کمکم کن 30 بهمن 83 - 13:43 |
شب سرد بی ستاره تو دل این شهر بی رحم عابری غریب و خستم برای فرار از این شب وحشت کمکم کن هموطن تا ته این غم نفسهای تن این باغچۀ خسته هنوزم حال و هوای یاس پرپر شده داره صدای نالۀ برگهای اقاقی هنوزم داره امید یک ستاره کمکم کن به تن این شهر متروک بزنیم ما رنگ سبز یک تولد دوباره تا که این پهنای مرده برسه بروز غوغای ستاره کمکم کن تا که اشک آسمون رو در بیاریم شهر ما پر از پلیدیست تا که با هق هق ابرها پاک کنیم از دل مردم،پلیدی های دنیا تا طلوع صبح فردا هموطن راهی نمونده کمکم کن از دل این شب تاریک تا خود صبح سپید پل بزنیم کمکم کن تا که در جستجوی نقره ای قلبهای عاشق توی کوچه های آبی دوباره عاشقهای خسته و واموندۀ از عشق رو بیابیم صدای نفسهای طلوع فردا می رسه بگوش این قلب شکستم هموطن برای زنده موندن گلهای باغ آرزوهای دل خود بیا تا با هم بشیم یک دل و یک رنگ تا که فردا نخوریم حسرت این شبهای پر فریب و نیرنگ |
نظرها






