..رفتن آغاز كردم..هیچ كجا مقصد نبود..مقصد اگر بود رفتن بود
هیچ كجا كه این جا نبود.
قدم هایم ارام تر از سیر چشمان من _خیره نگاه رنگتر از آنجا _
هیچ مامنی جا نداشت.
جا كه می یافتم هر جا بود...هیچ كجا كه جا نبود..جان من بود
تو نگاه ..من نگاه..تو لبریز ...من نگاه..تو شوق من محو نگاه
آنجا فاصله نبود..جاده بود..جاده كه همراه بود...
ناگهانم كه معنا كرد ...كه چنین برهنه یافتمش
ناگهانم بود كه با ما نبود..
صید. من .راه .من .واله و شیدا تو
بی تو من صید نگاه..آه كه من اهل این جا نبود..از ملك رها بود
هیچ كجا مقصد من نبود..رفتن بود..
تو بگو رفتن به كجا بود...كه این جا نبود..!!.