
16 خرداد 88 - 12:11 | ||
سبک فلامنکو در مقابل سبک سنتی ظاهر شد و با قدم نهادن در وادی ذهن گرایی توانست به فردگرایی در مقابل جمع گرایی سنتی دست یابد. و تمامی این مشخصه ها در اثری ثابت و محکم با قلبی روشن ، متعالی و در عین حال پرحسرت و تنها وجود دارد. دوران رومانتیسیم لحظه ظهور فلامنکو بود. بنابراین صحبت خود را در مورد تماشاچیان و شاهدان واقعه فلامنکو ادامه می دهیم. ما این موضوع را از مسافرین بیگانه آغار می کنیم که در حال جستجوی افسانه و سنت بودند ، انسانهایی که در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 وارد اسپانیا شدند . ورود آنها هم مثل ورود هر بیگانه ای ، باعث بوجود آمدن نگرش نوینی و برخورد با فرهنگ غنی اسپانیا که مملو از رنگ ، طعم و منظره های مختلف است ،شد. و این برای مردمان عصر رمانتیسیم بیشتر از اینکه یک اتفاق هیجان انگیز باشد ،یک شوق بود. این خیلی هم باعث تعجب نیست که این مسافرین میخواستند اثر شهود و یافته های خود را بر جای بگذارند . طبق گفته های استاد لوپز انتیورس برگرفته از اطلاعات کتاب Foulche-Delbosc نویسندگان مسافر از 599 سفری که در طول قرن 19 در سراسر اسپانیا انجام دادند ،318 سفر مربوط به آندالوس بوده است.سومین بخش این مسافرین فرانسوی ها ،چهارمین بخش انگلیسی ها ،پنجمین بخش آلمان ها و ششمین گروه آمریکایی ها بودند.همچنین در بین این مسافرین مردم روسی، هلندی، پرتغالی، ایتالیایی وجود داشتند که با علاقه و شوق فراوان سعی در کشف دنیای عجیب بین پیرنه و آفریقا داشتند.در میان برخی از آنها میتوان Teófilo Gautier ،Richard Ford و ... را نام برد،که توانستند عادات و سنت های ما مانند بسیاری از فولکلور ها را کشف کنند .
چیزی که این مسافرین برای ما به ارمغان آوردند، ادامه دادن راه زیبای فرهنگ اسپانیایی به خصوص عادات جنوب اسپانیا یعنی آندالوس بود. چیزی که نه تنها مرزهای ما را به بی نهایت سوق می داد، بلکه در درون اسپانیا هم شور و عشقی نسبت به وطن و شناخت آن در مردم بوجود آورد. از نتایج مثبتی که آنها به جای گذاشتند همچنین میتوان به تأثیر ادبی و ایجاد علاقه برای انجام فعالیت های توریستی اشاره کرد. قابل ذکر است که در زمانی که اسپانیا دردوران سیاسی و تأثیر عواقب ونتایج آن بر مردم در به سر میبرد و همزمان با تظاهرات و اعترضات هنری ،هنرمندانی در اوج بی سوادی به شکوفایی رسیدند.تفاسیری در مورد اسپانیا وجود داشت که باعث توجه مردم به کشور می شد. آنها نگاه های انتقاد آمیز نسبت به اسپانیا و کوچک شمردن فلامنکو را نمیخواستند این خصوصیات را به گونه ای آشکار می توان در میان روشنفکران و نویسندگان و شاعران نسل 98 مشاهده کرد. شواهدی وجود دارد که دقیقاً دروازه های فلامنکو را به سمت ما می گشاید و ما را به دست نویسنده ای اهل مالاگا می سپارد: Serafín Estébanez Calderón ،یک نویسنده برجسته که در سال 1799 دیده به دنیا گشود و در 1867 دیده از جهان فرو بست،نویسنده ای هم عصر با مسافرین رمانتیک ذکر شده که نه تنها در تاریخ، از او به عنوان یک محرک ادبیات سنتی قرن 19 نام برده می شود بلکه به لطف او اطلاعاتی در مورد موسیقی فلامنکو به این خاک رسیده است.نوشته های او که با نام مستعار نویسنده،تحت عنوان سولیتاریو به معنای" تنها " امضا شده، خود به عنوان گواهی بر این حرکت و انقلاب هنری است که از دنیای عجیبی الهام گرفته شده است. در سال 1831 "رقصی در تریآنا " توسط نشریه نامه های اسپانیایی منتشر شد.و در این لحظه بود که بسیاری از چهره های مطرح فلامنکو همچونMaria de las Nieves, Juan de Dios, Perla La و ... پدیدار شدند. در میان برخی از آوازهای آنها میتوان به la Rondeña,la Caña و ...اشاره نمود. در اینجا به بررسی نمونه ای از اشعار می پردازیم: Toma niña esta naranja, que la cogí de mi huerto, no la partas con cuchillo, que va mi corazón dentro دخترک این پرتقال را که از باغ خودم چیدم بگیر،آن را با چاقو تکه تکه نکن که قلب من درون آن است.
در نوامبر سال 1845 در صفحات مجله "قرن زیبا " ،مطلبی به نام " مجلس عمومی " به چاپ رسید . در این صحنه که باز هم آندالوسی بود و توسط این نویسنده چیره دست اهل مالاگا نوشته شده بود،ما باز هم وارد دنیایی می شویم که در آن باز هم شخصیت های فلامنکو پدیدار می شوند. این مطلب آندالوسی یعنی" مجلس عمومی " راجع به زنی است به نام دلرس یک زن زیبا با پوستی برنزه و چشمانی مشکی که دندانهایی به سفیدی برف و کمری باریک و پاهایی زیبا دارد و به همراه گروهش بسیار زیبا و مجذوب کننده می رقصد. اما از میان آواز هایی که دلرس می خواند زیبا ترین آنها آوازی مالاگایی بود با سبک خابرا که بسیار محزون و بهتر بگوییم به سبک فلامنکو بود. بدین ترتیب Estébanez Calderón شرایط محیطی همانند بو، رنگ و حتی طعم غذای آندالوس و شخصیت ها، رقص و حرکت های آن را با بیان جزئیات توصیف می کند.
او به توصیف نوع پوشش و رفتارهای مردم میپردازد و برای ما فلامنکو ،شعر هایی عاشقنه و هشت سیلبی ها را به ارمغان می آورد ، و دید زیبا و مشاهدات خود را برای ما نیز نمایان می کند. به لطف او ما متوجه شدیم که فلامنکو اتفاق افتاده است و از مرزهای تریآنا هم فراتر رفته است، و در واقع امکان ادراک و لذت بردن از اولین مرحله فلامنکو را برای ما ممکن ساخت. در اینجا شایسته است که بی شک از دیگر نویسندگان بزرگ که فلامنکو را به اوج رساندند یاد کنیم.بد نیست که از نویسندگان قرن 19 نیز نام برده شود چرا که آنها بوسیله اشعار ،آثار تئاتری یا حتی رمان های خود نقش به سزایی در انقلاب هنری آندالوس ایفا کردند : از جمله میتوان Juan Antonio de Lza نویسنده و فولکلوریست مشهور که گیتار میزد و میخواند و می رقصید، را نام برد، همچنین خانم Cecilia Bohl de Feber فرزند کنسول Juan Nicolas Bohl de Feber که تخلص او Fernán Caballero و متولد سوئیس بود و بسیاری افراد دیگر .... با توجه به اهمیت شعر در این دوران، قابل ذکر است که مبحث شعر در این دوران شامل دو حرکت جدید می شد ، یکی حذف شعر به سبک فولکلور به خصوص نوع آندالوسی و دیگری تقلید از سبک شعر آلمانی به خصوص از شعر پست رمانتیک Heinrich Heine . شاعری که تأثیر به سزایی بر شاعران اسپانیایی در آن زمان داشت.در منطقه سویل می توان شاعر بزرگ Gustavo Adolfo Dominguez Insausti که بعدها لقب Becquer گرفت و شاگرد او که اهل مادرید بود Agusto Ferran y Fornies را نام برد که هر دو آنها در سال 1860 در مادرید شهرت فراوانی داشتند.این موضوع بسیار عجیب بود که Ferran در سال 1861 مجموعه تنهایی را با پیش درآمدی از آثار Becquer نوشت و آن را از اشعار خود معرفی کرد .
هرچند این هنر در دوران مناسب و مطلوبی زاده نشد ، اما به عنوان پرچم دار
آزادی با خصوصیاتی بارز و کامل در بیان احساسات و زیبایی پدیدار گشت و با
خود انقلابی را به همراه آورد ، انقلابی که در آن علاوه بر روح رومانتیسیم
خلاقیت نیز حاکم بود. www.flamenconews.ir | ||



نظرها16 خرداد 1388 ساعت 18:22 | |
very nice |











روزت مبارک 






