تبلیغات


__
قیصر امین پور(لحظه های کاغذی**)
15 اردیبهشت 87 - 14:39
خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری
لحظه های کاغذی را ، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی ، زندگی های اداری
آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری
با نگاهی سرشکسته ، چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته ، خسته از چشم انتظاری
صندلی های خمیده ، میزهای صف کشیه
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری
عصر جدول های خالی ، پارکهای این حوالی
پرسه های بی خیالی ، نیمکت های خماری
رونوشت روزها را ، روی هم سنجاق کردم :
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری
عاقبت پرونده ام را ، با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری
روی میز خالی من ، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیت ها ، نامی از ما یادگاری

42-15535103.jpg

  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
naser      naser_mazlomi_sough@yahoo.com     
14 خرداد 1387 ساعت 01:45
سلام كاش این یك هفته یه همدم داشتم تا از مرگ اردشیر و زهرا باهاشون حرف میزدم حرفهایی كه پر از درد بودند كاش آن لحظه ی شوم تصادف هرگز رخ نمیداد.....
__