تبلیغات


__
پیوند ناگسستنی
11 تیر 87 - 10:11

بوته اقاقیا بودم . با عشق تو بزرگ شدم . حالا که درختی پر شاخ و برگم بیا و مرا از ریشه بیفکن . دلم میخواهد هیزم شکن این درخت تو باشی .

18575.jpg

3499hde.jpg

 

شاخه زنبق بودم . با عشق تو گل دادم . حالا که شاخه ای پر گل شده ام بیا و مرا بچین . آخر اگر مرا نچینی برایم خار و گل چه فرقی دارد ؟

iris5.jpg

 

آب چشمه بودم . با عشق تو از دل سنگ بیرون آمدم . حالا که سر از سنگ خارا به در آورده ام بیا و مرا بنوش مرا که بلور شفاف نیز بدرخشندگیم رشک میبرد بنوش.

000086.jpg

 

پروانه بودم . با عشق تو پرو بال یافتم . حالا که پر و بال گشوده ام بیا و مرا در دام اندازه . بگذار آتش عشق تو پر و بالم را بسوراند .

hyalophora.jpg

 

 

بخاطر تو رنج خواهم برد زیرا غمی که از عشق تو بر دلم نشیند برایم فرح بخش است .

نمیدانی چطور روز و شب در آرزوی هیزم شکنی تو ، در آرزوی گل چینی تو ، در آرزوی عطش تو و در آرزوی آتش تو هستم .

بگذار زخم عشق تو بر دلم نشیند تا خونی را که از آن بیرون خواهد جهید، چون گوهری لعلگون ارمغان تو کنم.

بخاطر تو، در جای زیورهای عادی، گیسوانم را با هفت خار بلند خواهم آراست، و بجای یاقوتهای گرانبها، دو شراره خون فام آتش از دو گوشم خواهم آویخت.

آنوقت، ای محبوب من! بدیدار تو خواهم آمد تا مرا در این رنج بردن خندان بینی و گریان درآغوشم گیری. در آغوشم گیری تا بیش از همه مال تو باشم!

 

 

4zd6mpy.jpg


  • ارسال نظر (0)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
نظری برای این لاگ ارسال نشده است.
__