................. 8 مهر 86 - 21:58 |
![]() پیکر تراش پیرمو با تیشه خیال
یک شب تو را از مرمر شعر آفریده ام
تا در نگین تو نقش هوس نهم
ناز هزار چشم سیه خریده ام
بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را
تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشمان حسودان نگاه را
تا پیچ و تاب قد ترا دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام
از هر زنی تراش تنی وام کرده ام
از مرمر قدمی به کرشمه رقصی ربوده ام
اما تو چون بتی که به بت پرست ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
گویی دل از کسی که ترا ساخت کنده ای
مست از می غرور و دور از غم منی
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای
هشدار...از اینکه در پس این پرده نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام
یک شب که چشم عشق تو دیوانه ام کند
بینند سایه ها که تو را هم شکسته ام
|
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرهاسمیرا 25 مهر 1386 ساعت 11:39 | |
کاش خالق متن ها و شعر هایی رو که تو پست هات میاری ذکر می کردی |
sama samava_garma@yahoo.com 17 مهر 1386 ساعت 11:55 |
mishe ye davat name baram befresty |
ترانه 12 مهر 1386 ساعت 19:12 | |
عـــالــــیـــه |











