سلام
دستم روی کیبرد میلرزه میدونم که این نامرو میخونی اونم با دقت
میدونی خدا جونم دلم یه عالمه واسه حسای قشنگ ، ناز و معصوم تنگ شده
مثل یه تیکه آب زلال که بعد از بارون جمع میشه یه گوشه ، آرومم ،
مثل حس ناز دلهره بعد از یه دل سیر گریه ، نگرونم ،
مثل بوی نم و کاه گل بعد از بارون میمونم تموم گردو خاکمو بارون نشونده ،
مثل تماشا کردن ماه که نشسته تو دریا ، آروم با وقار ، سنگین
یه چیزیو گم کردم
مثل تو
مثل هر چیزی که بیشتر رنگ تو رو داره
به خودت قسم نمیدونم چیو گم کردم
نمیدونم چرا احساس میکنم جوابش پیش تواِ
چشم ازم بر ندار دارم میلرزم
دارم له میشم
دستتو بذار رو شونه هام
منو بگیر تو آغوشت گرمم کن
شایدم گم شده ام تویی
نمیدونم چیو گم کردم اما یهو یه عالمه دلم واست تنگ شد
یه عالمه واسه زمستون پارسال دلم تنگ شد
نمیدونم چرا اما شاید اونوقتا احساس گم کردن چیزیو نداشتم
بوی لباسای زمستونیه پارسال کلی دلمو تنگ میکنه مستم میکنه
نکنه تو کم شده باشی هان ؟
نکنه من واست کم شده باشم ؟
من مطمئنم تو میتونی بهترم کنی
پس حتما میدونی
چرا باهام حرف نمیزنی
چر نمیگی کجام
خسته شدم
اما نمیدونم گم شدم یا نه
میخوام اینو بهم بگی
شایدم بهم گفتی که اینجام
که دارم گریه میکنم
خدایا دوستت دارم دیگه نمیخوام کم بشی
دلم با تو نرم و مهربونه
دلم با تو مثل یه گنجشک صافه
با تو خودمو دوست دارم
با تو دلم واسه خودم تنگ میشه
با تو دوست داشتن آدما اندازه نداره
تویی که حس های قشنگو تو دلم میشونی
انگاری واسه تو ، یاد زمستون پارسال افتادم
آره تو اونجا بیشتر بودی مگه نه ؟
کم نشو
تو دلمو مثل یه بچه مهربون میکنی
من بدون اون حسا نمیخوام
نمیتونم
نمیشه
دوستت دارم
واسه همیشه . . .