تبلیغات


__
...
21 فروردین 86 - 04:57

روزی من زبان گلها را می دانستم.
روزی هر آنچه که کرم ابریشم می گفت می فهمیدم.
روزی من پنهانی به پر حرفی سارها می خندیدم.
و در بستر خود
به گفتگو با پروانه ها می نشستم.
روزی من همه پرسش های زنجره ها را می شنیدم

و پاسخ می گفتم
با هر دانه برفی که به زمین افتاد و هنگام مردن می گریست،
من هم می گریستم،
چگونه بود آن زبان؟
چگونه بود؟

  • ارسال نظر (4)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
محمدس      proxima2008@yahoo.com     
16 خرداد 1386 ساعت 23:56
این زبانی که شما ازش صحبت کردینو همه یه جورایی تو دوران بچگی تجربش میکنن.اونوقتها که همه روحها پاکه پاک و عاری از هرگونه ناخالصی اند.آره...فقط شما نبودید که تجربش کردید...
27 فروردین 1386 ساعت 11:53
...و آن زبانی بود که به هنگام صحبت به آن، تو را در آغوش می گرفتند تا آرام گیری!

یاد کودکیهایمان به خیر....
مهدیه          
22 فروردین 1386 ساعت 21:30
خوب معلومه دیگه زبان شیرین مامان غزاله ای بود!
مهدیه          
22 فروردین 1386 ساعت 21:30
خوب معلومه دیگه زبان شیرین مامان غزاله ای بود!
__