دل 21 تیر 87 - 00:05 |
وقتی که قهری با من نبودنت آسون نیست قصه غم که میشی شنیدنت آسون نیست
به گمونم دل تو جای دیگست دل تو پیش یه رسوای دیگست
دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگست
با تو بودن واسه من نعمت بود از تو گفتن واسه من عادت بود
همه حرفات واسه من آیه عشق نفست زمزمه رحمت بود
دل من مستیش و از مستی چشمای تو ساخت تا به عشق تو رسید پرهیزش و پاک بو ت و باخت
به گمونم دل تو جای دیگست دل تو پیش یه رسوای دیگست
دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگست
میدونستی دل دیوونه من عاشقتته عاشقت با همه جون با همه تن عاشقته
اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم میومد میدونستی غزل و شعر و سخن عاشقته
حالا من خستم و تن رفته به باد واسه من شعر و سخن رفته به باد
منم و وحشت تردید یه عشق به گمونم دل من رفته به باد
به گمونم دل تو جای دیگست دل تو پیش یه رسوای دیگست
دست نذاشتی دیگه تو دستای من دستاتم عاشق دستای دیگست
میدونستی دل دیوونه من عاشقته عاشقت با همه جون با همه تن عاشقته
اسم تو وقتی تو شعر و تو ترانم میومد میدونستی غزل و شعر و سخن عاشقته
حالا من خستم و تن رفته به باد واسه من شعر و سخن رفته به باد
منم و وحشت تردید یه عشق به گمونم دل من رفته به باد
به گمونم دل تو جای دیگست دل تو پیش یه رسوای دیگست
|
نظرهاsahar 21 تیر 1387 ساعت 01:29 | |
khily ghashang bod azizamm |









