userinfo close

پیام های کوتاه

احسان   , elyas_62
تولدت مبارك دوست خوبم ایشالا سالهای سال سرزنده وخوشحال زنده باشی
1 سال پیش
   
نفیسه خ , donyya66
سلامک عکس قشنگ تولدت مبارکااااا باشه ... وقت گل و صنوبره شیرینیه من یکی یادت نره
1 سال پیش
   
هاله م , haleh__m
in che axie?adam yade changiz khane moqol miofte?
1 سال پیش
   
علیه ء , ellieh_tarannom
عكس وووووووووووووووووووووووو!!!
1 سال پیش
   
هاله م , haleh__m
axet tekrarie1ja dg dide budam
1 سال پیش
   
.............................................................

پیام طاهری

payam_t

مرد 24 ساله مجرد ، مشاهده پروفایل
4 سال و 1 ماه و 7 روز سن کلوبی ،
نه میخوام کسی دوستم داشته باشه ... نه کسی رو دوست دارم! همین!
 
00:15 1388/01/31
دومین داستان متفاوت
از هیچ چیز نباید مطمئن بود !

 
- باید مطمئن می شد ...
 اصلاً کی همچین حرفی زده بود؟ هیچ کس نمی دونست ، کی گفته. هر کسی از یکی دیگه شنیده بود . شاید هم حوصله اش سر رفته بود ... می خواست بیکار نباشه! به هر حال هر فکری میکرد ، به خودش ربط داشت . قلب خودش بود ، مال خودش بود .  صاحبش هم خودش بود .
 پس -
 تیغی برداشت.
خیلی آروم روی پوست قفسه ی سینه اش ، خراشی داد . با احتیاط پوستشو کنار زد. بعد ، قفسه ی سینه اش رو از لولا جدا کرد و گذاشتش کنار دیوار!
 قلبشو که مثل یک ماهی قرمز ، بالا و پایین می پرید ، توی دست راستش گرفت و کشید بیرون .
 دست چپشو مشت کرد و کنار قلبش گرفت ... آهان ... دیدی درست حدس زده بود ...
- قلبش -
بزرگتر از مشتش بود!
از هیچ چیز نباید مطمئن بود. قلب آدما ممکنه بزرگتر یا کوچیکتر از مشتشون باشه ... !

 
از خانم فرنوش عبدلی

  • ارسال کامنت(2)
99
کامنت بنویسید...
زهره خادم , aftabmahtab_61
چه تجربه ی شیرینی!
ادامه
سه شنبه 1 اردیبهشت ، 14:52
لیلا    , azk
از هیچ چیز نباید مطمئن بود!!!
ادامه
دوشنبه 31 فروردین ، 20:07
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.