در بهار زندگی احساس پیری می كنم ... با همه آزادگی فكرِ اسیری می كنم
گفتی:
باید کاری بکنم .
گفتم:
کاری بکن .
سکوت کردی.
و سکوت کردم.
و گفتم آغاز کن , صبر نکن . نایست , برو ...
و ایستادم و صبر کردم و ماندم و ... مُردم .
بیاییم با هم تلاش كنیم تا اینگونه نباشیم و همواره در هر حال و وضعیتی سازنده و موثر باشیم. مردن در بی ثمری بدترین پاداش زندگی به نا امیدان است.