همیشه یادم می مونه كه من
خودم را دوست می دارم...و خواهم داشت..
عظمتی به ژرفای یك آفرینشی _كوچك یا كه بزرگ_
روح بخش سخت ترین روز های منه.حتی اگر كه
نه قلم و نه زبان و نه كلمه خواسته باشند مرا بیارایند
خودم را خواهم بخشید و خواهم رفت...
حتی اگر هیچ وجودی نباشد ...كه هست..چه غم كه
یاد گرفته ام كاغذ سفیدی كه به دیوار داده ام همان قدر دوست بدارم
كه زیباترین نقاشی ام را...
و بخشیده خواهم شد
چون یاد گرفته ام ببخشم...
و می دانم همه ی آدم ها خوبن ...كافیست روابطم را با آنها
تنظیم كنم...
زندگی و زیبایی هایش را دوست می دارم
و صمیمانه تر روانه....
تا كه عاقبت خواسته شود ((من))
یادگار دور یك نگاه باشد
چه از آب ها بیاید و چه از...