سبزوسرخ وسفید 26 مرداد 84 - 03:05 |
بوی خاكت تو وجودم تو نبودی من نبودم من یه برگ از شا خه ی تو عاشقو دیوانه ی تو گرچه در غربت نشستم با تو من قلب نشكستم این نفس از ریشه ی توست در سرم اندیشه ی توست سبزو سرخو سفیدم تورو به هیچ رنگی نمیدم قرمزوسبزوسفیده خون جاری تورگامون افتادیم اینور دنیا همه دور از خونه هامون تو خیابونای این شهر همه جا رنگ وارنگه همه ی قلبا رو دیدم رنگ تو فقط قشنگه آرزوی دیدن تو واسه من خواب وخیاله منم اون ترانه خونه كه براش خوندن محاله اما من فاصله ها رو میبوسم میبرم ازیاد هرجای دنیا كه باشم می زنم اسمتو فریاد |
نظرهانازنین پ 23 شهریور 1384 ساعت 02:40 | |
thanks |
Ali vj 22 شهریور 1384 ساعت 20:10 | |
very good |









