاب جادة زرین سمرقند نوشتة
ویلفرید بلانت مؤلف در مورد اسكندر چنین می نویسد : اسكندر را مشهورترین
مرد همة اعصار دانسته اند . امپراطوری اسكندر كه حتی از امپراطوری
هخامنشیان در دو سده پیشتر از آن هم بزرگتر بود ، در زمان مرگ او كه هنوز
سی و سه سالش تمام نشده بود ، از مقدونیه و لیبی تا سند و سیحون را دربرمی
گرفت ؛ و شرح فتوحات افسانه ای اش ، در درازا و پهنای جهان میان سده ای
بارها دهان به دهان می گشت . سرپرسی سایكسن می نویسد كه : حتی امروزه هم «
در سراسر آسیا ، تا مرزهای چین بنام او سوگند می خورند» . اسكندر داریوش را
مغلوب میكند و داریوش بدست اسكندر كشته میشود . اسكندر فرمان داد جنازة
داریوش را عطر و روغن بزنند و به تخت جمشید ببرند تا به گور بسپارند .
اسكندر موقتاً از تعقیب بس چشم پوشی كرد و متوجه خاور و سپس جنوب شد تا
شورشها را سركوب كند و در هرات كنونی توقف كرد و شهر اسكندریه را بنیاد
نهاد ، بعد به جنوب خاوری روی آورد و اسكندریه ای دیگر ( نمونه امروزی )
بنیاد گذاشت و سپس به لشگركشی پیروزمندانة خود ادامه داد تا بقه كوهپایه
های هندوكش رسید . ظرف پنج سال او توانسته بود ملتی بزرگ را مغلوب و
امپراطوری كهن را منقرض كند ، ثروتی عظیم از آن او شده بود و بنظر می آمد
هیچ چیز نمی تواند از تسخیر بقیة آسیای میانه به دست او جلوگیری كند .
نقش
و جایگاه آتیلا بزرگترین امپراطور تركان هون حتی میتوان گفت از اسكندر نیز
والاتر و بارزتر بوده است ، آتیلا را نیز از معروفترین و مشهورترین
شخصیتهای تمام ادوار تاریخی دانسته اند ، عاملی كه باعث شده آتیلا علی رغم
تبلیغات سوء و گسترده كه در موردش صورت گرفته ، از جایگاه بس والائی
برخوردار باشد غیر از وجوه شخصیتی و افكار و منش آتیلا در چیز دیگری
نمیتوان یافت . چگونگی به قدرت رسیدنش را نیز غیر طبیعی و از معجزات خداوند
دانسته اند كه وس رابرتز در كتاب اسرار فرمانروائی آتیلا در این مورد می
نویسد : فرماندهان هون دور آتیلا جمع می شوند و پس از رؤیت خیانت دوآ نسبت
به خانوادة آتیلا و با كشته شدن بلدا تصمیم به شور و م می گیرد و در صدد آن
برمی آیند كه چه كسی را فرمانروای خود قرا دهند . در این گیرودار كودكی
بسوی جمع م كننده می آید و خبر از سوختن شمشیری را در یكی از چادرها به
فرماندهان می دهد . فرماندهان و خود آتیلا بدنبال آن كودك بسوی چادری كه
شمشیر در آن می سوخت ، می شتابند . اما همین كه به چادر می رسند ، ناگاه
شمشیر از جایش به پرواز درآمده و در دستان آتیلا جای میگیرد و آتیلا برای
اینكه دستش نسوزد ، لحظه ای سعی میكند شمشیر را بر زمین بیندازد ولی موفق
نمی شود و شمشیر را در دستانش ناخودآگاه می فشارد و آتش و شعله های برخاسته
از شمشیر جادوئی خاموش می شود . فرماندهان و آتیلا و سایرین با دیدن چنان
شمشیر و شرایط خارق العاده ای بر این باور میشوند كه آن شمشیر ساخته و
پرداخته نیروی غیر طبیعی است و آن شمشیر را شمشیر خداوند و هدیه او به قوم
هون می پندارند كه می بایست در دستان آتیلا جای می گرفت . فرماندهان دیگر م
و جر و بحث را كنار گذاشته و به اتفاق ، رأی به فرماندهی و رهبری آتیلا می
دهند .
با اینكه آتیلا روز به روز به قدرت می رسید و پایه های
حاكمیت وی محكم تر میشد ولی او هیچگاه به این قدرت مغرور نشد و نمی شد .
گرچه در غرب و سرزمین روم پرورش یافته و زندگی متمدن را لمس كرده بود ، ملی
برای اینكه با مردمان سرزمین خود همرنگ و همنوا باشد باز در همان ظروف
سفالین و با قاشقهای چوبی غذایش را می خورد . مثل پدرش در یك چادر و بر روی
تختی كه از چوب درختی ساخته شده بود می نشست . هیچگاه برای خود سرا و كاخی
نساخت . از اینرو هر كسی در میان قوم او نسبت به وی احترام خاصی قائل میشد
. هر زمان وارد چادر شخصی یا خانواده ای میشد ، آن خانواده و اطرافیانش از
شادی خودشان را گم میكردند . ورود او به چادرها انگار لطف الهی بود . زن و
مرد و كوچك و بزرگ سر راهش ایستاده و هنگام گذر وی لب به مدح و ستایش او
باز میكردند . زنان زمانی كه از كنارش میگذشتند برایش غذاهای لذیذ و میوه
های نوبو هدیه میكردند . آتیلا با اینكه گاهی اشتهای خوردن نداشت ولی
هیچگاه دست آنها را برنمی گرداند و لقمه ای از آنها را می خورد . همیشه بر
روی اسب سیاه خود بنام ویل لام ( در تركی قدیم به معنای صاعقه ) استوار می
نشست و برای رهگذران دست تكان می داد . او نسبت به ملت خود بسیار عادل و در
برابر دشمنان شدیداً ستیزه جو بود . او سیستم عدالت اجتماعی خاصی را
برقرار ساخته بود . در هیچ كاری عجله و شتاب به خرج نمی داد . او برای
هونها هدف ملی ر آموخت كه بر اساس آن ملت هون یاد گرفتند برای كسب موقعیت
خود و فتح جهان می بایست عاقل ، زیرك ، هشیار و سیاستمدار شوند . او فتح
كردن كشورهای آلمان ، اسلاد ، روم و قسطنطنیه ( استانبول ) را از اهداف ملی
برشمرد و حاكمیت مطلق آسیا را چون هدف نهائی برای ملتهش آموخت . بدین
ترتیب می خواست سیاست و طرح و نقشه ای را كه در سرای روم ترسیم كرده بود به
اجرا دربیاورد و سرزمینهای جهان را از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب تحت
سیطرة خود درآورد . تاریخ نگاران رمز موفقیت او را در داشتن چشمی بینا و
گوشی شنوا و عقلی تیزفهم میدانند .
فتوحات هونها در دوران حاكمیت
آتیلا واقعاً افسانه ای است . آتیلا نقشه هایش را با موفقیت بسیار بالائی
كسب كرد . بر اساس تخمین تاریخ نگاران حدود هفتصدهزار سرباز وی كه تنها
تعداد یك قبیله را تشكیل میدادند توانستند دنیای شرق تا غرب را زیر حاكمیت
خود در آورند . نویسندگان مجارستانی بنام آلمان نیبه لونگن ـ لید در رابطه
با آتیلا چنین می نویسد : هونها حكمرانی داشتند كه از لحاظ هوش و ذكاوت و
نیك خواهی همتائی نداشت و اعتلای واقعی را به سرزمین هون بخشید .
آتیلا
هر اندازه نیز وحشی شناسانده شود و او را خونخوارترین چهرة تاریخ
بشناسانند باز از رومیان باستان وحشی تر نبوده است . زیرا هیچگاه دیده نشد و
در تاریخ ذكر نگردیده كه آتیلا و سربازانش مثل رومیان انسانها را زنده
زنده به جلوی سگها می انداختند و از كشته شدنشان لذت می بردند . به هیچ وجه
كسی نمی تواند ادعا كند كه آتیلا نیز بسان امپراطوران رومی از جنگاوری و
ستیز گلادیاتورها و نهایتاً كشته شدن یكی از آنها لذت برده است . او هر قدر
بی رحم و شقی شناسانده شود از ایوان مخوف ، كورتز و پیزار و وحشی تر و بی
رحم تر نبوده است . اگر آتیلا وحشی تر باشد و او را چهرة مخوف تاریخ
بشناسیم . آن زمان آلمانیها ، اسپانیائیها ، بلیزارها ، ژنسریچها را چه
باید بنامیم به جنایتی كه اروپائیان در طول تاریخ انجام داده اند ، آیا
آتیلا كرده است ؟
ما غربیان به افسانه و شخصیت واقعی آتیلا بسیار
غافل و جاهل هستیم و از زاویه بسیار تنگ تری او را مشاهده می كنیم . اما
اگر واقع بین باشیم ، از دیدگاههای مختلف او را باید مرد حكومت و سیاست ،
شخصی روشن بین ، سخی و ثروتمند و مترحّم به بیگانه و مدافع سرسخت از اهداف
ملی شناخت . او به شخصیت و مردانگی و شجاعتی صاحب بود كه تزار بزرگ و
اسكندر مقدونی آنرا نداشتند . شاید در سالهای آتی نیز بینش و دیدگاه مردم
اروپا و آمریكا و دنیا نسبت به آتیلا اصلاح نخواهد شد ، اما آنچه كه نباید
فراموش شود و نادیده انگاشته گردد ؛ اسرار فرمانروائی او بود كه بعد از
گذشت سالیان سال هنوز درسهای مدیریت ، سیاست و حكومت داری او می تواند راه
گشای بسیاری از رهبران كشورها باشد . از اینرو باید تنگ نظری را كنار گذاشت
و آتیلا را به همان صورتی كه هست شناخت و از وی درس گرفت . هر چه باشد او
حكمران بزرگ هونهای قدرتمند بود .
همین خصوصیات و روحیة جنگجوئی در
مقابل دشمن باعث شده بود كه آتیلا به بلای آسمانی و تازیانة خدا معروف گردد
، این خصوصیات و لقب آتیلا یعنی تازیانة خدا در خیلی از منابع و كتب آمده
است . آتیلا ملت هون را از شریف ترین ملل بودند از بند اسارت بیگانگان آزاد
نمود و به آنها ارزش و اعتبار بخشید . در حال حاضر اكثریت مردم آذربایجان
نیز ار تركان هون می باشند و پیشگوئیهائی نیز در كتب مختلف در مورد آنها در
آخر زمان صورت گرفته است بدین صورت كه در آخر زمان از سربازان امام زمان
علیه السلام خواهند بود ، همچنین پیشگوئی نیز در مورد آتیلا صورت گرفته است
كه زمان آن مربوط حال حاضر یا بعد از این می باشد . نوستر آداموس چنین می
نویسد : مرد هم خونی از آتیلا به زودی قدرت جهانی را بدست خواهد گرفت .
سرانجام خیزش یك مرد از آسیای مركزی و بدست گرفتن قدرت جهانی و فرا رسیدن
پادشاه وحشت از آسمان به زمین كه شاید فضانوردی از كره ای دیگر باشد و یاری
گری او با آن فرد .
بدین ترتیب طبق گفته های فوق شخصیت آتیلا با
شخصیت ذوالقرنین كاملاً مطابقت میكند . اگر اسكندر ذوالقرنین باشد آتیلا
نیز چیزی كمتر از ذوالقرنین ندارد و اگر آتیلا ذوالقرنین باشد كه به احتمال
قوی نیز چنین می تواند باشد تمامی خصوصیات ذوالقرنین را آتیلا در وجود خود
طبق شواهد و دلایل و همچنین پسشگوئیها دارا می باشد .
و اما بعضی
از افكار و سخنان آتیلا در زیر به نقل از اسرار فرمانروائی آتیلا ، وس
رابرتز آورده میشود كه نشان از عظمت فكری و روح بزرگ و بزرگ منشی این شخصیت
بزرگ تاریخ است :
1- سعی كنید در جنگها به انسانهای معصوم حمله
نكرده و آزاری به آنها نرسانید . در جنگها از عملیات مخفیانه و حملات شبانه
بپرهیزید و انسانهای بیگناه و غیرجنگی ( غیر نظامی ) را اسیر نگیرید . اگر
در روستا و یا شهری با جنگاوران دشمن روبرو شوید ، حق ندارید به آن شهر
آسیبی برسانید و مردمان بیگناه را بكشید ، تنها كافی است برای اینكه آنان
را تحت تأثیر قدرت خویش قرار دهید ، عملیات وحشت آوری انجام دهید . اما این
را فراموش نكنید كه ترساندن بی مورد نیز از احساسات شما به دور است .
2-
ملتی كه به یك پدر و یا یك نژاد خاصی متكی باشد ، رو به ضعف و اغطاط خواهد
گذاشت . اگر روزی انسانها و نژادهای دیگری خواستند به شما بپیوندند ،
آنگاه با آغوش باز آنان را پذیرا باشید . زیرا آنان اتحاد انسانی و عقاید و
نژاد شما را ترجیح داده اند . در زبان ، حرف و رفتارتان حرمت را فراموش
نكنید . عادات خودتان را همیشه تكرار كرده و به دیگران نیز بیاموزید .
3-
با اینكه ما انسانها از لحاظ فیزیكی و شكل ظاهری و عقاید با هم دیگر تا
حدودی تفاوت داریم ولی هر چه باشد از یك پدیده و جوهره وجودی هستیم و انسان
می باشیم . اذا وحدت انسانی و اهداف انسانی میتواند ما در یك خط و مجموعه
قرار دهد .
4- او به تمامی انسانها ارزش قائل بود و جنگ با دشمنان
را چنین توصیف میكرد كه اگر در عضوی از اعضای بدن مرضی باشد و یا غده و
سرطانی وجود داشته باشد باید آنرا ریشه كن كرد و از بین برد ، اگر چنین
نباشد بتدریج آن مرض انسان را به هلاكت خواهد كشاند .
5- ترانه ها ،
آهنگها ، اشعار . سرودها و حتی رقصهایمان فرصتها و تمثیلهائی هستند كه
هویت و موجودیت و شخصیت ما را نشان میدهند . باید این مسایل آنگونه كه
هستند باقی بمانند و پاس نگهداشته شوند .
1- نشانه های ظهور او ، شیخ محمد خادمی شیرازی
2- كوروش كبیر ، ابوالكلام آزاد
3- كوروش ، آلبر شاندور
4- جاده زرین سمرقند ، ویلفرید بلانت
5- اسرار فرمانروائی آتیلا ، وس رابرتز
6- قرآن كریم
7- دوازده قرن سكوت ، ناصر پورییرار