userinfo close

پیام های کوتاه

رویا آزادی , roya5876
سلام با اینکه نمیدونم چرا؟ ولی ممنون از اینکه منو حذف کردید موفق باشید.
1 هفته پیش
   
پرنیان   ف , takhoda
سلام قدیمیه نزدیک... چه خبر ...از اصله خودت؟ دلت خوب است ایا ؟؟
3 ماه پیش
   
شکلاتی   , r_soltany
ممنون از تصویرهای زیبایی که توی شازده ثبت میکنید ... از خوندن نوشته هاتون لذت میبرم مرسی
1 سال پیش
   
سلدا احمدی , askyetar
اگر میخواهید اندام زیبایی داشته باشید حتما به این سایت یه سری بزنید!!!!!!!!...................wwww.panashop.ir
1 سال پیش
   
مسعود   , masood_kohan
دوستی این نیست که منتظر شیم دوستمون داشته باشن! دوستی اینه که بی انتظار دوست داشته باشیم!
1 سال پیش
   
"مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!"

علی ک

zurbayeyunani

مرد 30 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 3 ماه و 28 روز سن کلوبی ،
من از اول بوده ام، معمای منعکس؛ لابلای دلتنگی گیسوانی که دستان رها شده کودکی را در ازدحام تردید آدمها می فهمید.. و اما ...
 
02:03 1388/05/5

تقسیم‌بندی انسان‌ها از دیدگاه دكتر شریعتی*

 یك. آنهایی كه وقتی هستند، هستند  و وقتی كه نیستند هم نیستند. حضور عمده این آدم‌ها مبتنی بر فیزیكشان است. تنها با لمس ابعادجسمانی آنهاست كه قابل فهم می‌شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

 دوم .آنانی كه وقتی هستند، نیستند و وقتی كه نیستند هم نیستند (مردگانی متحرك در جهان، خود فروختگانی كه هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصیت‌اند و بی‌اعتبار، هرگز به چشم نمی‌آیند، مرده و زنده‌شان یكی است)

 سوم .  آنهایی كه وقتی هستند، هستند  و وقتی كه نیستند هم هستند (آدم‌های معتبر و باشخصیت، كسانی كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می‌گذارند كسانی كه همواره در خاطر ما می‌مانند، دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم)

 چهارم.  آنهایی كه وقتی هستند، نیستند و وقتی كه نیستند، هستند (شگفت‌انگیز‌ترین آدم‌ها. در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی كه از پیش ما می‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك می‌كنیم . باز می‌شناسیم، می‌فهمیم كه آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما همیشه عاشق این آدم‌ها هستیم. هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم، گویی قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سكوت می‌كنیم و غرق در حضور آنان مست می‌شویم ودرست در زمانی كه می‌روند یادمان می‌آید كه چه حرف‌ها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد).


  • ارسال کامنت(3)
99
کامنت بنویسید...
یه احمق   , ghasedakarta
دسته دوم که معلوم نیست چیه ولی فکر کنم من واسه تو جز دسته سوم هستم:P
ادامه
سه شنبه 7 مهر ، 19:53
  , sarahl
اوایل کوچک بود. یعنی من این طور فکر می کردم. امّا بعد بزرگ و بزرگ تر شد. آن قدر که دیگر نمی شد آن را در غزلی یا قصّه ای یا حتّی دلی حبس کرد. حجم اش بزرگتر از دل شد و من همیشه از چیزهایی که حجم شان بزرگتر از دل می شود، می ترسم. از چیزهایی که برای نگاه کردن شان - بس که بزرگ اند - باید فاصله بگیریم، می ترسم. از وقتی که فهمیدم ابعاد بزرگی اش را نمی توانم با کلمات اندازه بگیرم یا در «دوستت دارم» خلاصه اش کنم، به شدّت ترسیده ام. از حقارت خودم لج ام گرفته است. از ناتوانی و کوچکی روح ام. فکر می کردم همیشه کوچک تر از من باقی خواهد ماند. فکر می کردم این من هستم که او را آفریده ام و برای همیشه آفریده ی من باقی خواهد ماند. امّا نماند. به سرعت بزرگ شد. از لای انگشتان من لغزید و گریخت. آن قدر که من مقهور آن شدم. آن قدر که وسعت اش از مرزهای «دوست داشتن» فراتر رفت. آن قدر که دیگر از من فرمان نمی برد. آن قدر که حالا می خواهد مرا در خودش محو کند. اکنون من با همه ی توانی که برایم باقی مانده است می گویم «دوستت دارم» تا شاید اندکی از فشار غریبی که بر روح ام حس می کنم رها شوم. تا گوی داغ را، برای لحظه ای هم که شده، بیندازم روی زمین.

ادامه
جمعه 9 مرداد ، 01:20
  , sarahl
ajab rasmiye, rasme zamune!!!!!!!!!
ادامه
جمعه 9 مرداد ، 01:17
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.