لالایی فراق 20 خرداد 85 - 23:26 |
مادر گفت: من لالایی تازه ای خواهم ساخت من در گوش نوزاد دلبند خویش ,حدیثی تازه تر خواهم گفت من قلب کوچک دردانه خود را با رئوف ترین قلب عالم پیوند خواهم زد و من خواب کودک خویش را شیرین ترین خواب عالم خواهم کرد من لالایی تازه ای خواهم ساخت لالایی فراق لالایی انتظار لالایی وصال و به راستی به راستی چه شیرین است خوابی که آغازش لالایی تو باشد و میدانم ....به یقین میدانم که از این پس نوزاد من تاب نخواهد بود بی قراری نخواهد کرد چرا که لالایی تو قرار دل همه ی نوزادان بی قرار عالم است و تو قرار دل همه بی قراران من دلبند خویش را با لالایی تو خواهم خواباند ![]() و کسی چه میداند ....کسی چه میداند ؟ شاید تو محبوب بی همتای من - به لطف آسمانی خویش هم نشین خواب های دردانه ی من گردی لبخند کودک خوابم را ببین .....آقا ![]() میبینی که چه شیرین در خواب ناز میخندد؟ ![]() بگو .....آقا بگو.......که آیا به راستی به خواب او نیامده ای؟ ![]() لالالالا...گل زیبا دل خون شد از این دنیا نگام بر در شب و روزه نیومد مهدی ام از راه گلی پرورده ام زیبا و نازه برای سرورش محرم رازه در آخر میشه او یار امامش نصیبش هم شهادت در رکابش آری ...من لالایی تازه ای خواهم ساخت مهدی جان |
نظرها4 مرداد 1385 ساعت 07:33 | |
tanham kheili man hamoonam ke mikhastam tanhaiimo bahatoon ghesmat konam yadetoone? komakam mikonid? |











