


28 اسفند 87 - 00:12 |
حیف که خاتمی مرد ماندن نبود!
مهدی بلوکات اگر چه روزهای پایانی سال، معمولاً روزهای بی خبر یا كم خبر است، لیكن سه شنبه آخر سال 87، تبدیل به آتشین ترین روز سال برای برخی سیاسیون، به ویژه اصلاحطلبان شد. خبر انصراف رسمی آقای خاتمی (رئیس جمهور سابق) در حالی روی تلكس خبرگزاریها قرار گرفت كه از یكی دو روز گذشته زمزمه هایی از تصمیم ایشان مبنی بر كنارهگیری از صحنه انتخابات به گوش میرسید. نگارنده این سطور اگرچه نمیتواند -و نمیخواهد- تأسف و ناراحتی خود را از این تصمیم آقای خاتمی اعلام كند، لیكن معتقد است كه تصمیم آقای خاتمی مبنی بر كنارهگیری از انتخابات ریاست جمهوری، نه اعجاب انگیز است و نه غیر منتظره. 1- چرا حیف كه خاتمی رفت؟ نگاهی گذرا به 8 سال حضور آقای خاتمی در رأس هرم اجرایی كشور، به روشنی گویای فضای سنگین و غیرقابل انكار تبلیغاتی و رسانهای حامیان رادیكال آقای خاتمی -بخوانید دومخردادیها- علیه هر آنكه با او (خاتمی) نبود، است. سالهایی كه كوچكترین انتقاد به آقای خاتمی و سؤال از ایشان، به عنوان مقابله با اكثریت مردم! خشونتطلبی! اقتدارگرایی! خشك مغزی! فاشیسم! و صدها عبارت دیگر معرفی میشد و اینگونه بود كه شعار زنده باد مخالف من، تنها پنبهای بود برای بریدن ... سالهای بین 76 تا 84 از یك سو همراه بود با وارد شدن بی حد و حصر اتهامات و حملههای بی پایان به امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، مردم و اسلام از سوی برخی منتسبان به اصلاحطلبان و رسانههایشان و از سوی دیگر تبدیل شدن برخی جایگاهها و نهادهای دولتی به اتاق فكر و عملیات علیه نظام، منافع و امنیت ملی. اگر چه شوربختانه در این مجال، امكان واكاوی و بازخوانی آن سالها وجود ندارد تا اندكی از زوایای پنهان و كدر استفاده ابزاری و ناجوانمردانه از واژههای عزیزی همچون آزادی بیان و اندیشه، مردم سالاری، اخلاق مداری، صداقت و... را بیشتر مورد بررسی قرار دهیم، ولی آنچه مایه تأسف نگارنده از انصراف آقای خاتمی از حضور در انتخابات شد، از دست رفتن فرصتی گران بها و كم نظیر بود برای اینكه: اولاًکاش آقای خاتمی میماند تا پاسخ صدها و شاید هزاران سوال بیجواب دانشگاهیان و نخبگانی را بدهد كه روزی آنان را در دانشگاه تهران بیادب! خواند و به بیرون انداختن! تهدید كرد. پاسخ به این سوال كه بالاخره تلقی و قرائت و برداشت ایشان از خط امام(ره) و انقلاب چیست؟ و چه بود كه در مقابل آن همه هتاكیها و لجن پراكنیها نه تنها سكوت كرد بلكه... پاسخ به این سوال كه مردم و مردمسالاری در قاموس ایشان چه تعریفی دارد كه به محض رویگردانی مردم از ایشان و دوستانشان دیگر مردم نه آن مردمِ 2 خرداد 76، كه عده ای فقیر فكریاند كه احساسی رأی میدهند و انتخاب میكنند. ثانیاً ای كاش آقای خاتمی میآمد و در عرصه عمل مقبولیت و محبوبیت خویش را در میان مردم به نظاره مینشست. چه اینكه همچنان میزان رأی مردم و ملت است كه چند سالی است دست رد به سینه دوستان و یاران آقای خاتمی میزنند و نه نظرسنجیها، شب یلداها و میتینگهای یك سویه و فرمایشی. آری خاتمی 88 دیگر آن خاتمیِ دیكته ننوشته نیست كه بتواند به راحتی سخن براند بیآنكه منظور و مفهوم عبارات و اصطلاحاتش را روشن و شفاف بگوید، آری انتخابات 88 مرد عمل میخواهد نه...
تردید، شاید مفهومی است كه از سالها قبل با آقای خاتمی عجین شده. اینكه ریشههای روانشناختی این تردید در ایشان چیست نه در تخصص نگارنده است و نه ارتباطی به بحث حاضر دارد، لیكن اغلب كارشناسان -چه موافق و چه منتقد- از همان روز اول كه آقای خاتمی اعلام حضور كردند، ماندن ایشان در عرصه انتخابات را با اما و اگرهای جدی مواجه میدانستند، به ویژه آنكه در میانه راه آقای میرحسین موسوی نیز به قافله انتخابات 88 پیوست و بر طبل رقابت كوبید. رقابت توأمان آقای خاتمی در درون جبهه اصلاحات با آقایان موسوی و كروبی از یك سو و مبارزه تمام عیار با آقای احمدینژاد كه در قطب گفتمانیِ مقابل آقای خاتمی قرار دارد از سوی دیگر، رویای انتخابات 88 را برای آقای خاتمی به واقعیتی عینی بدل نمود كه صرفاً با ابزارها و رویكردهای سانتیمانتالیسمی! امكان حضور در آن وجود نداشت. این حقیقتی است كه مواجهه با آن نیاز به واقع بینی، شفافیت و عمل گرایی دارد. آقای خاتمی به كرات به دوستان و منتقدان خود ثابت كرده كه مرد روزهای سخت و نفس گیر، چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بینالمللی نیست و شنا كردن در استخر را به مراتب بیش از دریا- به ویژه آنكه طوفانی و مواج باشد- ترجیح میدهد! این حقیقتی است كه جایگاه آقای خاتمی را شدیدتر از همه، در نزد هواداران ایشان متزلزل میكند. داغ کنید تا همه بفهمند! راستی: عنوان های لاگ های قبلیم رو بخون! شاید خوشت اومد و خواستی داغ ترشون کنی. |



نظرهاعلیرضا 7 اردیبهشت 1388 ساعت 23:05 | |
تخریب چیز خوبی نیست ببینید http://www.midinternet.com/wp-content/uploads/2008/04/2.swf |
23 فروردین 1388 ساعت 03:02 | |
سلام محمود دستاویز! :) حالت چطوره؟ خوبی ان شاالله؟ |
محمود سوخته 23 فروردین 1388 ساعت 01:42 | |
وجود شخص خاتمی اصلا مسئله ی مهمی نبود که حالا موندن و نموندن اون هم اهمیتی داشته باشه. موضوع اصلی، رقابت حزبی ه. و در این میان رقبا دست به تاکتیک های خاص خودشون می زنن. که آمد و رفت آقای خاتمی هم جزیی از برنامه ی حزبی دوم خردادی ها بود. چه کسی می تونه ادعا بکنه که در کشور ما در طول این سالیان پس از انقلاب، فساد و ظلم کم و بیش در ساختار حکومت وجود نداشته؟ یک بازگشت به روزهای پیش از انتخابات گذشته کنیم!!! حرف های کاندیدا ها رو مرور کنید! کدوم کاندیدا بود که به وجود فساد در حکومت اذعان نکنه و ادعا نکنه که خودش تنها نجات دهنده و گزینه ی مناسب برای صندلی ریاست جمهوری ه؟ صحبت های رضایی رو یادتون هست که می گفت که خودش چون یک نظامی بوده و در حکومت هیچ نقشی نداشته، از همه اصلح تر هست؟ و ادعا می کرد که این آقایون هر کدومشون به خاطر وابستگی قبلی به جناح های مختلف، بعد از به روی کار اومدن ، بجای خدمت به مردم ، به فکر منافع گروهی شون خواهند بود؟ و همه ی این ها از رسانه ی بزرگی به نام صدا و سیما پخش می شد. در اون روزها به خاطر سیاست کلی نظام که کسب مشروعیت به واسطه ی کسب آرای عمومی در انتخابات بود، هیچ مقام حکومتی، از رهبر گرفته به پایین، به آقایون کاندیداها برای حرف هایی که میزدن خرده نگرفتند. و البته کناره گیری آقای رضایی هم مثل کناره گیری آقای خاتمی، یک تاکتیک بود. با این تفاوت که اون تاکتیک حکومتی بود و این تاکتیک جناحی. این که کناره گیری آقای خاتمی رو به شخصیت و ریشه های روانشناختی ایشون ربط بدیم و اون رو "تردید" تعبیر کنیم، یک سطحی نگری بیشتر نیست. کاندید شدن و یا نشدن آقای خاتمی؛ و ماندن و نماندن آقای خاتمی، یک تصمیم شخصی نیست که حالا تردید ایشون ملاک و معیار باشه. اینها همه سیاست های حزبی هستند. و با فکر جمعی در این باره تصمیم گرفته میشه. و این نوع تفاسیر حداکثر با دو نگرش و دو منظر ارایه میشه. یا هدف؛ هدایت افکار عمومی به جهت تامین منافع جزبی هست. و یا اینکه نویسنده ی مطلب قادر به کلی نگری در مسایل نیست و همه چیز رو سطحی و عامیانه تفسیر و تعبیر میکنه. |
6 فروردین 1388 ساعت 11:03 | |
درسته! بنده گرایش های مختلف سیاسی رو قبول ندارم. ولی همیشه به حرف رهبرم گوش می دم. رهبر انقلاب در جمع مردم مشهد: در انتخابات تشخیص برعهده خود مردم است گاهی که از دولت دفاع و حمایت می کنم برخی معنایی ناصحیح برای این مسئله جعل می کنند در حالیکه من براساس وظیفه همیشه از دولتهاوخدمتگزاران کشور حمایت کرده ام ،اما این سخنان و رفتار بنده ربطی به انتخابات ندارد و اعلام موضع انتخاباتی نیست |
1 فروردین 1388 ساعت 02:20 | |
برادر عزیز و دانشمندم سید مسطبا اگر خاتمی اینقدر بد است پس آنها که با دانستن این بی کفایتی ها او را تایید کرده و از هزار گزینش سربلند بیرون آورده اند و او را واجد و کاندید پست خطیر ریاست جمهوری دانسته اند . فردای قیامت جواب خدا چه میدهند ؟ لطفا عاقلانه طرفداری کن . بقیه مطالبت را خواندم همه شان نفاق برانگیز و جدایی افکنانه است . دشمن دانا به از دوست نادان است . لطفا تا گندش را بالا نیاورده ای طرفداری منافق گونه ات را تمام کن . |
29 اسفند 1387 ساعت 17:36 | |
ها ها :D |
28 اسفند 1387 ساعت 16:56 | |
بعضی از ما خوی زنبور نداریم که رو گل بشینیم حتما باید مثل ....که روی..... این آقا سینای ما زود یادش رفته سهام عدالت و صندوق مهر الرضا و........بیخیال وقتی کسی نمیتونه ببینه اگر خورشید چشماش را اذیت کنه اگه بخواد انکار کنه بازم انکار میکنه |
28 اسفند 1387 ساعت 12:39 | |
منتجب نیا:خاتمی به نفع کسی انصراف نداد قائم مقام حزب اعتماد ملی با تاكید بر اینكه خاتمی به نفع كسی انصراف نداده است، گفت: ماندن خاتمی در عرصه انتخابات به صلاح او و اصلاحطلبان نبود. حجتالاسلام رسول منتخبنیا قائم مقام حزب اعتماد ملی در گفتگو با فارس با اشاره به انصراف سیدمحمد خاتمی از كاندیداتوری در انتخابات گفت: معتقدم خاتمی با انصراف از حضور در عرصه انتخابات، اقدام بسیار منطقی و عاقلانهای انجام داد چرا كه در شرایط فعلی از شخصیت خاتمی نیز همین اقدام نیز انتظار میرفت. وی تصریح كرد: طرفداران خاتمی و سایر شخصیتها جزو كسانی هستند كه دغدغه نظام و كشور را دارند و در جهت سربلندی نظام تلاش میكنند از این رو خاتمی را به دلیل نقش مؤثر وی در رابطه با نظام قبول دارند، لذا هیچ شخصی منهای عملكرد خود نباید مورد قبول قرار بگیرد. منتخبنیا خاطر نشان كرد: ماندن خاتمی در عرصه انتخابات به صلاح خود و اصلاحطلبان نبود لذا وی تصمیم به جا و درستی گرفته است. قائم مقام حزب اعتماد ملی در خصوص انصراف خاتمی به نفع میرحسین موسوی اظهار داشت: در بیانیهای كه از سوی خاتمی منتشر شده است صحبتی از انصراف وی به نفع میرحسین موسوی به میان نیامده است بنابراین در بیانیه، وی به نفع كسی انصراف نداده است. وی خاطرنشان كرد: اسلام به ما آموخته است كه شخصیتها را به خاطر اهداف و آرمانها بخواهیم و نه آرمانها را به خاطر شخصیتها، از این رو مردم به دلیل میزان خدماتی كه كروبی، میرحسین موسوی و خاتمی انجام داده اند به آنها احترام میگذارند لذا معتقدم كه در بین طرفداران خاتمی كسی نیست كه اعتقاد داشته باشد كه چون خاتمی در عرصه انتخابات نیست، مردم هم دخالت در سرنوشت نكنند و این منطق، منطق قابل قبولی نیست. قائم مقام حزب اعتماد ملی تاكید كرد: در آینده مشخص خواهد شد كه حامیان خاتمی گرد چه كسی جمع میشوند چرا كه فضای انتخابات فضای آزادانه ای است لذا هر كس میتواند كاندیدای مورد نظر خود را انتخاب كند. منتخبنیا اضافه كرد: تندروهایی كه در مقطعی به شدت از حضور خاتمی حمایت كرده بودند و حتی در مقطعی اعلام كرده بودند به غیر از خاتمی به كسی رای نخواهند داد، این انصراف خاتمی را تحمل خواهند كرد. وی تاكید كرد: ممكن است این موضوع اشتباه را عدهای مطرح كرده باشند ولی نباید آنرا به پای همه انداخت چرا كه تعداد آنها انگشت شمار است و آنها به اشتباه خود پی بردهاند و در صحنهها حاضر خواهند شد. قائم مقام حزب اعتماد ملی ادامه داد: به هرحال خاتمی آن مقطعی كه اعلام حضور كرد با اختیار خود وارد این عرصه شد و در حال حاضر نیز با اختیار خود از حضور در این عرصه انصراف داد و این موضوع از حقوق اجتماعی هر فردی است. |
28 اسفند 1387 ساعت 12:23 | |
آقا سینای عزیز! درسته! بنده گرایش های مختلف سیاسی رو قبول ندارم. ولی همیشه به حرف رهبرم گوش می دم. امیدوارم متوجه شده باشی یا مهر |
مجید م م majmasoudi@yahoo.com 28 اسفند 1387 ساعت 10:27 | |
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب خیلی مرد بود که روی حرفش ایستاد یا من یا موسوی، من از انصرافش خیلی ناراحت شدم اما به این کاری که کرد افتخار میکنم. حالا کور اندیشان روزگار هرچه میخواهند بگویند. یا علی مدد آقاجان ، ای امام زمان ، من گنه کار دل به ظهور تو بسته ام که بیایی و این دنیا را از ظلم و ستم برهانی. بیایی و با شمشیر عدل علی ، عدالت علی را برپا سازی به امید آن روز |
28 اسفند 1387 ساعت 09:52 | |
فرا رسیدن نوروز و نزدیک شدن به انقراض کامل دوران اصلاحات و همچنین پیروزی محبوبم(محمودم)را پیشاپیش به شما دوست عزیز تبریک می گویم تا کور شود هر انکه نتواند دید. |
سعید دارابی 28 اسفند 1387 ساعت 09:30 | |
از روی متن نظرهایی که برای شما اومده باید اینو بفهمی که تو این جامعه بعد از 4سال تخریبات مخرب امثال شما هنوز کاملا محبوب هست و خواهد ماند سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکوئی نبرند رجال محبوب شما رو هم بعد از چند سال میبینیم که چقدر منفور خواهند بود |
سعید دارابی saeid.active@yahoo.com 28 اسفند 1387 ساعت 09:27 | |
plz shut up |
سید احمد 28 اسفند 1387 ساعت 08:14 | |
نمی دونم چی می شه که وقتی یه اتفاق می افته بعدش همه دانشمند می شن و می گن ما از قبل می دونستیم! متنتون خیلی دور از انصاف بود نمی دونم چرا با این کار پایه های بی منطقی خودتونو محکم تر می کنید؟ |
علیرضا 28 اسفند 1387 ساعت 08:06 | |
سپهر جان یه سوال جدیدا مد شده که از وقتی خاتمی نمیاد دوستان اصلاح طلب جمله هاشون رو با "من اصلاح طلب نیستم" و یا "حالم از اصلاح طلبها به هم می خوره شروع کنند"؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اول اجازه می دادی الباقی نوشته هات تو جاهای دیگه خشک بشه |
28 اسفند 1387 ساعت 05:57 | |
آقای خاتمی ار ابتدا گفته بودند که اگر میر حسین موسوی به صحنه بیاید او به نفعش کنار می رود |
28 اسفند 1387 ساعت 02:02 | |
]چرت نگو لطفا |
سپهر 28 اسفند 1387 ساعت 01:51 | |
من اصلاح طلب نیستم .. یعنی حالم از این حزبها بهم میخوره ... اما این لینک نشان دهنده ی وقاحت و بی شرمی و همچنین عقده ای بودن اصول گراها بود ... |
28 اسفند 1387 ساعت 01:33 | |
دوست عزیزم سلام خواهش میکنم توهین نکنید مرده باد زیاد حرف جالبی نیست ما همه جا میکگیم زنده باد مخالف من ولی شما........... |
دکتر رحیم 28 اسفند 1387 ساعت 01:16 | |
اصلاحات آمریکایی مرد زنده باد اصول گرایی |





























