userinfo close

پیام های کوتاه

رویا آزادی , roya5876
سلام با اینکه نمیدونم چرا؟ ولی ممنون از اینکه منو حذف کردید موفق باشید.
1 هفته پیش
   
پرنیان   ف , takhoda
سلام قدیمیه نزدیک... چه خبر ...از اصله خودت؟ دلت خوب است ایا ؟؟
3 ماه پیش
   
شکلاتی   , r_soltany
ممنون از تصویرهای زیبایی که توی شازده ثبت میکنید ... از خوندن نوشته هاتون لذت میبرم مرسی
1 سال پیش
   
سلدا احمدی , askyetar
اگر میخواهید اندام زیبایی داشته باشید حتما به این سایت یه سری بزنید!!!!!!!!...................wwww.panashop.ir
1 سال پیش
   
مسعود   , masood_kohan
دوستی این نیست که منتظر شیم دوستمون داشته باشن! دوستی اینه که بی انتظار دوست داشته باشیم!
1 سال پیش
   
"مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!"

علی ک

zurbayeyunani

مرد 30 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
5 سال و 3 ماه و 27 روز سن کلوبی ،
من از اول بوده ام، معمای منعکس؛ لابلای دلتنگی گیسوانی که دستان رها شده کودکی را در ازدحام تردید آدمها می فهمید.. و اما ...
 
14:36 1386/09/1

آن قدر غرق در اعماق خود بودم که هیچ  ممکن نبود مرا

 به هوش آورد مگر این فریاد دلگیر  که گوشم نه بلکه سراسر

وجودم را به لرزه در آورد: "سرکار به خدا .به جان...که ما خواهر و برادریم:"

برای فرزندان انقلاب:

مترسک جان نترس.هیچ ابدیتی نیست.این جا مامن توست.!

مترسک جان جامه ی سیاهت را به دور افکن..بگذار قناری رها باشد..

مترسک تا به کی سیاه پوش می مانی..بگذار گلوی قناری سرخ بماند!

گیرم که ادمک ها گرسنه هم نباشند درد همواره به پاست..

مگر می توان چشم های خود را به ندیدن عادت داد...

مترسک جان دل من از جنس دل همه ی ناگفته های دنیاست..چه کسی گفته که  تو دل نداری.

چه روز و شب ها که خود را به نشنیدن و ندیدن زدی بلکه پرنده ای به آسودگی، ای بسا دمی بیاساید..

چه روز ها که مشوش و مغشوش بودی..چه روزگاران که ...!

آی مترسک جان بیش از این ساکت منشین..لب بگشای..زمین در هراس است...فریاد کن..

دست ور دار..بگذار بچه های گنجشک  خانه ی من، سیر اگر نه، دانه ای بر چینند..

مترسک جان بگذار دانه ها بر چیده شوند مردمان من ریشه هاشان خشکیده است..

رویش سبز دانه ریشه می دواند مردان من ریشه ها را نمی بینند..

مترسک جان بگذار پرنده دمی آزاد باشد جوانان من آزادیشان جرم است و حکمشان آب سرخ..

به چله نشستگان من در حسرت نگاه دوست مانده اند..

آخر مگر نمی دانی مترسک جان، پاسبانان شهر مستند ومستان جامه ی مردان به تن کرده اند و مردانم چو دمی فریاد آزادگی سر دهند بر در مدرسه به دار آویخته شوند..

مترسک جان بگذار اگر بوییدن دوست جرم است .بگذار اگر دیدن رخ دوست حکمش قیمت نان است ، بگذار اگر جوانی من در کنج اتاقم کز کرده باشد بگذار من اگر می میرم ..مترسک جان تو بگذار پرنده های دیارم پرواز کنند..و فریاد آزادی و آزادگی سر دهند.بگذار فریاد  ایران  به خاک خفته ی من از دل دانه به گلوی پرنده بنشیند وندای تن پرنده وجود خدای را بلکه به لرزه  در آورد..

که کدامین پدر چنین، چنان که اینان کنند گلوی فرزند را می برد مبادا که

حرفی در نگاه و فریادی در گلو خفته باشد!

مترسک جان بگذار اگر دستان من زنجیر است، تو بگذار که پرنده رها باشد

تو بگذار..

بلکه ندای تن پرنده پیام انقلابی باشد برای جوجه های بهت زده در لانه!!!

 

 

 

 

 

 


  • ارسال کامنت(1)
99
کامنت بنویسید...
ساقی   , true_friend_forever
تو فوق العاده ای .....
ادامه
پنجشنبه 1 آذر ، 17:12
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.