خاله محبوبه ... 11 مهر 86 - 19:07 |
هفت سال است كه او را می شناسم.از زمان فعالیت در انجمن حمایت از كودكان كار و خیابان. هنوز چهره خندان و خستگی ناپذیرش در ذهنم باقی مانده است وقتی كه در كوچه پس كوچه های محله دروازه غار تهران برای كودكان كار فعالیت می كرد. هنوز به یادم هست صحنه هایی كه كودكان كار و خیابان ,همانهایی كه شاید بعضی از ما با اكراه نگاهشان كنیم , در خانه اجاره ای انجمن دورش را میگرفتند و میگفتند خاله محبوبه برامون قصه بگو... خاله محبوبه نقاشی من قشنگه؟ .... خاله محبویه... هنوز چهره خندان و نگاه پر دغدغه اش در خاطرم هست ...
****
محبوبه مقدم پژوهشگر مسایل زنان و فوق لیسانس مطالعات زنان بیش از دو هفته است که در زندان به سر می برد. هنوز اتهام او را به خانواده اش نگفته اند. شاید پژوهش در این وا نفسای دغدغه ی نان خود جرمی بزرگ باشد! هرچه هست این اتهامی بیش نیست و شاید اکنون که این کوتاه کلام را می خوانی محبوبه را بازجویی می کنند . چه نابشایست سرانجامیست سرانجام فکر در این مرز و بوم.
هیچ باور داری / که اندر این دود وش بر شده ی زنگاری / سرزمینی است عجیب /همه چیزش وارون/ که در آن مرگ به از زندگی است/ شرف انسان در بندگی است/........ " مرحوم سعیدی سیرجانی"
|
نظرهاmaria 20 آذر 1386 ساعت 11:44 | |
khili tekan dahnde bod vaghan motasef shodam |
16 مهر 1386 ساعت 23:47 | |
اصلاً باورم نمیشه ............ |
11 مهر 1386 ساعت 20:11 | |
وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم ...امیدوارم هرچه زودتر آزاد شه :) |












