بی تو باید زیست ( خداحافظ کلوب ) 14 اردیبهشت 87 - 03:00 |
اون روزا ما دلی داشتیم واسه مردن جونی داشتیم
واسه مردن کسی بودیم کاری داشتیم
پاییز و بهاری داشتیم تو سرا ما سری داشتیم
عشقی و دلبری داشتیم واسه رفتن دلی داشتیم
کسی امد که حرف عشق رابا ما زد
دل ترسوی ما هم دل به دریا زد
به یک دریای طوفانی دل مارفته مهمانی
چه دور ساحلش از دور پیدا نیست
یه عمری راه در قدرت ما نیست
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد
خودش می برتت هر جا دلش خواست
به هر جا برد بدون سا حل همون جاست
به امید اینکه ساحل داره این دریا
به امیدی که آروم می شه تا فردا
به امیدی که این دریا فقط شاه ماهی داره
به عشقی که نمی بینی شباش و بی ستاره
دل ما رفته مهمانی
به یک دریای طوفانی ...
.
رو در و دیوار این شهر ،همش از تو یادگاره
توی این کوچه تاریک منو تنها نمی زاره
یاد حرفای قشنگت که تو قلبم لونه می کرد
یاد دلتنگی چشمات که منو بهونه می کرد
میزنه آتیش به جونم
کاشکی می شد که بمونم
آخه من ترانه هامو واسه کی پس بخونم
دل من هواتو کرده ،آخ کجایی نازنینم
کاشکی بودی و میدیدی
بی تو من دارم میمیرم...
من رفتم - میروم جایز نیست من رفتم - من رفتم و حدیث گفتم /.
چوپان به از گوسفند - آزادی به از بند چه با لبخند چه بی لبخند /.
دلم شکسته دلی که تنها دل به تو بسته با یاد عشقت همیشه خسته اما تو رفتی به من می گفتی هرجا که رفتی هرجا که باشی نمی شه روزی ازمن جداشی اما چه آسون دلکندی از من دوروغ می گفتی با پای خستم چتر شکستم توی خیابون نم نم باروون پای پیاده آخ که چه ساده عشقم می خواستم هر روز می شینم تورو ببینم تو اون خیابون زیر بارون چه خوش خیالم که برمی گردی باور ندارم صدای نازت توی خیالم دستای گرمت تو دست سردم ستایشم کن حتی تو خوابم اگه تو حتی خاطره باشی بازم قشنگه مال من باشی هر جا که رفتی هرجا که باشی خدانگهدار خدانگهدار . |
نظرهانیاز 6 تیر 1387 ساعت 19:55 | |
هی برو مارو دق بده،خووووووووووووووووب؟؟؟؟؟؟؟؟؟تازه تابستون شده که وقت ما بیشتره شما برو!!!!!!!! |
8 خرداد 1387 ساعت 09:00 | |
حاج مهدی دل مارو نشكن داداش هنوز میتینگ شادونه مونده كه همه روی گلتو ببینن بفهمن چه گلی هستی عزیز با امید بهتر شدن و موفقیت روز افزون برای تو |
17 اردیبهشت 1387 ساعت 15:22 | |
گفتی بهش دوسش داری ولی چی شد آخر کار گذاشت و رفت بی واهمه شکست همه قول و قرار وقتی یکی میشه یه بت یعنی باید گذاشت کنار تمام اون قول و قرار تمام اون راز و نیاز بذار بره خیالی نیست یه روز میشه مثل خودت مهدی جان من خیلی میخوامت نبینم حرف از رفتن بزنی به خاطر اون روزای خوبی كه باهم داشتیم حرف رفتن رو نزن |
inaz 16 اردیبهشت 1387 ساعت 20:13 | |
واقعا؟ آخه جرا؟دیگه کلوب رو دوس نداری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
14 اردیبهشت 1387 ساعت 16:12 | |
ای بابا |
14 اردیبهشت 1387 ساعت 14:48 | |
نرو تو هم نمیتونی مثل من دووم بیاری نرو نرو بابا خودتو ضایع نکن |
14 اردیبهشت 1387 ساعت 12:34 | |
سلام آرچر تصمیم خوبی گرفتی و هر رفتنی یه برگشتی هم داره ولی بیا پیش من من تنهام هرچند تنهایی رو دوست دارم ولی دوستان را در تنهایی دوستتر دارم |
سایه 14 اردیبهشت 1387 ساعت 08:26 | |
دفتر مرا دست درد می زند ورق شعر تازه ی مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف می زنم؟ درد، حرف نیست درد، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟ midonam ke midoni entezar sakhte |
14 اردیبهشت 1387 ساعت 07:01 | |
آرچــــــــــــــــــــر........!!!!!!!! [گــــریـــــه] مــــــــهـــــــــــدی.........!!!!! [گــــریـــــه] چرا این كارو با ما میكنی؟ مگه دست خودته كه تنهامون بذاری؟؟؟!!!! :( :(( [گــــریـــــه] |




















