لیست دوستان :: 521
لیست کلوبها :: 119هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم 14 آبان 85 - 22:10 |
با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اما تو رو تنها نمیذاشتم چه سفرها با تو کردم چه سفرها تو رو بردم دم مرگ رسیدم اما به هوای تو نمردم دارم از تو مینویسم که نگی دوستت ندارم از تو که با یه نگاهت زیر و رو شد روزگارم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم دارم از تو مینویسم موقع نوشتنا وقت اسم گذاشتنا کسی رو جز تو نداشتم اسمی جز تو نمیذاشتم من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست با تو چه زندگیهایی که تو رویاهام نداشتم تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم حتی من به آرزوهات تو رو آخر میرسوندم میرسیدی تو من اما آرزو به دل میموندم هی میخواستم که بگم که بدونی حالمو اما ترس و دلهره خط میزد خیالمو توی گفتن و نگفتن از چه روزهایی گذشتم انقده رفتم و رفتم انقده رفتم و رفتم که هنوزم برنگشتم من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست اون از غصه توست هر چی شعر عاشقونست من برای تو نوشتم تو جهنم سوختم اما مینوشتم تو بهشتم اگه عاشقونه گفتن عشق تو باعث شه اگه مردم تو بدون چه کسی وارثه شه من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون ازغصه توست یه دفعه مثل یه آهو توی صحراها رمیدی بس که چشم تو قشنگ بود گله گرگ رو ندیدی دل نبود توی دلم تورو گرگا نبینن اونا با دندون تیز به کمینت نشینن الهی من فدای تو چه کار کنم برای تو اگه تو این بیابونا خاری بره به پای تو یه دفعه مثل پرنده قفس عشقو شکستی پر زدی تو آسمونا رفتی اون دورا نشستی دل نبود توی دلم گم نشی تو کوچه باغا غروبا که تاریکه نریزن سرت کلاغا نخوره سنگی به بالت پرت نشه فکرو خیالت من تموم قصه هام قصه توست اگه غمگینه اون از غصه توست یه دفعه مثل یه گل رفتی تو دست خزون سیل بارون و تگرگ میومد از آسمون بردمت تو گلخونه که نریزه رو سرت که یه وقت خیس نشه یخ کنه بال و پرت نشکنی زیر تگرگ نریزه از توی برگ من تموم قصه هام قصه توست یه دفه مثل یه شمع داشتی خاموش میشدی اگه پروانه نبود تو فراموش میشدی آره پروانه شدم که پرام سوخته شه تا آتیش دل تو به دلم دوخته شه که بسوزه پرو بالم که راحت شه خیالم دارم از تو مینویسم تو که غم داره نگات اگه دوست داشتی بگو تا بازم بگم برات اونقده میگم تا خسته شم با عشق تو شکسته شم |
لیست توصیفنامه ها23 اردیبهشت 87 - 20:23 | |
تو خراب من آلوده مشو
غم این پیکر فرسوده مخور
قصه ام بشنو و از یاد ببر
بهر من غصه بیهوده مخور
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
تو به هرجا در پناهی
من به دنیا بی پناهم
تو طلوع هر امیدی
من غروبی ناامیدم
تو سپید و دل سیاهی
من سیاه دل سپیدم
نه قراری نه دیاری که بر آن رو بگذارم
به چه شوقی به چه ذوقی دگر این ره بسپارم
چه امیدی به سپیدی که به رنگ شب تارم
تو سپیدی من سیاهم
خسته ای گم کرده راهم
گنه تو بی گناهی
بی گنه غرق گناهم
شوق بودن بوده تنها اشتباهم |
23 اردیبهشت 87 - 20:13 | |
هرچه را که ساختم
عاقبت شکست
من همیشه باختم
من نه آبشار،
من نه جویبار،
من نه چشمه سار
من نه سبزه و نه رود
من نه بر آسمان گرم مهر دمیده دیر
من نه از شاخ سرد قهر پریده زود
هرچه بود
از تو بود
من همیشه شوره زار
من همیشه دست باز
من طلوع دائم نیاز
من همیشه با همیشه ساختم
من همیشه در همیشه سوختم
من همیشه با سوزن نگاه
با نخ آرزو
روزها
هفته ها
ماهها
سالها را به هم دوختم |
21 اردیبهشت 87 - 01:13 | |
به صلیب صدا مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرف نفس من
اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم
تا نمیرم بی کفن
وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن
معنی آوازم این بود: ته بن بست داد کشیدن
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود
گفتنی ها رو می گفتیم اگه فرصت یه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب ویرون شدم من
شرف نفس من
اگه شد قفس من
به سکوت تن ندادم
تا نمیرم بی کفن |






















