تبلیغات


__
بارون
4 شهریور 85 - 23:50

می خوره قطره بارون آروم آروم و آهسته به شیشه پنجره ، از اون پشت صدای بارون فریاد می زنه که من اومدم ، غمها تو رها کن ، من اومدم که پاک کنم من اومدم که جای اشکاتو بگیرم ، آخ آخ ، بارون شیطون من ، همدم من ، بدون تو من چی کار کنم ، بدون تو دردمو به کی بگم ، هر وقت میای غمهامو می بری ، هر وقت میای حرف های دلمو زود می خونی اما وقتی می ری به این فکر کردی که دل من باز می گیره ، به این فکر می کنی که بغض گلموم می گیره ، ولی باز نرفته یا نیومده صدام می کنی ، منم صدات می کنم می گم باز تنها شدم می گم باز دردام از من جدا نشده بیا که دارم تموم می شم ، بیا و منو پاک کن ، بیا و بغض گلمو پاک کن باز شیطونی دیرتر میای ، اما وقتی می یای ، دیگه من مال خودم نیستم دیگه من می شم بارون توی دستای تو، می شم قطره توا برای تو ، می شم اشک روی گونه های خیس می شم نفس پس از آه از دست رفته ، پس بیا که دلم بی تو دل نگرونه ...


 

  • ارسال نظر (0)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
نظری برای این لاگ ارسال نشده است.
__