تبلیغات


__
اعجاز اعداد در قرآن
19 مهر 87 - 16:17
nluddt.gif

 


آقای دکتر طارق الشیودان اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، به شرح زیر داشته‌اند: 
برابری یک چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد! 
مثال: برابری مرد با زن. 
هر چند این نکته از لحاظ دستور زبان عجیب می‌نماید، لیکن آنچه برابر مجموع آیات قرآن مجید آشکار می‌گردد این است که: 
کلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است . 
همچنین کلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است . 
یعنی 24 = 24 
سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شده که این همسانی در تنقیضات در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص می‌کند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است. 
در ادامه نتایج شگفت‌آور حاصل از محاسبه کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت. 
کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید 

Basmall-A-D.jpg

دنیا (یکی از نام‌های زندگی): ١١۵ 
آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵ 

ملائکه: ٨٨ 
شیاطین: ٨٨ 

زندگی: ١۴۵ 
مرگ: ١۴۵ 

سود: ۵٠ 
زیان: ۵٠ 

ملت (مردم): ۵٠ 
پیامبران: ۵٠ 

ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١ 
پناه‌جوئی از شرّ ابلیس: ١١ 

مصیبت: ٧۵ 
شکر: ٧۵ 

صدقه: ٧٣ 
رضایت: ٧٣ 

فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧ 
مردگان (مردم مرده): ١٧ 

مسلمین: ۴١ 
جهاد: ۴١ 

طلا: ٨ 
زندگی راحت: ٨ 

جادو: ۶٠ 
فتنه: ۶٠ 

زکات: ٣٢ 
برکت: ٣٢ 

ذهن : ۴٩ 
نور: ۴٩ 

زبان: ٢۵ 
موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵ 

آرزو: ٨ 
ترس: ٨ 

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨ 
تبلیغ کردن: ١٨ 

سختی: ١١۴ 
صبر: ١١۴ 

محمد (صلوات الله علیه): ۴ 
شریعت (آموزه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله): ۴ 

مرد: ٢۴ 
زن: ٢۴ 

و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده‌اند نگاهی داشته باشیم: 

نماز: ۵ 
ماه: ١٢ 
روز: ٣۶۵ 
دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣ 

%٧١٫١١١١١١١١=٣٢/۴۵*١٠٠q = دریا 

%٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی 

۴۵ = ٣٢ + خشکی + دریا = ١٣ 

%١٠٠=(% دریا ( ٧١٫١١١١١١١١ %)+خشکی( ٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩ 

دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است. 
آیا می‌توان گفت که این‌ها همه بر حسب اتفاق در قرآن مجید آمده است؟ 
پرسش این است که چه کسی این علم را به پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آموخته است؟ 
پاسخ بی اختیار در ذهن خواهد درخشید. 
خداوند قادر مطلق این همه را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب قرآن، کلام وحی آموخت. 

ghoran.jpg

آیه ٨٧ از سورهء انبیاء: 

لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین . 

سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم .

153mviq.jpg


  • ارسال نظر (79)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
mahdi      t_mahdi_civil@yahoo.com     
15 آبان 1387 ساعت 23:15
... خیلی آموزنده!!!...........
         
12 آبان 1387 ساعت 00:24
البته اینهم یک طریقه کم اوردنه. من میدونم دین اسلام چی گفته ولی انگار شما نمیدونی چه کارهایی گفته نکن. در مورد اعجاز قران باید بگم هیچکدوم از اینها ثابت نشده و خود شما هم فقط شنیدی و گفتی فتبارک.... من خودم دنبال چند موردش رفتم و خلافش ثابت شد. یادمه چند سال پیش عکسی در همه جا پخش شد ...دختری که قران رو پاره کرده بود و عکس یک نیمه انسان و حیوان...همه منقلب شدن ...باور کردن...بعدن دیدن عکس مجسمه ایی در یک موزه بوده. زمان این کارها و تخیلات گذشته. اگر این چیزها حقیقت داشت دنیایی اسلام در با بوق و کرنا گوش فلک رو کر کرده بود. همانطور که گفتم پذیرش دین یک اعتقاد قلبی میخواد نه علمی. بیایید یاد بگیریم لحظه ای فکر کنیم شاید من اشتباه میکنم. اگر اسلام و قران به تو ارامش میده مفا چنگت برو دنبالش. ولی خواهشن نخواه که تمام دنیا مثل تو باشند چون در ان صورت خدا تو را نمیافرید.
         
9 آبان 1387 ساعت 14:29
حرف های قشنگ با کرده های قشنگ فرق دارند !!!!
مهدی          
8 آبان 1387 ساعت 19:01
خب دوستان بیایید و جواب شهرزادی که اون بالا بالا ها زندگی می کرد رو ببینید ، ببینید که با چه افرادی داشتیم بحث میکردیم ، بخونید تا به افکار کودکانه او پی ببرید، ببینید با چه حرصی داره حرف می زنه!!! عجب کینه ای در دل این فرد وجود داره!
شهرزاد قصه گوی بحث ما، باید به خاطر این تفکر اندیشمندانه ات بهت تبریک بگم، آخه چنین جواب قاطعی رو از کجا تونستی پیدا کنی؟(!!!) هزار و چهارصد ساله که مردم نمی دونستند اشتباه لپی هم امکان پذیره!!!
نمی دونم ، نمی دونم چه کینه ای با قرآن داری که اینطور حرف می زنی؟ برخی صحبت های قرآن رو مخالف آزادیشون می دونند ( البته با عرض معذرت از دوستان، آزادی به شکل تعمیم یافته!!!) برخی مخالف پیشرفت مالیشون می دونن ، و ...
به هر حال می دونم سخته ، اما ناراحت نباش شکست برای هر کسی می تونه رخ بده عزیزم! خب آدم کم بیاره نمیگه که کم آوردم ، از همین کلمات استفاده می کنه دیگه!!! و باز هم سعدی میگه:
سخت است پس از جاه تحکم بردن //////// خو کرده به ناز جور مردم بردن!

و اما ناهید خانم :
این آخرین بحث من تو این جمع هستش.
بنده هیچ وقت نگفتم که خودمو بالاتر از دیگران می بینم بلکه اگه مطالب دوستتونو از اول مطالعه می کردید متوجه می شدید که این دوست شما بود که مستقیما (و بدون دلهره ای که شاید خدای نکرده زبونم لال تو دنیا یک نفر باشه که بیشتر از ایشون بدونه ) خودشو بالاتر از دیگران می دید
به هر حال خدمت شما باید عرض کنم که اگه باز هم مطالبو از اول مطالعه میکردید متوجه می شدید که موضوع بحث ما اینه که چرا میگیم قرآن ساخته ذهن پیامبر نیست که از بین این دلایل من از دلایل علمی اون خوشم اومد که نتونستم جوابی پیدا کنم مگر :
فتبارک الله احسن الخالقین
در مورد اینکه نتونسته هدایت کنه: قرآن نمیاد دست شما رو بگیره بگه این ور برو و اون ور نرو، بلکه گفته :
قد تبین الرشد من الغی -- و هر کس رو آزاد گذاشته
دین ما می دونی چی میگه؟ می دونی به همراه اصول دین چه چیزهایی رو واجب کرده؟ می دونی حتی از نماز و روزه مهمتر برای یک مسلمان چیه؟

همه ساله حج نمودن ، سفر حجاز کردن /// همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن
شب جمعه ها نخفتن ، به خدای راز گفتن /// ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن
زمدینه تا به کعبه ، سر و پا برهنه رفتن /// دو لب از برای لبیک ، بوظیفه باز کردن
بخدا که هیچ یک را ثمر آنقدر نباشد /// که بروی نا امیدی ، در بسته باز کردن



به هر حال موقعیت بنده طوری نیست که وقت کنم هر روز بیام و اینجا بحث کنم ولی در پایان بحثم میگم این دین ، دین مهر و محبته ، دین عطوفت و مهربانیه ، دینیه که به علم بیش از عبادت اهمیت میده ، دینیه که میگه رستگار کسیه که بتونه بیشترین خدمت رو به بندگان خدا بکنه.
(این رو به خودم هم میگم ) در موردش بی طرفانه تحقیق کنید و فقط خدا رو بپرستید.

موفق باشید.
         
5 آبان 1387 ساعت 14:07
متاسفانه باید در اینجا به این اقای عقل کل که فکر میکنه دانشمنده و تمام مسایل رو میدونه و خودش رو یک سر و گردن از بیقه بالاتر میدونه بگم که اقای محترم مهدی...مسایل دینی تنها از طریق درک کردن قابل اثبات هستند نه از طریق علمی. شما دین رو قبول میکنی چون بهش اعتقاد قلبی پیدا میکنی. پس انقدر استادانه در موردش داد سخن نده و دیگران را زیر بمباران کلمات تحقیر نکن. همین روش غلط شما نشان میده که اصلا نفهمیدی و درک نکردی که ادیان برای چی امدند. ادیان امدن تا افرادی رو که بهشون اعتقاد پیدا میکنند هدایت کنند. حالا دینی که با کتابش نتونسته افرادی رو هدایت کنه شما میخوای این رسالت رو بعهده بگیری؟ زهی خیال باطل... تا ادم فروشانی چون تو هستند پیاده شدن دمکراسی خیالی است محال.
شهرزاد          
4 آبان 1387 ساعت 21:42
خوب دوستان با لاخره مسدودی من به پایان رسید
دیگرجواب ابلهانی را که در خود گم شده اند و هنوز نمی دانند دین چیست نخواهم داد چرا که پلیس کلوب دیگر به من مجالی برای روشن کردن احمقان نمی دهد فقط آمدم بگویم خوش باشید با دینتان و خدایتان(محمد!!) و البت که یک نصیحت هم برا ی کسانی دارم که نتوانستند جواب من را بدهند و به جای آن دست به دامان پلیس کلوب شدند!آقایان تا زمانی که نمی توانید جواب مخالفینی چون مرا بدهید حد اقل برای خدا هم که شده تحقیق کنید و اینطور کم آوردنهایتان را با توسل به پلیس کلوب جبران نکنید!
موفق روشنفکر محقق و با خدا باشید و همیشه بت های خیالی را بشکنید بای
راستی آقای مهدی یک نصیحت هم برای شما! قرآن را بخوانید (درست) تا اینطور مجبور به کرک و پر کردن خود نشوید!عزیزم اگر قرآن را خوانده بودید متوجه می شدید که در جای جای آن به یک مشرق و مغرب اشاره شده و حال اشتباه لپی....را به پای دانستن کروی بودن نگزارید می دانم که برایتان مفهوم نبوده و نیست! اگر فکر کردید و در رویا ی کودکانه ی خود اینطور تصور می کنید که جواب سوالات من را داده اید! باید بگویم شما بیشتر عر عر کرده اید تا جواب دادن کمی پستهای خود را خوانده و بیندیش فقط از خدا می خواهم به تو نشان دهد که عقل هم چیز خوبیست
در جهالتت بمان که لیاقت عقل را نداری!
بدرود
         
4 آبان 1387 ساعت 21:22
ح م ی د : " دوباره سلام!... "
دوست عزیز خیلی ببخشید ولی تا جایی که من میدونم یه طرفه به قاضی رفتن جوابش معلومه ( به به و چه چه ) وقتی مخالفی هم بود و بدون " تعصب ! تعصب ! تعصب " یه چیزی اثبات شد درسته !
و یه سوال : این گمراهان بیچاره بخت برگشته باید چه جوری هدایت بشن ؟ اگر الله هم اونها رو هدایت نکنه پس کی میتونه هدایتشون کنه در حالی که قلب هایشان مریض است ( من نگفتم قرآن گفته ) و این قلب مریض از کجا اومده ؟ (چیزی جز جو اطراف و داشته های فطری میتونه باعثش باشه ؟ ) و گناه اون بنده خدایی که در چنین شرایطی گرفتار آمده چیست ؟ چه کسی کمکش میکند ؟ از کجا میبایست راه درست را یاد میگرفت در حالی که قلبش مریض است و بر چشم و چوشش حجاب است ؟؟؟؟

میخوام بدونم من چه جوری میتونم به راه راست برم در حالی که نمیتونم حقیقت رو ببینم ؟ این گناه منه یا الله ؟
         
4 آبان 1387 ساعت 21:09
مهدی راشدین : " در ضمن آقا پیمان همه این مطالب به کنار "
مهدی جان در این باره اگر خواستید در بحث جداگانه با هم گفتگو میکنیم !
         
4 آبان 1387 ساعت 21:05
مهدی راشدین : " سلام پیمان جان " و ....

مهدی جان از بین ایه هایی که گفتی فقط آیه 51 سوره الذاریات " از نظر من " میتونه درست باشه
البته خود من هم به طور اتفاقی چند روز پیش بخشی از قرآن را شنیدم که با پیامد های فرایند هیدورژن سوزی در خورشید و افزایش حجم آن ربط داشت
و حالا سوال : آیا آنچه که شما به نام معجزه از آن یاد میکنید در بین تمدان های دیگر گفته نشده ؟ آیا این ها چیزهایی هستند که علمای دین "ادعا" میکنند که تنها در قرآن آمده یا این که اگر در تمدن ها و گفته های دیگران هم با همین تیز بینی و تفکر تایید کننده نگاه کنیم مشابه آن را پیدا نخواهیم کرد ؟
اگر شما چنین کاری نکردید من کردم و هم نوشته های موافقان و هم مخالفان اسلام و هم نوشته های موافقان و مخالفان آیین ها و تمدن های دیگر ( تا جایی که اماکانات داشتم ) را خواندم و " به نظر من " چیز فوق العاده ای در قرآن وجود ندارد که در جاهای دیگر وجود نداشته باشد !!!

در باره این هم که گفته میشود پیامبر اسلام سواد خواندن و نوشتن نداشته شاید خیلی ها از این حرف من زیاد خوششان نیاید ولی آیا نمیشود که دیگری این چیزها را گفته باشد و پیامبر بازگو کرده باشد ؟
و سوال دوم این که بسیاری از دانشمندان ایرانی کارهای خارق العاده ای انجام داده اند که فرای توان علمی بشر آن روزی بوده و بشر آن روزی نمیتوانسته آن گونه کار کند ، پس آنها هم پیامبرانند ؟ و کارشان معجزه ؟ ( یاد اورم میشوم که نمونه های چیزهایی که در قرآن آمده _از نظر علمی_را در فرهنگ های اطراف که پیامبر در جوانی به آنها سفر میکرده دیده ام !!!
         
4 آبان 1387 ساعت 20:53
علیرضا الف: "و مکرو و مکروالله والله خیر الماکرین" و .....

دوست عزیز اولا خواهش میکنم فکر نکنید فقط خودتان و همکیشانتان عقل دارند چون خدای ناکرده زبانم لال دور از جان مبارکتان ممکن است دیگران هم چنین چیزی را داشته باشتند (عقل)

مورد دوم : دوست عزیز به جان این که به نام ایه ایراد بگیرید ایراد را برطرف کنید ! خود آقایان مفسران هم بعضی اوقات ایراد های بسیار بزرگی در حرف هایشان وجود دارد ( که البته آقایان مفسر قاعدتا نباید چنین ایراد های منطقی را داشته باشند ) که نام آیه در مقابل آنها زیاد هم مهم نیست !!!!!!

مورد سوم : ماست مالی حضرات مفسران را در باره خیلی از این ایراد ها خود من هم خوانده ام ولی متاسفانه آنها هم ایرادات منطقی داشتند که لابد برای آنها هم تفسیری وجود دارد و باز هم آنها هم احتمالا ایراد منطقی دارند و .... ( یک سال بعد )

مورد چهارم : بنا بر اعتقادات شما ( آنچه در قرآن آمده ) الله هر که را که بخواهد بر دل و چشم و گوشش پرده میگزارد تا حقیقت را نبیند ! پس بهنظر شما آیا بهتر نیست این ایراد را از الله بگیرید نه کسانی که به گفته خود شما : " افرادی را که خود را به کری و کوری زده اند " هستند ؟

مورد پنجم : به قول خود شما عزیز دل انگیز گوگولی مگولیه قند و نبات اطفا شما که آخر سواد هستی و مثل شهرزاد خانم بی سواد نیستی لطفا تا آخر ایه رو معنی کن

مورد ششم : بنا بر گفته خود شما ایا باز هم بهتر نیست این ایرادات را به خود الله بگیرید نه کسی که اعتقاد دارید ساخته دست الله است و آن چه را که الله بخواهد میبیند و میشنود ؟
مهدی          
4 آبان 1387 ساعت 11:47
ناهید خانم
اگر مطالب قبلی بنده رو بخونید متوجه می شوید که من خیلی سعی کردم با دوستان مؤدبانه رفتار کنم، این کار به همه دوستان جواب داد الا این شهرزاد شما. همونطور که عرض کردم این اشخاص فکر می کنند هر کس که گاز نمی گیره پس دندون نداره!!! پس با این جور آدما باید مثل خودش رفتار کرد. ولی در عین حال باز میگم که من به نظرات تمام دوستان احترام قائلم و اعتقادات هر کس نیز قابل احترام است.


خب ، شهرزاد جان
نمی دونم چرا این قدر با کینه به قرآن نگاه می کنی ؟ معلومه که تا حالا هر چی خوندی بدون اینکه معنی شو بدونی (!!!) نشستی واسه خودت تفسیر کردی. خوب نتیجه این کار هم بجز این نخواهد شد. من از تمام دوستان خواهش میکنم مطالب نوشته شده بنده در مورد مشرق و مغرب زمین رو بخونن و بعد بیان جواب شهرزاد قصه گوی ما رو مطالعه کنند ، واقعا ببینید چقدر خنده دار و مضحک است! چقدر به صورت بچه گانه در حال فرار کردن از این موضوعه ! خودتان بخوانید تا متوجه عمق فاجعه شوید....!!!
شهرزاد خانم عزیز باید بگم این جا چند تا احتمال وجود داره که شما بخای یه همچین جواب مأیوس کننده ای بدی: یا اینکه اونقدر فکرت ابتدائی و نوزادگونه هست که یه همچین جواب واضحی رو رد می کنی که در این صورت برو از اول مهد کودک و آمادگی و اول و دوم و ... وقتی دیپلم شدی بیا تا به سادگی جواب رو تقدیمت کنم
یا اینکه فقط به دنبال رد کردن قرآن حالا به هر قیمتی که شده هستی که در این صورت هم گفتگو با تو فقط وقت تلف کردنه.
یا اینکه از جواب دادن به سؤالاتت وحشت داری و نمی تونی قبول کنی که افرادی هستند که جواب سوالهای تو را بدهند .
اما با این جوابهای تو نمی توان قبول کرد که تو به دنبال حقیقت هستی و می خای واقعیت رو بدونی! به هر حال بهتره قبل از جواب دادن یه خورده فکر کنی چون اینجا همه میان و نظرات رو می خونن و به این جواب هایتان می خندند!!
سعدی دوباره میگه: نادان را به از خاموشی نیست و اگر این مصلحت بدانستی نادان نبودی!
اما با این حال یک بار دیگه و برای آخرین بارجواب رو تکرار می کنم ولی این بار از تو انتظار ندارم که به اندازه سوم راهنمایی یا دیپلم فکر کنی همین اول ابتدائی برای درست خواندن مطالب کافیه(!!!) با این همه هدف بنده تنها بالا بردن اطلاعات عمومی شماست و گرنه این مطالب برای من تکرار مکررات است.
ببین خانم قصه گو، اگه اون زمان فکر می کردند که زمین تخته پس یک عدد مشرق و یک عدد مغرب وجود خواهد داشت چون روزانه یک بار خورشید از یک طرف طلوع و یک بار هم از طرف دیگر غروب خواهد کرد. (ببین اگه خوب خونده باشی گفتم یک بار، حالا تو باز داد بزن که تو گفتی صفحه تخت مشرق و مغرب نداره(!!!!!)) خوب حالا کره زمین رو به صورت کروی در نظر بگیر ، هر لحظه در نقطه ای از زمین خورشید طلوع و در طرف دیگر در حال غروبه ، پس روزانه هزاران مشرق و مغرب روی زمین کروی وجود داره. و این آیه در عین سادگی به این مهم اشاره کرده . (مفهوم بود عزیزم!!!)
در ضمن سعی نکن فکر منو به خودت بچسبونی و بگی به نتیجه تو رسیدم اصلا من چی گفتم و تو چی جواب دادی!!
( نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند //// جوانان سعادتمند پند پیر دانا را ) یه نصیحت دیگه بکنمت : سعی نکن واسه خودت تفسیر ببافی و هر کس با فکر تو مخالفت کرد بگی تفسیر فقط همینه که من گفتم حالا تو هر چی می خای بگو!!!
اما یادت باشه ما سوالهای تو رو جواب دادیم ولی تو هنوز حتی یه دونه از سوالات رو جواب ندادی. حالا همین اثبات کرویت زمین رو بگو بعد بریم دنبال آیه های پیدایش کیهان و زوجیت گیاهان و نظریه بیگ کرانچ و ستاره های نوترونی و حرکتهای دورانی زمین و...
(راستی داشت یادم می رفت) این حرفات ثابت میکنه که از این کارها هدفی جز کلاس گذاشتن نداشتی که البته خود را مضحکه جمع فرمودی. ببین دخترک با کلاس(!!!) دفاعیه پروژه پایانی آخر دانشجو بودن میشه نه اولش!! تا منتظر تبریک گفتن حقیر نیز باشیم!
راستی حالا فهمیدم که تو تا حالا اسمی از سعدی نشنیدی تا اینکه بخای گلستان سعدی رو با این سوادت مطالعه نمائی! پس من دو بیت دیگه رو هم عرض می کنم حالا تو می تونی زیاد به دل نگیری چون به صورت کلی عرض میکنم :
چون بود اصل گوهری قابل ////// تربیت در او اثر باشد
هیچ صیقل نکو نیارد کرد ////// آهنی را که بد گهر باشد
سگ به دریای هفتگانه مشوی ///// که چو تر شود پلیدتر باشد
خر عیسی گرش به مکه برند ////// چون بیاید هنوز خر باشد
ناهید          
27 مهر 1387 ساعت 21:33
طوفان داغ دوست محترم من فکر میکنم نه مطمئنم که افرادی جوابها را حذف میکنند. همانطور که شهرزاد از کلوب تعلیق شده جوابهاش هم حذف شده. چه خوب است چشمها رابستن و دم از ازادی بیان زدن...وقتی که میبینم در این کلوب مجازی سانسور انچنان در جریان است پس وای به حال نشریات و صدا وسیما و کتب.... متاسفم برای انهایی که فکر میکنند با حذف یک اظهار نظر متوان صدها را خفه کرد و چشمها رابست. هرگز ننگ با رنگ پاک نشد خودتان را گول نزنید.
         
27 مهر 1387 ساعت 18:39
در رابطه با صحبت شهرزاد خانوم اگر واقعا جوابهاتون رو بصورت صحیح پست کرده باشید باید وجود داشته باشد من بشخصه عادت به حرف نظرات کسی حتی مخالف خودم را ندارم مگر اینکه از الفاظ زشت و رکیک و فحاشی در ادبیاتشان استفاده کنند این رو می تونید از نظرات در بخشهای دیگر دریابید اما ممکن است توسط پلیس کلوب حذف شده باشد پس لطفا از الفاظی استفاده نکنید که کل این قسمت توسط مسئولان سایت حذف بشه
شهرزاد          
27 مهر 1387 ساعت 01:44
جناب دجال
اینجا جای پرت و پلا گفتن نیست و پیش از شما هم عده ای بودند که جز پرت و پلا چیز دیگری نگفتند شما هم راه آنان در پیش گرفته و نظاره گر باشید شاید حد اقل از این طریق کمی به معلومات نداشته تان بیفزایید
با تشکر
با خرد!!!(واقعی باشید)!
شهرزاد          
27 مهر 1387 ساعت 01:22
جناب علیرضا من جواب پستهای قبلی شما را دادم اما نمی دانم کجا رفت یهو!!!
به هر حال در باب تر جمه فرموده بودید که سخنتان بی معنی بود چرا که این من نیستم که ترجمه می کنم و در کتاب خودتان اینچنین نوشته شده است عزیز دل!
شما یا خیلی سر خوشید یا دوست دارید اینچنین به نظر برسید ! چرا که در این بحث خوشحال می زنید و ! هی در حال دسته بندی مسائل و افرادید!دوست عزیز بحث را ببین (بیخود چرا خود را به آن راه می زنید!
شان نزول همان است که گفتم حال اگر در پی نازل کردن آیه ای دیگر! یا پیدا کردن شان نزول ابلهانه ای که حتی نوزادان را هم گول نخواهد زد می گردید!خود دانید انقدر بگردید تا تمام زندگیتان وقفش شود!
ناهید          
26 مهر 1387 ساعت 20:31
علیرضای عزیز دوست گرامی... پیامبر شما مردی است که بنا به روایت هنگامی که اب دهان بسویش پرتاب میکنند میخندد. زمانی که خاکستر بر سرش می ریزنند لبخند میزند... ولی نمیگوید توهین کردند تا جایی که باز بقول از مسلمانان باعث میشود مرد یهودی مسلمان میشود و اشهد میگوید. توهین دیگران نباید برای شما مهم باشد. در حالی که خود ان حضرت در مقام انتقاد انتقام در نیامد در صورتی که همه میخواستند از ان حضرت دفاع کنند. ترا بخدا انقدر توهین توهین نکنید. کسی که توهین کند توسط خداوند تان مجازات خواهد شد شما لازم نیست در مقام جواب دادن بر بیایید.
اقای دجال محترم همانطور که خودتان اشاره کردید خودتان به این نتیجه رسیدید پس لطفا اجازه بدهید بقیه هم خودشان به این نتیجه برسند.
         
26 مهر 1387 ساعت 17:38
بنده دین خاصی ندارم.
آزاده هستم و در مورد همه دین ها تحقیق هایی کردم.هر چند سطحی بودند.

ولی اگه قرار باشه یه دین رو انتخاب کنم همین اسلامه.
حقانیت قرآن در علوم باطنی به من ثابت شد.
و تمام پست های اینجا رو خوندم.
تعصبی هم ندارم.
پس از خوندن بحث ها حق رو به جناب علی رضا میدم.
تنها صحبتم اینه که قرآن کتابیه فراتر از درک انسان و دلیل محکمیه برای وجود خدا و قانون اعظم.

بانو شهرزاد.تعصب رو کنار بذارید.با این کار خود رو خراب میکنید.قرآن پایه محکمی داره.به هیچ وجه متزلزل نمیشه.

اعجاز قرآن در علوم ماورائی بسیار بیشتره و توضیح این اعجاز برای افرادی که وارد این علوم نشدند غیر ممکنه.
این کتاب به قدری عجیبه که از علم اعدادش برای باطل کردن سحرهایی استفاده میشه که علوم دیگه قادر به باطل کردنشون نیستند.

با چی لج میکنید؟! شما روز روشن بگید خورشید تاریکه نه کسی حرفتون رو باور میکنه و نه خورشید تاریک میشه! تنها بقیه فکر میکنند شما دیوانه شدید.
علیرضا          
26 مهر 1387 ساعت 00:26
امام علی (ع) فرمودند: "همانا قران ظاهرش زیبا و باطنش ژرف و ناپیداست، مطالب شگفت آور آن تمام نمی شود و اسرار نهفته آن پایان نمی پذیرد و تاریکیها بدون قران برطرف نخواهد شد."


با تشکر از توضیحات مهدی عزیز

ناهید خانم نوشتند: "اعتقادات مذهبی هر کس برای خودش با ارزشه"

به گمانم من هم از همان ابتدا همین را گفتم. دو آیه هم از قران آوردم که بیانگر همین مساله بود. تاکید هم داشتم که به مقدسات یکدیگر نباید توهین کنیم. امام برایم جالب است که ناهید خانم توهینهای دوستانشان به مقدسات ما را ندیده اند و آن وقت که به پیامبر توهین می شد سکوت کرده بودند! پس توهین خوب است اگر خطاب به ما نباشد!

همانطور که گفتم شبهات پیرامون دین اسلام همواره مطرح است. اما طرح شبهه با توهین و هتاکی و عقده گشایی تفاوت دارد. در اینجا شخصیت سوال کننده هم مهم است. آیا کسی که مثل موش خود را در سوراخ پنهان کرده و با یک آیدی جعلی به توهین به ادیان دیگر می پردازد، ارزش صرف وقت برای پاسخ گویی را دارد؟

آیا کسی که هنوز آنقدر قران را نشناخته که نمی داند ماجرای ذوالقرنین در سوره کهف است و نه سوره بلد می تواند در مورد قران شبهه افکنی کند؟ آیا تا زمانی که یک کتاب – مثلا یک رمان – را نخوانید یا یک فیلم را نبیننید قادر به نقد آن هستید؟

آیا کسی که هنوز از ترجمه صحیح یک آیه قران ناتوان است می تواند برای آن آیه شان نزول و تفسیر ارائه کند؟ شهرزاد خانم گفتند که آن ایراد در ترجمه مربوط به مترجمان است؟! چرا دوغگویی در روز روشن؟ کدام ترجمه؟ کدام مترجم این اشتباه را مرتکب شده؟ این چه مترجمی است که "مرضات ازواجک" را "رضایت خود" ترجمه می کند؟! و نه "رضایت همسرانت". اگر در ادعای خود صادق هستید نام این مترجم را در همین بحث بفرمایید.

بله! اگر کسی هدفش کوبیدن اسلام و عقده گشایی باشد اگر تا قیامت هم برایش برهان و دلیل بیاوریم باز حرف خود را می زند چون تعصب چشم عقلش را کور کرده است :"خداوند بر دلهاى آنان ، و بر شنوایى ایشان مهر نهاده ، و بر دیدگانشان پرده اى است ، و آنان را عذابى دردناک است." (بقره – 7)

با این وجود جهت روشن شدن ذهن دوستانی که ممکن است این مطالب را بخوانند توضیحات زیر را در مورد تهمتی که به پیامبر زده شده است بیان می نمایم:

در اینجا صحبت از آیه اول سوره تحریم شد. درباره شان نزول این آیه چند قول متفاوت از سوی مفسرین مطرح شده است که مهم ترین آن که مورد اجماع اکثر مفسرین است به صورت زیر می باشد:

پیامبر (صلی الله علیه و آله) گاه كه نزد "زینب بنت جحش" همسر خود مى‏رفت، زینب او را نگاه مى‏داشت و از عسلى كه تهیه كرده بود خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مى‏آورد. این سخن به گوش "عایشه" رسید و بر او گران آمد، مى‏گوید: من با "حفصه" همسر دیگر پیامبر قرار گذاشتیم كه هر وقت پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد یكى از ما آمد، فورا بگوئیم آیا صمغ "مغافیر" خورده‏اى؟! (" مغافیر" صمغى درختی بود که بوى نامناسبى داشت) و پیامبر (صلی الله علیه و آله) مقید بود كه هرگز بوى نامناسبى از دهان یا لباسش شنیده نشود، بلكه به عكس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد! به این ترتیب روزى پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد "حفصه" آمد، او این سخن را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت، حضرت فرمود: من "مغافیر" نخورده‏ام، بلكه عسلى نزد زینب بنت جحش نوشیدم و من سوگند یاد مى‏كنم كه دیگر از آن عسل ننوشم (نكند زنبور آن عسل روى گیاه نامناسبى و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولى این سخن را به كسى مگو (مبادا به گوش مردم برسد، و بگویند چرا پیامبر غذاى حلالى را بر خود تحریم كرده و یا از كار پیامبر در این مورد و یا مشابه آن تبعیت كنند و یا به گوش زینب برسد و او دل‏شكسته شود). ولى سرانجام او این راز را افشا كرد، و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه‏اى بوده است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت و ماجرا را چنان پایان داد كه دیگر این گونه كارها در درون خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله) تكرار نشود. در بعضى از روایات نیز آمده است كه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از این ماجرا یك ماه از همسران خود كناره‏گیرى كرد و حتى شایعه تصمیم آن حضرت (صلی الله علیه و آله) نسبت به طلاق آنها منتشر شد، به طورى كه سخت به وحشت افتادند و از كار خود پشیمان شدند. (نقل از سایت تبیان)

اما آیا مطلب ذکر شده از طرف شهرزاد می تواند واقعیت داشته باشد؟ ایشان معتقدند که پیامبر با زنی که شراعا و از لحاظ دین اسلام بر وی حرام بوده رابطه داشته است. سوال این است: اگر واقعا چنین رابطه ایی بوده پس چرا در این آیه عتاب متوجه زنان پیامبر است و نه شخص ایشان؟!

بهتر است بار دیگر نگاهی به این آیات بیاندازیم:

"ای پیامبر، چرا براى خشنودى همسرانت ، آنچه را خدا براى تو حلال گردانیده حرام مى کنى ؟ خدا[ست که ]آمرزنده مهربان است . (1)

قطعا خدا براى شما[ راه ]گشودن سوگندهایتان را مقرر داشته است ، و خدا سرپرست شماست ، و اوست داناى حکیم. (2)

چون پیامبر با یکى از همسرانش سخنى نهانى گفت ، و همین که وى آن را[ به زن دیگر ]گزارش داد و خدا[ پیامبر ]را بر آن مطلع گردانید[ پیامبر ]بخشى از آن را اظهار کرد و از بخشى[ دیگر ]اعراض نمود .پس چون[ مطلب ]را به آن[ زن ]خبر داد، وى گفت> :چه کسى این را به تو خبر داده ؟ <گفت> :مرا آن داناى آگاه خبر داده است. (3)
اگر[ شما دو زن ]به درگاه خدا توبه کنید[ بهتر است]، واقعا دلهایتان انحراف پیدا کرده است .و اگر علیه او به یکدیگر کمک کنید، در حقیقت ، خدا خود سرپرست اوست ، و جبرئیل و صالح مومنان[ نیز یاور اویند ]و گذشته از این ، فرشتگان[ هم ]پشتیبان[ او ]خواهند بود. (4)"
حالا با هم نگاهی به 4 آیه اول سوره تحریم می اندازیم:

مشخص است که در آیه اول خداوند از چیزی سخن می گوید بر پیامبر حلال شده است. آیا ارتباط با زن نامحرم برای پیامبر حلال است؟! حکم اسلام در این مورد چیست؟ پس اگر بنا بر گفته شهرزاد پیامبر چنین ارتباطی داشته چرا خداوند آیه را اینگونه نازل نفرموده است: " ای پیامبر، چرا براى خشنودى خودت ، آنچه را خدا براى تو حرام گردانیده حلال مى کنى ؟"

پس پیامبر مرتکب فعل حرامی نشده و همچنین مساله خشنوی پیامبر هم نبوده بلکه خشنودی همسران او بوده است.

در آیه دوم مساله شکستن سوگند و در آیه سوم به توضیح بیشتر ماجرا می پردازد. اما در آیه چهارم مشخصا زنان خطاکار را خطاب قرار می دهد و از آنها می خواهد که توبه کنند . پس چرا از پیامبر طلب توبه نمی شود؟! آیا این با عقل جور در می آید که گناه را پیامبر مرتکب شود و خداوند از همسران او بخواهد که توبه کنند؟!

اما آیه پنجم صراحتا همسران را از طلاق داده شدن به وسیله پیامبر هشدار می دهد: " اگر پیامبر، شما را طلاق گوید، امید است پروردگارش همسرانى بهتر از شما :مسلمان ، مومن ، فرمانبر، توبه کار، عابد، روزه دار، بیوه و دوشیزه به او عوض دهد."

اینجا هم مثل آیه چهارم سخن از رحمت خدا به پیامبرش است که نشان دهنده عدم ارتکاب گناه از جانب اوست.

سخنان برخی باز هم مرا به یاد برخی از آیات قران انداخت. آیاتی که هرگز کهنه نمی شوند و گویی همین الان نازل شده اند:

"در دلهایشان مرضى است ، و خدا بر مرضشان افزود، و به[ سزاى ]آنچه به دروغ مى گفتند، عذابى دردناک[ در پیش ]خواهند داشت.
چون به آنان گفته شود" "در زمین فساد مکنید"، مى گویند: "ما خود اصلاحگریم".
بهوش باشید که آنان فسادگرانند، لیکن نمى فهمند.
سوره بقره – آیات 10 الی 12
آیا ما که به قران ایمان داریم کم خرد و شما که آنرا تکذیب می کنید خراد گرا هستید؟ جواب را از زبان همین قران می خوانیم:
چون به آنان گفته شود : "همان گونه که مردم ایمان آوردند، شما هم ایمان بیاورید"، مى گویند: "آیا همان گونه که کم خردان ایمان آورده اند، ایمان بیاوریم ؟ " هشدار که آنان همان کم خردانند، ولى نمى دانند."
(بقره -13)




شهرزاد          
25 مهر 1387 ساعت 15:12
حمید جان
اگر سخنان من ارزش جواب دادن ندارد پس شما چرا اینقدر جلز و ولز می کنید و مانند آّ....میایید و می روید!!!!
من نسبت به دینی که در زمانی تحمیل شده بود( به من )تحقیقاتم تکمیل است و اگر شما را یارا ی جواب دادن به من نیست لطف کنید مانند سایرین خاموشی گزینید. که خاموشی بهتر از ذکر کردن سخنان بی ارزش در جهت منحرف کردن بحث است!
هیچ قصد و غرضی هم در کار نیست و شما اگر میدانید که جواب دهید و الا بحث را در جهتی که می خواهید تخریب نکنید!
من شبهاتی را ذکر کردم که بسیار بیشتر از اینیست که می بینید!و شما اگر پاسخی در جهت حل این شبهات دارید که بسم... و اگر نه که به سلامت!
ناهید          
25 مهر 1387 ساعت 13:25
اتفاقا منم تصمیم گرفتم دیگه در این موارد بحث نکنم ولی گاهی باید سکوت را شکست. دوست گرامی حمید اقا که خود را علامه دهر میدانی. اتفاقا منم همین نظر رو در مورد شما دارم که بحث کردن با شما کار بیهوده ایی است. ولی فقط خواستم بگم درست همون نظری که شما در مورد ما داری ما هم در مورد شما داریم.( حرفهاتون ارزش جواب دادن نداره....) هر بحث دینی که میشه بی احترامی به عقاید دینی نیست تا شکی نباشه یقینی حاصل نمیشه. میدونی چرا شهرزاد به اینجا رسیده؟ برای اینکه همیشه افرادی مثل تو اونو متهم به توهین کردن. بابا باورش نمیشه. مثل تو نمیتونه زود باور کنه دنبال دلایل علمیه. اگر جوابی مناسب حالش داری بگو وگرنه متهمش نکن.تو معلوماتت کمه... تو حرفات ارزش جواب دادن نداره....هر کسی به قران اعتقاد نداره کم معلوماته.... اینها توهین نیست؟ همه ادم و عالم باید مثل تو باشن و قران رو بپرستند در غیر اینصورت کم معلومات و ....هستند؟ اعتقادات مذهبی هر کس برای خودش با ارزشه. هر کسی بنا به باور خودش ایمان میاره. هر کسی در مغز خودش و در وجود خودش اعتقاداتی داره. پس خواهشن اعتقادات خودتان را به کسی تحمیل نکنید. که خدای شما هم گفته در دین اجباری نیست. پس تا وقتی خود شما به حرفهایی که ادعا میکنید قبول دارید (قران) عمل نکنید توقع نداشته باشید بقیه به عقاید تان احترام بذارند.
ح م ی د          
24 مهر 1387 ساعت 23:59
دوباره سلام!...

خیلی وقته یه سالی میشه که دیگه اصلا نمیرم توو فازه بحث کردن در مورد این چیزا ، چون کسایی که ادعاهای کذب بودن قرآن و این مسائل رو میکنن عمدتا اطلاعات عمومی ضعیفی دارن و یه چیزایی از این و اون شنیدن و همه جا تکرار میکنن ، واسه همین چون نمیخوان چیزی برخلاف میلشون باشه هیچوقت کوتاه نمیان ، این واسم بارها ثابت شده... اما اومدم که فقط اینو بگم...

... شهرزاد خانوم ببخشید که اینو میگم اما حرف هاتون ارزش جواب دادن نداره چون سطح فکریتون در مورد این مسائل خیلی ابتدایی و پیش پا افتاده به نظر میرسه ، حداقل از نوع دید و دلایلتون اینو راحت میشه فهمید! هیچ موقع نسبت به چیزی که نسبت بهش احاطه ی کامل ندارین اظهار نظر نکنید ، یا اگه هم میکنید انقد بی پروا نباشید و به اعتقادات دیگران بی احترامی نکنید چون اینجوری یه نفر که نسبت به اون قضیه اطلاعات زیادی داره راحت میتونه شرمندتون میکنه!

ما ایرونیا دو دسته ایم ، بعضیامون به خاطر مهر توو شناسنامه هامون مسلمون شدیم و به خاطر همین از موسلمون بودنمون بیزاریم و اونو زیر سوال میبریم ، بعضیا هم به جای بی تفاوتی میرن دنبال دین و قرآنشون تا ببینن توش چی داره ، اونوقت به مسلمون زاده شدنشون افتخار میکنن!...

به هر حال امیدوارم به جای این بحث های الکی که هیچ نتیجه ای هم نداره ، یه خورده بشینیم برای چیز یاد گرفتن قرآن رو بخونیم نه برای زیر سوال بردنش! یه ویژگی خیلی جالب قرآن اینه که کسایی که با قصد و نیت بد میرن سراغش نه تنها بهشون کمکی نمیکنه بلکه گمراه تر هم میشن ، " قرآن برای صالحان هدایت و رحمت است و برای کافرین و مشرکین جز بر گمراهی اشان نمی افزاید"...

ایشالا که نسبت به همه چی بدون قصد و غرض فکر کنیم و بحث کنیم ، حتی حرف های دینی رو هم بدون فکر و منطق هیچ کدومشون رو قبول نکنیم...

سبز باشید و با خرد...
شهرزاد          
23 مهر 1387 ساعت 21:21
جناب مهدی عزیز
این درست نیست که شما صرفا" به خاطر این که من شما را بی معلومات خوانده ام بیایید و مقابله به مثل خنده داری را به راه بیندازید! مطمئنا" من مثل شما بی دلیل کسی را بدون معلومات نمی خوانم و از نظر من و با توجه به سخنان شما و ندانستن آیه ی مورد نظر شما انسانی بی معلومات به نظر می رسید!(که امید وارم حقیقتا" به نظر برسید و در باطن چنین نباشد ) چرا که من هیچگاه با انسانهای بی معلومات بحث نمی کنم و بحث کردن باانسان های این چنینی در کار نا مه ی من نقطه ای سیاه محسوب می شود!
در مورد مشرق و مغرب فرموده بودید! پس به نظر شما یک صفحه ی صاف مشرق و مغرب ندارد! یا این که تصور می کنید مشرق ها و مغرب ها یعنی هر روز آفتاب از یک مشرق به خصوص! طلوع کرده و روز دیگر از مشرقی دیگر!!!!
شما بهتر بود به جای صرف وقت برای نوشتن چنین چرندیاتی کمی در باب مشرق و مغرب و اصو لا" مسائل این چنینی تفکر می فرمودید که اینطور خود را مضحکه ی جمع نکنید.
این از این!!!
آفرین بر شما که چنین من را خشنود کردید. من بسیار خوشحالم از این که می بینم فردی به خاطر بحث با من هم که شده لای کتاب آسمانیش را گشوده و بسیار خوشحالم که گامی در جهت آگاهی شما بر داشته ام اما دوست عزیز بهتر نبود از ابتدا در مورد نداشتن معلومات در مورد دینتان با من صحبت می کردید تا وقت عزیز من را نگیرید؟
در مورد آن آیه هم باید عرض کنم با ز هم خوشحالم کردید! چون عینا" همان چیزی را که من به آن اشاره کردم شما هم تائید کردید! پس چه بحثی می ماند!! مهم خیانت بود که تحقیق کردید و متوجه شدید که وجود دارد و تا به حال نمی دانستید. خدا را شکر که حال فهمیدید. آری پیامبرتان با کنیز همسرش خلوت کرده(حال این خلوت می تواند رختخواب باشد ) که هست! و کارش گناه بوده مطمئنا" اینرا هم نمی دانید درست می گویم؟ آری هم بستر شدن با کنیز دیگران حرام بوده و چه سخت برای پیامبرتان که زیبایی را می دیده ولی دستش به گوشت نمی رسیده! که آن هم رسید!( در غیبت زنش) ما به این می گوییم خیانت شاید در فرهنگ شما اینکار (همبستری با زنی غریبه در حالی که زن داری) خیلی هم زیبا باشد! و ثوابی فراوان! به همراه داشته باشد و لی در فرهنگ ما این کار کثیف است و خیانت!همین!
پس این قضیه به میمنت و مبارکی حل شد ولی متاسفانه به سود من و به ضرر شما و دینتان!
آفرین بر شما که بحث را با اشعاری مزین می کنید خوشمان آمد بگو!
و چه نیکو قرآن را ضرب المثل میدانید! پس اینطور که شما گفتید قرآن سر شار از ضرب المثل هاست و ارزش خاصی ندارد چون چیزی که زیاد است ضرب المثل پس من باب مشرق و مغرب ها هم ضرب المثلی در کار بوده و در مورد کشتن کفار هم!پس نباید به این مسائل توجه کرد !
یا من باب مهربانیه خدا شوخی در کار بوده!!و همه ی اینها را نباید جدی گرفت شاید آن چیز