ایستگاه خدا 14 تیر 87 - 11:46 |
ایستگاه خدا
قطاری كه به مقصد خدا می رفت ، لختی در ایستگاه دنیا توقف كرد و پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت: مقصد ما خداست . كیست كه با ما سفر كند؟ كیست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟ كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندكی بر آن قطار سوار نشدنداز جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد ، كسی كم می شد قطار می گذشت و سبك می شد ، زیرا سبكی قانون راه خداست . قطاری كه به مقصد خدا می رفت، به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند،اما اینجا ایستگاه آخر نیست . مسافرانی كه پیاده شدند ، بهشتی شدند .اما اندكی ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند. آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت : درود بر شما ،راز من همین بود .آن كه مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد . و آن هنگام كه قطار به ایستگاه آخر رسیددیگر نه قطاری بود و نه مسافری |
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها15 مهر 1387 ساعت 14:16 | |
ziba bud kheyli ziba kash ma ham mitavanestim ta akharin istgah piyade nashim |
14 تیر 1387 ساعت 12:13 | |
من به خدا معتقدم حتی اگر ساکت باشد |










