یک نفر ، یک انسان بود. یک نفر ، صبح زود از خواب بیدار شد ، اما به کسی سلام نکرد ... کتری را روی اجاق گذاشت و جای دم کرد . صبحانه خورد ، اما با کسی حرف نزد ... یک نفر ، سر کار رفت . اما با کسی حرف نزد ... - ظهر شد - به خونه برگشت ، اما کسی به او خسته نباشی ، نگفت ... به تنهایی ، نهار خورد و بعد از تماشای تلویزیون ، به مطالعه ی کتاب مورد علاقه اش ادامه داد ، اما با کسی حرف نزد ... - شب شد - یک نفر ، شام خورد ، اما با کسی حرف نزد ... مسواک زد . لامپ ها رو خاموش کرد اما به کسی شب بخیر نگفت . یک نفر ، خوابید و خواب دید : خواب کسی را که می توانست با او حرف بزند .