تبلیغات


__
فقط برای امروز
25 خرداد 86 - 23:13

(( ما نمی توانیم چیزی را در خود تغییر بدهیم مگر اینکه اول نیاز به این تغییر را قبول داشته باشیم. قدم پنجم به ما در شناخت خود کمک می کند . با پذیرش خود و بیماریمان می توانیم امیدوار باشیم که تغییر کرده  و بهبودی میابیم ))

----------------------------------------------------------------------------------------------

پذیرش یعنی قبول و درک واقعیت که نیاز به راستی شجاعت حقیقت گویی و تمایل داریم بعضی اوقات پذیرش فراتر از تحمل انسان به نظر می رسد اما برای رهایی باید هرچه سریعتر از این مرحله عبور کنیم .

اگر من قبول نداشته باشم که بیمارم بنابراین دنبال هیچ پزشکی نمی روم اگر دوست نداشته باشم که داروهایم را مصرف کنم بنابراین بهبودی و تغییر در من حاصل نمی شود .

ما نمی دانیم این مسئله چقدر حائز اهمیت است . اگر برای وقت انرژی و پولم ارزش قائل نباشم بنابراین این جوری به نظر می آید که تمایلی برای پرداخت ارزش آن در من نیست .

اگر لذت زندگی توام با بهبودی بهره وری از منافع آن مورد توجه واقعی من باشد آن موقع هست که من با کمال میل حاضر به پرداخت قیمت آن می شوم و این فرصت برای رشد خواهم بود.

  • ارسال نظر (4)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
31 مرداد 1387 ساعت 21:53
در مسجد همه نشسته بودند و ملا به منبر رفته بود و از شهادت و كربلا و بهشت و حوریان بهشتی سخن میگفت كه بچه ی كچل پرسید:



بچه:امام حسین قویتر بود یا بروس لی



ملا:معلومه امام حسین ! بروس لی كیه؟



بچه:بروس لی یك آدم خفن بود كه خیلی كارته باز بود بعدش مسلمون شد و اسمشو گذاشت محمدعلی كلی



ملا كه كمی گ... پیچ شده بود به سخنرانیش ادامه داد و برای گرم كردن مجلس شروع كرد از بهشت و حوریان بهشتی صحبت كردن. از دهن همه مردان آب راه افتاده بود كه دوباره پسر بچه پرسید



بچه:حاج آقا انجلیا جولی خوشگلتره یا حوریای بهشتی؟




ملا:خوب معلومه حوریا



بچه:حالا اگه یكی شهید شد و رفت بهشت و حوری نخواست عوضش انجلیا جولی خواست تكلیفش چیه؟



ملا:این انجلینا كدوم خریه بچه؟‌ اصلا صاحب این توله كیه؟

ملا كه دید بچه بی صاحبه با خیال اینكه ازش ذهرچشم گرفته و دیگه تا آخر مجلس حرفی نمیزنه به سخنان خود ادامه داد و گفت "بله كجا بودیم"

بچه : در اونجا بودیم كه اگه یكی حوری نخواست اجلیا خواست چی؟

ملا می خواست یك چند تا فحش آب دار بده به بچهه و از منبر بیاد پایین گوششو بگیره پرتش كنه بیرون كه از ته مجلس غلامحسین پشمی گفت :خوب راست میگه بچه حالا ما حوری نخوایم جنفیر لوپز بخوایم باید كیو ببینیم

حسن نونوا: من جسیكا البا میخوام

فراش مسجد هم گفت: حالا كه اینطور شد منم نیكول كیدمن رو میخوام

عباس اقای قصاب: غلط كردی نیكول كیدمن ماله حاجیته!

در همین حال یك صدای اشنا از قسمت خواهران بلند شد و گفت: منم بردپیتو میخوام
ملا باخودش گفت چقدر صداهه براش اشناست كه یهو یادش اومد این صدای قمر خانم زنشه!
با عصبانیت داد زد"تو گوه خوردی زنیكه خر"


یهو مسجد ساكت شد و همه فكر كردن ملا با عباس قصاب بوده چون قسمت "زنیكه خر" رو ملا تو دلش گفته بود
از همه بد تر عباس قصابم این فكرو كرده بود. آخرین فحشی كه عباس قصاب شنیده بود " بی فرهنگ "بود كه بر میگشت به پنج سال پیش . عباس آقا هم بعلت كتك زدن یارو تا سر حد مرگ به سه سال حبس محكوم شده بود .عباس قصاب داشت آستیناشو بالا میزد و میرفت طرف ملا تا یقه ملا رو بگیره. ملا هم از ترس شلوارش مرطوب شده بود و وضوش هم باطل .تند تند ذكر میفرستاد تا یه فرجی بشه و به خیر بگذره. بچه تخص هم در حالكه برای ملا داشت شكلك درمیاورد نعلینای ملا رو پوشید و فرار كرد.
مهدی ویلونیست      mahdi_violonist@yahoo.com     
19 اردیبهشت 1387 ساعت 01:08
با سلام و خسته نباشید من می خوام در وب شما عضو بشم. این هم ادرس وبلاگم http://mahdeviolonzan.blogfa.com/
فائزه حریری          
9 اسفند 1386 ساعت 11:37
har anche ke hasti behtarin bash
Nazanin      nazaninoveisy@yahoo.com     
19 آبان 1386 ساعت 20:56
سلام! امیدوارم که خوب باشید! یه کمکی از شما می خواستم، می شه لطفاً آدرس جلسات نیکوتینی ها رو به من بدین؟ خیلی ممنون می شم!
__