پیام های کوتاه
نرم نرمک میرسد اینک بهار ، خوش به حال روزگار ، خوش به حال چشمه ها و دشت ها خوش به حال دانه ها و سبزه ها ، خوش به حال غنچه های نیمه باز
1 روز پیش
   
دیشب چهار شنبه سوری رو با آتیش وجودت جشن گرفتنم
4 روز پیش
   
ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد .
1 ماه پیش
   
گاهی وقتها لازم است خیلی از راهها را برویم تا متوجه شویم خیلی از درخشش ها کاذب است! (پائولو کوئیلو)
1 ماه پیش
   
سهم ما ، از زندگی ، چون جوانه بالیدن است، درختی سترگ شدن و لانه امن کبوتران شدن
2 ماه پیش
   
درود دانشجوی عزیز و گرامی و شاگرد اول روزت مبارک
3 ماه پیش
   
دست از طلب ندارم تا کام من برآید یا تن رسد به مدرک یا جان ز تن درآید روزت مبارک دانشجوووووووووو
3 ماه پیش
   
هر قطره اشکی دردی است...که ز عصیان اندوه سرچشمه می گیرد...
3 ماه پیش
   
ترنم باران، رقص برگها ،و سکوتی که به خدا می رسد...باران شوق تقدیس انسان است...
3 ماه پیش
   
نیلوفر در مرداب می روید تا به همگان بفهماند،در اوج سختی می توان بهترین را آفرید
3 ماه پیش
   
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار..."نوروز"جاودانه ترین جشن روزگار
__
16 خرداد 88 - 12:11

سبک فلامنکو در مقابل سبک سنتی ظاهر شد و با قدم نهادن در وادی ذهن  گرایی توانست به فردگرایی در مقابل جمع گرایی سنتی دست یابد.  و تمامی این مشخصه ها در اثری ثابت و محکم با قلبی روشن ، متعالی و در عین حال پرحسرت و تنها وجود دارد.

دوران رومانتیسیم لحظه ظهور فلامنکو بود. بنابراین صحبت خود را در مورد تماشاچیان و شاهدان واقعه فلامنکو ادامه می دهیم. ما این موضوع را از مسافرین بیگانه آغار می کنیم که در حال جستجوی افسانه و سنت بودند ، انسانهایی که در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 وارد اسپانیا شدند . ورود آنها هم مثل ورود هر بیگانه ای ، باعث بوجود آمدن نگرش نوینی و برخورد با فرهنگ غنی اسپانیا که مملو از رنگ ، طعم و منظره های مختلف است ،‌شد. و این برای مردمان عصر رمانتیسیم بیشتر از اینکه یک اتفاق هیجان انگیز باشد ،‌یک شوق بود.

این خیلی هم باعث تعجب نیست که این مسافرین میخواستند اثر شهود و یافته های خود را بر جای بگذارند . طبق گفته های استاد لوپز انتیورس برگرفته از اطلاعات کتاب Foulche-Delbosc نویسندگان مسافر از 599 سفری که  در طول قرن 19 در سراسر اسپانیا انجام دادند ،318 سفر مربوط به آندالوس بوده است.سومین بخش این مسافرین فرانسوی ها ،چهارمین بخش انگلیسی ها ،پنجمین بخش آلمان ها و ششمین گروه آمریکایی ها بودند.همچنین در بین این مسافرین مردم روسی، هلندی، پرتغالی، ایتالیایی وجود داشتند که با علاقه و شوق فراوان سعی در کشف دنیای عجیب بین پیرنه و آفریقا داشتند.در میان برخی از آنها میتوان Teófilo Gautier  ،Richard  Ford و ... را نام برد،که توانستند عادات و سنت های ما مانند بسیاری از فولکلور ها را کشف کنند .


flamencoromantico.a1.jpg flamencoromantico.a2.jpg


چیزی که این مسافرین برای ما به ارمغان آوردند، ادامه دادن راه زیبای فرهنگ اسپانیایی به خصوص عادات جنوب اسپانیا یعنی آندالوس بود. چیزی که نه تنها مرزهای ما را به بی نهایت سوق می داد، بلکه در درون اسپانیا هم شور و عشقی نسبت به وطن و شناخت آن در مردم بوجود آورد. از نتایج مثبتی که آنها به جای گذاشتند همچنین میتوان به تأثیر ادبی و ایجاد علاقه برای انجام فعالیت های توریستی اشاره کرد. قابل ذکر است که در زمانی که اسپانیا  دردوران سیاسی و  تأثیر عواقب ونتایج آن بر مردم در به سر میبرد و همزمان با تظاهرات و اعترضات هنری ،هنرمندانی در اوج بی سوادی به شکوفایی رسیدند.تفاسیری در مورد اسپانیا وجود داشت که باعث توجه مردم به کشور می شد.  آنها نگاه های انتقاد آمیز نسبت به اسپانیا  و کوچک شمردن فلامنکو را نمیخواستند این خصوصیات را به گونه ای آشکار می توان در میان روشنفکران و نویسندگان و شاعران نسل 98 مشاهده کرد.

شواهدی وجود دارد که دقیقاً دروازه های فلامنکو را به سمت ما می گشاید و ما را به دست نویسنده ای اهل مالاگا می سپارد:

Serafín Estébanez Calderón  ،یک نویسنده برجسته که در سال 1799 دیده به دنیا گشود و در 1867 دیده از جهان فرو بست،نویسنده ای هم عصر با مسافرین رمانتیک ذکر شده که نه تنها در تاریخ، از او به عنوان یک محرک ادبیات سنتی قرن 19 نام برده می شود بلکه به لطف او اطلاعاتی در مورد موسیقی فلامنکو به این خاک رسیده است.نوشته های او که با نام مستعار نویسنده،تحت عنوان  سولیتاریو به معنای" تنها " امضا شده، خود به عنوان گواهی بر این حرکت و انقلاب هنری است که از دنیای عجیبی الهام  گرفته شده است. در سال 1831 "رقصی در تریآنا " توسط نشریه نامه های اسپانیایی منتشر شد.و در این لحظه بود که بسیاری از چهره های مطرح فلامنکو  همچونMaria de las Nieves, Juan de Dios,    Perla  La و ... پدیدار شدند. در میان برخی از آوازهای آنها میتوان به la Rondeña,la Caña و ...اشاره نمود.

در اینجا به بررسی نمونه ای از اشعار می پردازیم:


Toma niña esta naranja, que la cogí de mi huerto, no la partas con cuchillo, que va mi corazón dentro

دخترک این پرتقال را که از باغ خودم چیدم بگیر،آن را با چاقو تکه تکه نکن که قلب من درون آن است.

 

در نوامبر سال 1845 در صفحات مجله "قرن زیبا "  ،مطلبی به نام " مجلس عمومی " به  چاپ رسید . در این صحنه که باز هم آندالوسی بود  و توسط این نویسنده چیره دست اهل مالاگا نوشته شده بود،ما باز هم وارد دنیایی می شویم که در آن  باز هم شخصیت های فلامنکو پدیدار می شوند.

این مطلب آندالوسی یعنی" مجلس عمومی " راجع به زنی است به نام دلرس یک زن زیبا با پوستی برنزه و چشمانی مشکی که دندانهایی به سفیدی برف و کمری باریک و پاهایی زیبا دارد و به همراه گروهش  بسیار زیبا و مجذوب کننده می رقصد. اما از میان آواز هایی که دلرس می خواند  زیبا ترین آنها آوازی مالاگایی بود با سبک خابرا که بسیار محزون و بهتر بگوییم به سبک فلامنکو بود. بدین ترتیب Estébanez Calderón شرایط محیطی همانند بو، رنگ و حتی طعم غذای آندالوس و شخصیت ها، رقص  و حرکت های آن را  با بیان جزئیات توصیف می کند.


flamencoromantico.a3.jpg


او به توصیف نوع پوشش و رفتارهای مردم میپردازد  و برای ما فلامنکو ،شعر هایی عاشقنه و هشت سیلبی ها را به ارمغان می آورد ، و دید زیبا و مشاهدات خود را برای ما نیز نمایان می کند. به لطف او ما متوجه شدیم که فلامنکو اتفاق افتاده است و از مرزهای تریآنا هم فراتر رفته است، و در واقع امکان ادراک و لذت بردن از اولین مرحله فلامنکو را برای ما ممکن ساخت.

در اینجا شایسته است که بی شک از دیگر نویسندگان بزرگ که فلامنکو را به اوج رساندند یاد کنیم.بد نیست که از نویسندگان قرن 19 نیز نام برده شود چرا که آنها بوسیله اشعار ،آثار تئاتری یا حتی رمان های خود نقش به سزایی در انقلاب هنری آندالوس ایفا کردند :

از جمله میتوان  Juan Antonio  de Lza نویسنده و فولکلوریست مشهور که گیتار میزد و میخواند و می رقصید،  را نام برد، همچنین خانم  Cecilia Bohl de Feber   فرزند کنسول Juan Nicolas  Bohl de Feber  که تخلص او Fernán Caballero   و متولد سوئیس بود و بسیاری افراد دیگر .... با توجه به اهمیت شعر در این دوران، قابل ذکر است که مبحث شعر در این دوران شامل دو  حرکت جدید می شد ، یکی حذف شعر به سبک فولکلور به خصوص نوع آندالوسی و دیگری تقلید از سبک شعر آلمانی به خصوص از شعر پست رمانتیک Heinrich Heine .

شاعری که تأثیر به سزایی بر شاعران اسپانیایی در آن زمان داشت.در منطقه سویل می توان شاعر بزرگ Gustavo Adolfo Dominguez Insausti  که بعدها لقب Becquer  گرفت و شاگرد او که اهل مادرید بود Agusto Ferran y Fornies  را نام برد که هر دو آنها در سال 1860 در مادرید شهرت فراوانی داشتند.این موضوع بسیار عجیب بود که Ferran    در سال 1861 مجموعه تنهایی را با پیش درآمدی از آثار Becquer   نوشت و  آن را از اشعار خود معرفی کرد .

هرچند این هنر در دوران مناسب و مطلوبی زاده نشد ، اما به عنوان پرچم دار آزادی با خصوصیاتی بارز و کامل در بیان احساسات و زیبایی پدیدار گشت و با خود انقلابی را به همراه آورد ، انقلابی که در آن علاوه بر روح رومانتیسیم خلاقیت نیز حاکم بود.


www.flamenconews.ir




  • ارسال نظر (1)
برای ارسال نظر باید به سایت وارد شوید.
نظرها
         
16 خرداد 1388 ساعت 18:22
very nice
__