بیست ونهم خرداد مصادف است با بیست و هفتمین سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی، اندیشمند اسلامگرای ایرانی که از آفرینندگان اصلی جنبشی به شمار می رود که به انقلاب در ایران و روی کار آمدن حکومت اسلامی در این کشور انجامید.
دکتر شریعتی نگاه نو و خاصی به دین اسلام و بویژه مذهب تشیع داشت و بر اساس این نگاه آرایی مطرح کرد که موافقان و مخالفان فراوان داشته و بحثهای فراوان در نقد این آرا صورت گرفته است.
شریعتی به روحانیت به عنوان نهاد متولی دین باور نداشت و معتقد بود که قرائتی که روحانیت طی قرنها از دین اسلام ارائه داده و آن را به قرائت رسمی از دین بدل کرده، با شالوده این دین مغایرتهایی دارد.
وی به همین لحاظ در زمان خود مورد انتقاد بخش عمده ای از روحانیون بود و با روی کار آمدن روحانیون در ایران که کوتاه زمانی پس از مرگ او صورت گرفت، حکومت ایران روندی در پیش گرفت تا از نفوذ اندیشه شریعتی کاسته شود.
این در حالی است که شریعتی مورد انتقاد مخالفان حاکمان کنونی ایران نیز هست و منتقدان وی بر این باورند که شریعتی با خلق نظامی ایدئولوژیک از مذهب، نقشی مهم در روی کارآمدن حکومتی مذهبی ایفا کرد که با معیارهای دموکراتیک و آزادیخواهانه همخوانی ندارد.
پاره ای از صاحبنظران نیز شریعتی را متعلق به گذشته و زمان او را طی شده می دانند و معتقدند که اندیشه او تنها در فضای انقلابی زده دوران او کاربرد داشت و اکنون با دگرگونی کلی که در فضای حاکم بر ایران و جهان روی داده، شریعتی دیگر نمی تواند در تحولات فکری روز نقشی ایفا کند.
با این حال، هنوز هم با گذشت بیست وهفت سال از درگذشت شریعتی، مشاهده می شود که نوشته ها و خطابه های او با شمارگان بالایی انتشار می یابد و در حرکتهای سیاسی که گاه در ایران در قالب اعتراضهای دانشجویی رخ می دهد، حضور نمادین دکتر شریعتی در قالب در دست گرفتن تصاویر او و تکرار جملات معروفی از او همچنان حس می شود.
به این مناسبت از تعدادی از چهره های فرهنگی و سیاسی ایران پرسیده ایم که چرا با گذشت بیست وهفت سال از درگذشت دکتر شریعتی و تغییر و تحول کلی فضای حاکم بر ایران، هنوز هم علاقه و توجه به شریعتی حس می شود و چه بخشهایی از شخصیت و افکار او مورد توجه نسل امروز ایران است.