انتقاد امام صادق از وضع دخترای تهرونی!!! 21 تیر 87 - 22:48 |
البته منم با دیدن این عنوان خیلی تعجب کردم! باورتون نمیشه ولی واقعا یه همچین بحثی رو تو کلوب حجاب اسلامی ایجاد کردن اون هم با محتویات زیر که نویسنده هم اصرار داره بر اثبات صحت اون!!! نقل كرده است مفضل بن عمر از حضرت امام صادق(ع) كه فرمودند: ای مفضل آیا می دانی كجا واقع می شود دار زوراء؟ عرض كرد: خدا و حجت خداوند بهتر می داند، فرمودند:ای مفضل بدان بدرستیكه در حوالی ری كوهی است سیاه كه در زیر آن كوه شهری بنا می شود به اسم تهران كه دارای قصرهایی است مانند قصر های بهشت ، و زنهای آن شهر مانند حور العین می باشند . بدان ای مفضل آن زنها ملبس به لباس كفار و مزین به زینت جبارین می شوند و سوار می شوند به زین و تمكین نكنند از شوهر و وفا نكند شوهر ها بر مخارج آنها ، پس طلاق بخواهند از شوهر ها .اكتفا می كنند مردها به مردها و شبیه می شوند مردها به زنها و زنها به مردها و ... منابع روایت: حدیث بیست و هفتم در سفینه النجاه و در علائم الظهور ناظم الاسلام كرمانی و در منتخب التواریخ نقل شده از بحار الانوار مجلسی رحمت الله علیه..! در ضمن حدیث دیگری هم جایی دیدم در مورد ویرانی تهران در آخرالزمان به عقوبت این قبیل گناهان که غالباً می گویند منظور زلزله ای است که در تهران می آید(و خیلی هم محتمل هست) ولی متاسفانه نتونستم حدیثشو پیدا کنم ، اگه کسی تونست اینجا بفرسته . |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها27 تیر 1387 ساعت 14:03 | |
توجه به سرزمین پارس ، از زمان هراکلیتوس وجود داشته ... همچنانکه در نوشته های دیوژنس نیز حتی به اخلاقیات و ویژگیهای اخلاقی پارسیان بارها اشاره شده ... در کتاب مقدس ( عهد عتیق ) نیز بارها به ایران اشاره شده ، بغیر از فصل تاریخ پادشاهان که اشارات مستقیم و بنامی را به کوروش بزرگ و داریوش بزرگ دارد ... از ایران بنام ایلام نیز یاد شده و گفته شده ، آخرین کار مسیح قبل از قیام واپسین ، نجات مردم ایلام ( ایران قدیم را ایلام میگفتند ) خواهد بود و مسیح در ایلام کار خواهد کرد ( کار از منظر روحانی و معنوی ) ... پس توجه به ایران مسئله ی غریب و کژی نیست ... پس از هجوم و تجاوز اعراب به ایران با برخوردهای گوناگونی در تاریخ مواجهیم ... برخی مثل امام ششم شیعیان نوروز و هفت سین را بهشتی و نیکو میداند ... برخی به اطاعت از امام سوم شیعیان هر عرب را از هر ایرانی برتر میداند ( این نگاه هنوز در میان اعراب وجود دارد ) و برخی دیگر از امامان از زنان ایرانی برای خود همسر و کنیز بر میگزینند . با توجه به شرایط محیطی و آب و هوایی بدون تردید زنان ایرانی از زنان عرب خوش چهره و خوش اندامتر بودند ( این نگاه را میتوانیم در رمان اسکندر و ترسیم زنان ایرانی در آن نیز ببینیم ) پس نکته ی اول حورالعین خواندن ایرانیان چیز چندان عجیبی نیست ... همچنانکه بهشت جایی بیان میشود که رودها از میان درختان جاریست و این تصویر برای شخصی که در آمازون میزید یا در نقطه ی متعادلتر شده ی مفهومی مثلا در ابرانگادین سوئیس چیزی بمایه و بشکوه نیست ... اما برای عرب تصور این تصویر نیز خوشایند و دلپذیر و البته دست نایافتنی مینمود که تنها در معجزه ای بنام بهشت رخ خواهد نمود ... اما نکته ی دیگر در مورد طلاق ... طلاق را محمد پیامبر مسلمانان بعد از مشاهده ی مشکلاتی که در جوامع مسیحی بوجود آمد ، مجاز و آزاد اعلام کرد و همانطور که ایشان میگوید : طلاق منفور ترین حلال خداوند است ... لذا هنوز در جامعه ی عرب آن دوران ، همچون امروز طلاق حرکتی عادی و بعنوان یک حق طبیعی نبود ( در اینجا لازم است در مورد حق نیز مطلبی را بگویم ... حق بر دو نوع است حق طبیعی ، حق قراردادی ... حق طبیعی از گونه اغراقی آن تنفس از هوایی رایگان و سالم و زندگی و بهین زیستن در خاک خداوندی ست ... حق قراردادی آن حقوقی ست که بنا به شرایط اجتماعی خود بر خویش قائل میشویم تا مادامی که هرج و مرج را سبب نشود و این کاملا با سطح فرهنگی هر جامعه موازی ست ... لذا نباید اسیر مغلطه ای چون انرژی هسته ای حق مسلم ( طبیعی ) ماست شد و مثالهایی مشابه ... پس حق در فلسفه ی سیاسی ، حرکتی رو به رشد خواهد داشت تا به ثبات طبیعی برسد یعنی از قرارداد شروع و همراه با رشد شعور و درک جامعه به طبیعی بودن و شدن میرسد ... همچنانکه چیزی که دیروز حرکتی آشوبگرانه مینمود مثل حق رای زنان و درخواست آن در جامعه ی دیروز اروپایی با رشد فرهنگی به حقی طبیعی مثل نفس کشیدن و ... بدل گشته ست ) با ذکر این مقدمه آنچه در روزگار گوینده ی حدیث فوق کژ و ناپسند بوده ، چون امروز عادی و طبیعی ست برای ما بی معنی جلوه میکند ، حال آنکه گفتن این مطلب در آن زمان شجاعتی کم نظیر میخواست ... اما در انتها نیز باید به نکته ی بسیار مهمی اشاره کنم : و آن علم تاویل است که در فلسفه به آن گفته میشود هرمنوتیک . ما اگر بخواهیم تاریخ را تقسیم بندی کنیم میتوانیم به سه دوره تاریخ را تقسیم بندی کنیم ... 1 . دوره ای که منطق صوری بر بشریت حاکم است ( منطق ارسطویی ) 2. دوره ای که منطق دیالکتیک بر بشریت حاکم است ودوره ی سوم دوره منطق هرمنوتیک که ما اینک در آن قرار داریم ... ( البته وجه غالب اینگونه ست که بر اعم نحله ها حاکم است ) . نکته ی دوم این ست که ما سه نوع فهم داریم : فهم مدلل مبتنی بر دلیل ، فهم معلل مبتنی بر علت ،و فهم معول مبتنی بر تاویل ... پس با توجه به نکته ی یک و دو میتوانیم به این قسمت برسیم که میتوان هر متنی را ( البته با توجه به ژانر و هسته ی مرکزی ) تاویل کرد ... البته فیلسوفی مثل فوکو از مرگ مولف سخن میگوید و معتقد است ما نمیتوانیم به هسته ی مرکزی برسیم اما بهرحال میتوان آنرا نیز نادیده گرفت و فقط به ژانر توجه کرد ) متاسفانه در اسلام هرمنوتیک جایی ندارد و فقط اسماعیلیه هستند که تاویل را جایز میدانند که البته آنها نیز فقط تاویل خودشان را درست میدانند و ناچارا این حرکت و تلقی به یک دیکتاتوری خواهد انجامید . ما میتوانیم با توجه به نوع سوم فهم و دوره ی سومی که امروزه بر فهم بشری حاکمست یعنی منطق هرمنوتیک ... هر متنی رو تاویل کنیم ... پس دیدن کلمه ای مثل تهران در متن فوق نباید ما را متعجب کند یا تشابه قصر و خانه و ... بی شک توضیح بیشتر موجب ملال خواهد شد لذا مجبورم سخن را کوتاه کنم ... اما امیدوارم اینچنین در برابر متونی که در برابرمان قرار میگیرد واکنش نشان ندهیم و ما نیز بنا به نوع فهم خود آنرا درک کنیم و از این استدراک به حقیقت برسیم . متاسفانه ما حرفها را تحریف میکنیم تا مبادا به گوینده و جایگاهش لطمه ای بخورد اما باید در نظر داشت که باید بدانیم همچنانکه فوکو میگوید : نوشته آن نیست که نویسنده مینویسد ، بلکه آن چیزی ست که مخاطب میخواند (و این واقعا زیباست) . من تردید ندارم نوشته ی فوق تاویلی از یک انسان است بر نوشته ای از یک انسان دانشمندتر و بزرگتر ( یا امام و ... ) ... پس این ستیزو جنگ ندارد ... او تاویل خود را نگاشته ، شما نیز آن متن را بخوانید و با توجه به یکی از نوع فهم به استدراک و استنتاج آن بپردازید و همانگونه که صدرا میگوید چنان بخوانیدش که گویی همینک برای تو نازل و گفته شده ... سخن در باب هرمنوتیک بسیار است و من نیز تا اینجا بسیار پراکنده گفتم چراکه مجال اندک است و سخن فراوان ، اما امید دارم که متون را بدون نقل قول ، خود بخوانیم و آنرا بررسی کنیم اگر خواهان حقیقتیم براستی ... نیز باید در نظر داشت که تمامی جوانب یک مسئله را تاریخی از نظر بگذرانیم و این در تاویل بسیار بسیار مهم است . در انتها باید بگویم منکر ساده لوحی برخی و سواستفاده ی بسیارانی دیگر نیستم ... اما تا بدین مایه بدبینی را نیز نیکو نمیدانم . اگر بخواهیم برنجیم ، نباید پا از خانه بیرون بگذاریم ، حرفهای فلسفی اتوبوسی ، روانشناسی روزنامه ای و ... این تمامی اطلاعات و سخنان مردم ماست ... مردمی که اطلاعاتشان را از روزنامه ها میگیرند و مجله ، از تلویزیون و ... و نیز باید بدانیم که هر جامعه ای را متوسط ها پر کرده اند ... پس براشفتن از سخنان نابخرادنه عوام ، وقت تلف کردن است و خود خویش آزاری ... حالینکه به قول فرگه : بخردانگی مفهومی التفاتی ست ... |
روحی 23 تیر 1387 ساعت 09:25 | |
منم که باور نمیکنم.... ولی اگه اینجور باشه دروغ نیست !! |
22 تیر 1387 ساعت 16:02 | |
جالب بود. همینطور کامنت این آقا رضا |
capitan capitan_soori@yahoo.com 21 تیر 1387 ساعت 23:35 | |
zahra khanoom shoma yeki az behtarin matnharo khoondi chizi nist keh pas sab kon keh yeh chzizi vasat begam ta befehami harfe moft yeni chi:too yeki az profilhaye doostaneh ma nevesshte keh too sale 98 vaghti iran raft jameh jahani mardom beh khatere raftan tim melli beh jam jahanai khob khoshhali kardan in agha mige yeki az olama mige dar khab azize zahra arvahona fedah o khab miibine keh mige man zamineye zohooram dar sale 98 mohaya bood amma mardom beh jaye in ke baraye man doa konan raftan braye ali daeee doa kkardan .ha la kodoom yeki moft tar bood deghat kon faghat bemiram baraye mazloomiyate masoomin keh yek mosht sooe estefade gar har chi bekhan migan har kari bekhan mikonan oonham behname masoom(khodaya mara hata baraye yek cheshm beh ham zadan beh hale khodeman va magozar) |
21 تیر 1387 ساعت 23:21 | |
متأسفم براشون |












