ham sooratie ham parvane,dusesh daram 3 فروردین 87 - 03:12 | ||
| ||
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها7 اردیبهشت 1387 ساعت 01:19 | |
very good |
shati soofiya_63@yahoo.com 16 فروردین 1387 ساعت 23:07 | |
dar zendegi ahzehayi ast ke be shddat mayelim be kasi komak konim ama kari az dasteman bar nemiayad.ye sharayet be ma ejazehye komak nemidahad,va ya an shakhs paziraye ebraze mohabbat va yari nist. ostad migoyad:-eshgh hamishe hast.hatta hengami ke ehsas mikonim bi fayedeim, hanooz mitavanim eshgh bevarzim-bedone tavaghooe padash,jobran ya tashakkor. agar betavanim bedin gone amal konim, kar mayeye eshgh shoro mikonam be taghyir dadane keyhan piramoone ma.vaghti in karmaye zaher mishavad, hamvare mitavanad kare khod ra anjam dahad. moafagh bashi azizam |
5 فروردین 1387 ساعت 00:33 | |
زن ،عشق می کارد و کینه درو می کند.. دیه اش نصف دیه توست. و مجازات زنایش با تو برابر. می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی. برای ازدواجش – در هر سنی – اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی – به لطف قانونگزار می توانی ازدواج کنی. در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو .... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی. او می زاید و تو برای نوزادش نام انتخاب می کنی. او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد. او بیخوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی. او مادر می شود و همه جا می پرسند : (نام پدر ؟) و هر روز : او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پیر می شود و بعد می میرد. و قرنهاست که او : عشق می کارد و کینه درو می کند. چرا که : در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان ، جوانی برباد رفته اش را می بیند. و در قدمهای لرزان مردش ، گامهای شتاب زده جوانی برای رفتن. و دردهای منقطع قلب مرد ، سینه ای را به یاد او می آورد که تهی از دل بوده. و پیری مرد ، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند. و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد او |











